دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
عبادت

 منبع : معارف

 نويسنده : حجت‌الاسلام حمیدرضا شاکرین    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1393/09/12  

درآمد
عبادت و پرستش از مهمترین و دیرپا‌ترین جلوه‌های حیات انسانی و تجليات روحي بشر است و ريشه در فطرت خداجوي انسان دارد. از همین‌رو عبادت در همه ادیان جایگاه ممتاز و برجسته‌ای یافته است. بررسی همه جانبه این بحث از نگاه قرآن در این مختصر نمی‌گنجد، اما برآنیم تا به قدر توان زوایایی از آن را باز کاویم.
چیستی عبادت
عبادت و عبودیت به معنای اظهار تذلل، فرمانبرداری، تذلل همراه با تقدیس1و بالاترین مراتب خضوع و خاکساری درپیشگاه خداست.2 حقیقت عبادت و روح آن إشراب خشيت و هيبت الهی و رجاء به فضل او در قلوب،3غایت خضوع4و فروتنی بنده در پیشگاه پروردگار، رستن از بردگی و بندگی دیگران،5خالص نمودن نفس از انانيت6و تعلق به هر یک از حظوظ دنیوی و اخروی،7تسلیم و آمادگی نفس جهت استقبال از نور معرفت حق و تطهير آن از هرگونه آلودگی شرك و فواحش باطن؛ سپس عمل به كتاب خدا8و انقياد در برابر فرامین و احكام الهی می‌باشد.9
قرآن و عبادت
بخش بزرگی از آموزه‌های قرآن مجید به مسئله عبادت و پرستش اختصاص دارد. عبادت در قرآن سرلوحه و عمود همة مفاهيم و آموزه‌هاست و هرگز نمي‌توان آن را از ديگر برنامه‌هاي اسلام جدا دانست. پاره‌ای ازآنچه تصویر‌گر اهتمام بی‌نظیر قرآن به عبادت است را در آیات زیر می توان یافت:
1. عبادت خدا فلسفه و غایت آفرینش جن و انسان است: "وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ".10
2. پرستش خدا صراط مستقیم و دین استوار است: "إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ"11؛ "إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ".12
3. عبادت پروردگار اصل حاکم بر کل نظام هستی و هماهنگي فطري با قافلة هستي است و همه موجودات همواره در تسبيح و تحميد و عبادتگر خداوند متعالند: "اَوَ لَم يَرَوْا ما خَلَقَ اللَّه مِن شىْ‏ء يَتَفيَّؤا ظِلالُهُ عَنِ اليَمينِ وَ الشَّمائِل سُجَّدا للّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ، و للّهِ يَسْجُدُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الأرضِ مِن دابَّةٍ وَ المَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعِلُونَ ما يُؤْمَرُونَ؛13 آيا به آفريدگانى كه خداى متعال آفريده نمى‏نگرند؟ چگونه سايه‏هاى آنها از راست به چپ مى‏گردند، و همگى رام و ذليلانه براى خداوند ساجدند، و براى خداوند همه موجودات سماوى و هر جنبنده‏اى كه در زمين است و فرشتگان، سجده و خاكسارى مى‏كنند، و هيچ‏گونه استكبارى ندارند؛ از سلطنت و استيلاى پروردگارشان بيمناكند، و آنچه را كه به آن امر مى‏شوند انجام مى‏دهند." 14
4. پرستش خدا جان‌مایة دعوت همة پیامبران بوده است: "وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحي‏ إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ؛15و ما هيچ رسولى را پيش از تو به رسالت نفرستاديم جز آنكه به او وحى كرديم كه به جز من خدايى نيست، پس تنها مرا به يكتايى پرستش كنيد."
5. عبادت‌گزاری امری همگانی16و فرایندی دائمی و انقطاع ناپذیر است و استمرار آن تا واپسین لحظات حیات لازم می‌باشد: "وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ؛17پروردگارت را تا گاه مرگ پرستش نما."
6. خداپرستی اساس و منشأ وحدت بشری و فراخوان به سوی همزیستی مسالمت آمیز است: "قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ‌؛‌18بگو: اى اهل كتاب بياييد به سوى سخنى [گراييم‏] كه ميان ما و شما يكسان است: اين كه جز خداى يكتا را نپرستيم و چيزى را با او انباز نسازيم و برخى از ما برخى را به جاى خداى يكتا به خدايى نگيرد. پس اگر پشت كنند و برگردند بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم- خداى يكتا را گردن نهاده‏ايم."
7. ترک عبادت پروردگار سرانجامی جز خسران ابد و گرفتاری در آتش دوزخ ندارد: "وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ؛19و پروردگارتان گفت: بخوانيد مرا تا شما را پاسخ گويم. آنهايى كه از پرستش من سركشى مى‏كنند زودا كه در عين خوارى به جهنم درآيند."
شرایط و آداب عبادت
عبادت دارای شرایط و آدابی است که رعایت آنها در میزان مطلوبیت و اثر بخشی عمل تاثیر بسزایی دارد. برخی از این شرایط و آداب عبارتند از:
1. اخلاص؛ اخلاص اساس عبادت و حقيقت بندگى است و بدون نیت خالص عبادتی رخ نمی دهد.20
از امام صادق(ع) نقل است كه: "سعى كن هميشه و جهد نما كه عمل‌هاى‏ واجب و سنّتى كه از تو صادر مى‏