چهارشنبه ٢٧ تير ١٣٩٧
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
آزادي و ارتداد

 منبع : معارف

 نويسنده : حميدرضا شاكرين با همكاري جمعي     ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1393/09/12  

در قلمرو حقوق و آزادى‏هاى مذهبى، مسئله «ارتداد»، از مهم‏ترين و حساس‏ترين موضوعات شمرده مى‏شود. براى آشنايى با آن، ابتدا به بيان چيستى، عوامل و اقسام ارتداد و سپس به بيان حكم و فلسفه آن خواهيم پرداخت.
«ارتداد» كه از واژه «رد» گرفته شده، در لغت به معناى «بازگشت» است. در فرهنگ دينى، بازگشت به كفر، «ارتداد و ردّه» ناميده مى‏شود. البته مسئله ارتداد و احكام جزايى مترتب بر آن، به اسلام اختصاص ندارد. در برخى از اديان ديگر و مذاهب بزرگ نيز هر گاه كسى از دينِ برگزيده و منتخب روى گرداند، كافر به شمار مى‏آيد و بدان سبب كه از دين سابق برگشته، مرتد خوانده و مجازات مى‏شود.
انواع مرتد
در فقه اسلامى مرتد دو نوع است و هر يك احكامى جداگانه دارد:
1. مرتد فطرى: كسى است كه پدر يا مادرش، هنگام انعقاد نطفه وى مسلمان بوده‏اند و او بعد از بلوغ، آيين اسلام را پذيرفته و سپس به كفر روى آورده است؛ مانند سلمان رشدى كه پدرش مسلمان بوده است. ‏برخى از فقها مانند شهيد ثانى در «مسالك الافهام» اسلام حكمى به علاوه كفر بعد از بلوغ را براى تحقق مرتد فطرى كافى دانسته‏اند. منظور از اسلام حكمى اين است كه فرزند نابالغ از جهت اسلام و كفر تابع پدر و مادر است. پس اگر حداقل يكى از آن دو مسلمان باشند. فرزند نيز در حكم مسلمان است، ولى نظر غالب فقها مخالف اين است و اسلام حكمى را براى جريان حكم ارتداد كافى نمى‏دانند.
2. مرتد ملى: كسى است كه پدر و مادرش، هنگام انعقاد نطفه وى كافر بوده‏اند و او بعد از بلوغ، اظهار كفر كرده است. سپس مسلمان شده و بعد از آن به كفر باز گشته است.
برخى از فقها كفر پدر يا مادر، هنگام ولادت طفل را شرط دانسته‏اند؛ نه هنگام انعقاد نطفه.
مجازات ارتداد
اگر مرتد فطرى مرد باشد، علاوه بر برخى از احكام مدنى ـ مانند فسخ پيمان نكاح و جدايى از همسر بدون نياز به طلاق و تقسيم اموال بين ورثه ـ به اعدام محكوم است. مرتد ملى را به توبه و بازگشت به اسلام دعوت مى‏كنند و سه روز (و به گفته برخى از فقها مانند شيخ طوسى به قدر لازم) مهلت مى‏دهند. اگر در اين مدت توبه كرد، آزاد مى‏شود؛ و گرنه به اعدام محكوم مى‏گردد.
زن مرتد، از هر نوع كه باشد كشته نمى‏شود. او را به توبه فرا مى‏خوانند، چنانچه توبه كرد، آزادش مى‏كنند؛ و گرنه در زندان باقى مى‏ماند، هنگام نماز تازيانه مى‏خورد و در تنگناى معيشتى قرار مى‏گيرد تا توبه كند.
موضوع ارتداد و آثار حقوقى آن در شريعت و فقه اسلام، به اندازه‏اى روشن و بديهى است كه درباره اصل حكم كمترين ترديدى وجود ندارد و همه مذاهب فقهى، آن را پذيرفته‏اند؛ هر چند در جزئيات آن اختلاف نظرهايى ديده مى‏شود.
ماهيت جرم ارتداد
هر جرم از سه عنصر قانونى، مادى و روانى تشكيل مى‏شود.
1. عنصر قانونى؛ يعنى، «جرم شناخته‌شدن در قانون». هيچ عملى جرم نيست؛ مگر اينكه قبلاً قانونى آن فعل يا ترك آن را جرم شناخته و برايش مجازات تعيين كرده باشد.
2. عنصر مادى؛ يعنى، عنصر خارجى، ملموس و محسوس كه به سبب آن ارتداد عينيت مى‏يابد. به عبارت ديگر، اظهار موجبات ارتداد، عنصر مادى اين پديده به شمار مى‏آيد. البته ارتداد با انكار قلبى حاصل مى‏شود؛ ولى آنچه مجازات دنيوى بر آن مترتب مى‏گردد، ارتدادى است كه با گفتار يا رفتار اظهار شود (مانند سخنرانى، نوشتن كتاب، مقاله و ...) . ارتداد تا وقتى ابراز نشود، جرم حقوقى نيست و كسى حق تحقيق و تفحص و تفتيش عقايد ندارد. افزون بر اين، اگر مسلمانى اظهار كفر كند و پس از آن، مدعى شود تحت فشار يا اكراه به چنين كارى مبادرت ورزيده است ـ چنانچه احتمال آن وجود داشته باشد ـ ادعايش پذيرفته مى‏شود.
3. عنصر روانى؛ يعنى، قصد مجرمانه داشتن. برخى از آيات قرآن نشان مى‏دهد: ارتداد به عنوان يك جريان فتنه‌انگيز براى ايجاد تزلزل در باورهاى دينى مسلمانان، از سوى دشمنان داخلى و خارجى مطرح بوده است.
عامل ديگر هوا و هوس برخى از مسلمانان سست ايمان است. شيطان اين كار ناروا را نزد آنان خوب جلوه مى‏دهد و از جاه‏طلبى و ديگر مطامع پست دنيوى، براى فريفتن و پيوند زدنشان با دشمنان بهره مى‏برد! چه بسا بتوان به واسطه قرينه‏ها و شواهد مذكور در اين آيات، مجازات مورد نظر در روايات را به وجود آثار اجتماعى بر ارتداد افراد مقيد دانست؛ يعنى، هر گاه كسى كه از دين خارج شده، با تبليغ ارتداد خود، در اذهان عمومى ترديد و شبهه پديد آورد و روحيه ايمانى جامعه را تضعيف كند، با مجازات روبه‏رو مى‏شود.
فلسفه مجازات مرتد
قبل از بيان چرايى سخت‏گيرى اسلام درباره ارتداد، توجه به چند نكته ضرورى است:
يك. كرانمندى خرد بشرى‏
احكام دينى تابع مصالح و مفاسد واقعى انسان‏هاست و حكم ارتداد نيز از اين قاعده مستثنا نيست؛ اما خرد بشرى تا چه اندازه قادر به پرده‏بردارى از علل و فلسفه احكام است؟ بدون شك دانش بشرى كرانمند و محدود است و در عين پيشرفت‏هاى خيره‌كننده‏اش، در برابر موج عظيمى از مجهولات و نادانسته‏ها دست و پا مى‏زند و به قصور خويش اعتراف مى‏كند. بنابراين اگراز دست‏يابى به فلسفه حكمى الهى ناتوان شود ـ با توجه به اينكه آن حكم از سوى خداى حكيم، خيرخواه و داناى مطلق صادر شده است ـ در برابر آن سر تسليم فرود مى‏آورد؛ چه رسد كه حكمت‏هاى مختلفى، در رابطه با حكم مجازات مرتد روشن شده است. البته نبايد پنداشت كه اين امور، علت نهايى و اساسى اين حكم مى‏باشند؛ بلكه چه بسا مسئله علت‏هاى ديگرى داشته باشد كه همچنان از دسترس عقل به دور است.
دو. حق الهى و حقوق طبيعى انسان‏
در تفكر اومانيستى غرب جديد، انسان جايگزين خدا شده و محور همه ارزش‏ها قلمداد مى‏شود. در اين نظام، معيار حقانيت و مشروعيت هر قانون و حكومتى، خواست مردم است.
از اين رو، انسان، حاكم مطلق بر سرنوشت خويش است و هيچ كسِ ديگر، حتى خداى متعال، حق ندارد براى او تصميم بگيرد. به همين سبب، اومانيسم به ليبراليسم و اباحه‏گرى مى‏انجامد. بر اين اساس، همجنس بازى به همان اندازه مقدس، قابل دفاع و از حقوق طبيعى انسان قلمداد مى‏شود كه حق پرستش خداى متعال در عقايد مذهبى مقدس و قابل دفاع است. و چون حق پرستش خدا اين قدر بى‏ارزش شمرده مى‏شود، تغيير مذهب تابع سليقه افراد و مطلقاً آزاد و كسى حق ندارد از آن جلوگيرى كند.
اما در فرهنگ اسلامى، بنيان‏هاى اصلى ساختار فكرى، بر پايه خردمندى بشر نهاده شده و همواره انسان‏ها به بهره‏گيرى از فروغ عقل و تعالىِ انديشه و جدال فكرى صحيح سفارش شده‏اند. از اين رو، بزرگ‏ترين خيانت به بشر، آن است كه با فتنه‏انگيزى فضاى فكرى جامعه را آلوده ساخته و اذهان عمومى را در تشخيص حق و باطل مشوش كرد. اعدام و مجازات مرتد در برابر جنگ روانى و تبليغاتى عليه اسلام و مسلمانان، سدّى مستحكم به شمار مى‏آيد. دولت اسلامى، همان گونه كه موظف است در صورت مسموم شدن آب شهر، آفت‌زدايى كند و آب سالم براى مردم فراهم آورد؛ وظيفه دارد در صورت مسموميت يا آلودگى فضاى فكرى جامعه و شيوع عقايد گمراه‌كننده، در جهت سالم‌سازى آن بكوشد.
از طرف ديگر نمى‏توان از منظر حقوق بشر، بر اين مسئله خرده گرفت؛ چرا كه حقوق طبيعى انسان‏ها، مربوط به حوزه مناسبات انسانى است؛ يعنى اين حقوق بيانگر رابطه انسان‏ها با يكديگر است كه نسبت به هم تعدّى نكنند. اما اگر شخصى در برابر خدا و دين خدا، ستيزه‏گرى كند، خداوند حق دارد حيات بخشيده شده به چنين شخصى را سلب كند. از اين رو حكم ارتداد در حوزه مناسبات انسانى، قرار نمى‏گيرد تا نقض حقوق بشر به شمار آيد؛ بلكه از حقوق و حدود الهى است.
سه. فرق دين‏گرايى و دين‏گريزى‏
آزادى در پذيرش دينِ حق، مستلزم آزادى در وانهادن آن نيست. بنابراين اگر گفته شود: «كسى كه حق دارد دينى را اختيار كند، چرا حق ندارد دينى را وانهد؟» پاسخ روشنى دارد؛ يعنى:
1ـ اگر مقصود از وانهادن دين، فرونهادن دين منسوخ و باطل و گرايش به دين حق است؛ چنين حق، بلكه تكليفى وجود دارد و منع از آن به هيچ روى جايز نيست.
2ـ اگر مقصود اين است كه پذيرش دين حق و وانهادن آن، يكسان است و آدمى در برابر هر دو حق مساوى دارد، سخنى گزاف و باطل است. در اين گمانه حقيقت‏پذيرى و باطل‌گرايى يكسان انگاشته شده و تكليف انسان در پيشگاه خداوند به باد فراموشى سپرده شده است. واقع آن است كه پذيرش دين حق، رهرَوى به سوى حقيقت و هدايت و سعادت جاودان است و وجود چنين حق يا تكليفى، بسيار معقول و مورد تأكيد دين است. اما گريز از اسلام، ره سپردن به سوى تباهى و ضلالت است و جز زيان و خسران، ثمرى در پى ندارد. از اين رو منع از آن كاملاً خردپذير و منطقى است. بلى اگر كسى بر اثر شبهه اعتقادى و گمان برترى دين ديگر، منحرف شود. مسئله صورت ديگرى دارد و بر اساس برخى از فتاوا از شمول حكم ارتداد خارج شده و به او فرصت مطالعه و تحقيق بيشتر داده مى‏شود.
افزون بر آن از منظر حقوقى، كسى كه آزادانه و با شعور و آگاهى ـ آن چنان كه اسلام خواسته است ـ اين دين را مى‏پذيرد و بر همه جوانب آن گردن نهاده و ملتزم مى‏شود؛ تعهّدى در برابر اسلام سپرده كه پيش از مسلمان شدن، چنين تعهدى نداشته است. بنابراين همان طور كه اجراى ديگر حدود اسلامى پس از مسلمان شدن، مغاير با آزادى مذهبى نيست و نمى‏توان خرده گرفت كه «پيش از اسلام روزه خوارى علنى جايز بود و حد نداشت، پس چرا پس از آن چنين محدوديت‏هايى پديد آمد»؛ در مورد حكم ارتداد نيز همين مسئله جارى است.
راز سخت‏گيرى‏
1. مصلحت شخصى مرتد و جامعه‏
احكام اسلامى همه بر اساس مصالح واقعى انسان‏هاست. انسان نيز موجودى دو بعدى، جاودان و پس از اين جهان داراى حيات جاويد اخروى است. بنابراين آنچه انسان را از سعادت ابدى باز دارد، موجب خسران اوست و آنچه او را از عذاب و رنج ابد رها سازد و نيك فرجامى او را موجب شود، خير برين است. انسان مرتدى كه از راه خدا و پيامبر(ص) گريخته و يا با دين خدا به عناد برخيزد و چه بسا موجب گمراهى ديگران نيز بشود؛ هر لحظه از عمر خويش را در جهت شقاوت و تيره بختى افزون‌تر سپرى و رنج و عذاب بيشترى را براى خود ذخيره مى‏كند. بنابراين دوام حيات چنين عنصرى هم براى خود زيان بار است و هم براى جامعه. مجازات اسلامى نيز از سويى نقش بازدارنده براى برخى ايفا مى‏كند تا در پى چنين سرنوشت شومى برنيايند؛ و چنانچه كسى بدين سو روى آورد هم خود از شقاوت افزون‏تر رهايى مى‏يابد و هم جامعه از گزند او مصون خواهد شد.
2. حفظ كيان دينى‏
پاسدارى از كيان اسلام و ايمان اسلامى، از چند سو مى‏تواند در مجازات ارتداد نقش‏آفرين باشد؛ از جمله:
2ـ1. بازدارى از تحقير دين؛ دين اسلام بر شرف و حيثيت انسان‏ها، تأكيد بسزايى دارد و تحقير انسان‏ها را بر نمى‏تابد. مكتبى كه چنين مرامى دارد، بدون شك اجازه نخواهد داد كه دين خدا و تنها راه سعادت انسان، دستخوش تحقير شده و اقتدار و عزت خود را از دست بدهد. از ديگر سو ناضابطه‏مندى ورود و خروج افراد به يك مكتب، در تحقير آن مؤثر است و اگر به طور حساب شده و بر اساس برنامه‏ريزى‏هاى دشمنان، به عنوان حربه‏اى كارى انجام شود، آثار تخريبى فراوانى نيز در پى دارد.
2ـ2. نبرد با جنگ تضعيف عقايد؛ قرآن مجيد از گروهى ياد مى‏كند كه پيوسته در پى تضعيف اسلام و ايجاد تزلزل در ايمان دينى جامعه نوپاى اسلامى بودند. يكى از راه‏هايى كه آنان براى بدبين كردن مردم به اسلام در پيش گرفتند، تظاهر به مسلمان بودن و پس از آن بازگشت از اسلام بود. اهل كتاب اصلى‏ترين صحنه‌گردانان اين جريان بودند. خداوند از اين نقشه پليد پرده برداشته، مى‏فرمايد: «دسته‏اى از اهل كتاب گفتند: اول روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده ايمان بياوريد و در آخر روز انكارش كنيد، تا مگر از اعتقاد خويش برگردند».
در شأن نزول آيه مذكور آمده است: «عده‏اى از عالمان يهود، با يكديگر تبانى كردند كه صبحگاهان تظاهر به اسلام نمايند و در آخر روز از اسلام برگشته و وانمود كنند كه ما صفات محمد(ص) را از نزديك مشاهده كرديم؛ ولى آنچه در تورات و بيانات علماى خود شنيده بوديم، با اين صفات منطبق نبوده است. اين عمل باعث خواهد شد كه مردم نسبت به دين اسلام ترديد كرده، بگويند: وقتى اهل كتاب ـ كه از ما آگاه‏ترند ـ چنين برداشتى از اسلام و پيامبر دارند، پس اسلام دين الهى نيست».
3. پاسدارى از نظام اسلامى‏
مجازات مرتد با مسئله حفظ جامعه و نظام اسلامى، پيوندى وثيق و چند جانبه دارد. پاره‏اى از وجوه اين مسئله عبارت است از:
3ـ1. حيثيت نظام اسلامى؛ آيت اللَه خامنه‏اى در اين باره مى‏گويد: «علت خشم الهى بر مرتدين و كسانى كه از دين خارج شده‏اند، اين است كه اينها زندگى و عشرت دنيوى و هواى نفسانى را بر خواست معنوى و قلبى و فطرت انسانى خود و آخرت ترجيح دادند. بنابراين مسئله فقط عوض شدن اعتقاد نبوده است. مسئله اين بوده كه كسانى به خاطر جاذبه‏اى مادى و تأمين هواهاى نفسانى، حاضر شده‏اند به حيثيت نظام اسلامى لطمه بزنند و به آن پشت كرده، ايمان اسلامى را رها كنند. اين مقوله ديگرى است و سخت‏گيرى اسلام در رابطه با اين مقوله است».
3ـ2. پيوستگى امت؛ از مارسل بوازار ـ استاد حقوق دانشگاه ژنو ـ نقل شده است: «علت سخت‏گيرى اسلام درباره مرتد، شايد بدان جهت باشد كه در نظام حكومتى و سيستم ادارى جوامع اسلامى، ايمان به خدا صرفاً جنبه اعتقادى و درون قلبى ندارد؛ بلكه جزو بندهاى «پيوستگى امت» و پايه‏هاى حكومت است؛ به طورى كه با فقدان آن، قوام و دوام جامعه اسلامى متلاشى مى‏شود و مانند قتل نفس يا فتنه و فساد است كه نمى‏تواند قابل تحمل باشد».
3ـ3. مقابله با نفوذ به قصد براندازى؛ جواز ارتداد، راه نفوذ دشمنان به اردوگاه اسلام و آگاهى يافتن از اسرار مسلمانان را باز خواهد گذاشت. لاجرم دشمنان اسلام خواهند توانست با اظهار اسلام به اردوگاه مسلمين مراجعه كرده و پس از دست يابى به مقاصد شوم خويش، از آنجا خارج گردند. خداوند از همداستانى اين گروه با كافران چنين پرده برمى‏دارد: «شيطان اعمال كسانى را كه پس از آشكار شدن راه هدايت، مرتد شده‏اند در نظرشان بياراست و در گمراهى نگاهشان داشت و اين بدان سبب است كه آن گروه كه آيات خدا را ناخوش داشتند، مى‏گفتند: ما در پاره‏اى از كارها فرمانبر شما هستيم و خدا از رازشان آگاه است».
در حقيقت، همه نظام‏هاى حقوقى (و از آن جمله اسلام)، اتفاق نظر دارند كه براندازى، اقدامى مجرمانه و قابل تعقيب و مجازات است و آنچه بين اسلام و قوانين امروزى تفاوت مى‏كند، تحليلشان از موضوع ارتداد است كه از نظر فقه اسلامى، مصداق براندازى شمرده مى‏شود؛ زيرا مكتب، زيربناى نظام اسلامى است و براى پاسدارى از «كيان نظام» به ناچار بايد جلوى ارتداد را گرفت. اما در نظام‏هاى سياسى ديگر، چون دين نقشى در نظام اجتماعى ندارد و دولت صرفاً بر مبناى قوانين بشرى شكل مى‏گيرد، لذا تغيير عقيده دينى، براندازى به حساب نيامده و منع قانونى ندارد. البته در آن نظام‏ها هم نسبت به تفكرى كه اساس نظم اجتماعى مقبول را مورد تهديد قرار مى‏دهد، چنين حساسيتى وجود دارد و با آن برخورد مى‏شود».
4. بازدارى از انتخاب كوركورانه‏
دين مبين اسلام پاسدار آزادى مذهبى است و با شعار «لا اكراه فى الدين»، از هر گونه تحميل و اجبار در عقيده منع مى‏كند. اسلام دعوت خود را مبتنى بر بينش و تعقل ساخته و از دين‏گرايى كوركورانه و تقليدى محض نكوهش مى‏كند. قرآن مجيد مى‏فرمايد: «بشارت ده بندگانم را، آن كسانى كه به سخنان گوش فرا مى‏دارند و برترين آنها را بر مى‏گزينند». بنابراين، اسلام پيش از آنكه كسى را به عنوان پيرو بپذيرد؛ به او هشدار مى‏دهد چشم و گوش خود را باز كند و درباره آيينى كه مى‏خواهد بپذيرد، آزادانه بينديشد. چنانچه از لحاظ عمق و استدلال، روحش را قانع ساخت ـ كه به يقين قانع مى‏سازد ـ در شمار پيروانش در آيد؛ و گرنه حق دارد هر چه بيشتر درباره‏اش تحقيق و بررسى كند. خداوند به پيامبر(ص) دستور مى‏دهد: «اگر يكى از مشركان به تو پناهنده شد، به او پناه بده تا گفتار خدا را بشنود. آن گاه او را به امانگاهش برسان؛ اين به جهت آن است كه آنان مردمى ناآگاهند».
در پى اين فرمان، فردى به نام «صفوان» خدمت پيامبر اسلام‏(ص) شرفياب گرديد و از آن حضرت خواست اجازه دهد تا دو ماه در مكه بماند و درباره اسلام تحقيق كند؛ شايد حقيقت و درستى آن، برايش روشن گردد و در زمره پيروانش درآيد. پيامبر(ص) فرمود: من، به جاى دو ماه، چهار ماه به تو مهلت و امان مى‏دهم.
در كنار دعوت آگاهانه و انتخابگرانه، اسلام هشدار مى‏دهد كه هرگاه حقانيت اسلام را به خوبى شناخته و مسلمان شديد، ديگر نمى‏توانيد از آن باز گرديد! اين سختگيرى، سبب مى‏شود كه مردم، دين را امرى ساده و تشريفاتى ندانند و در پذيرش و انتخاب آن بيشتر دقت كنند. همچنين راه سودجويى را بر مغرضان و دشمنان كينه‌توز اسلام مى‏بندد تا نتوانند از اين راه، آيين ميليون‏ها مسلمان را بازيچه اميال شوم خود، قرار دهند و در انظار عمومى، آن را بى‏اعتبار سازند. به عبارت ديگر زمينه استفاده بهينه از آزادى مذهبى و فضاى سالم براى بهره‌بردارى شايسته از آن فراهم مى‏شود.
پي‌نوشت‌ها:

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1138 | کل بازدید : 6420309 
اخبار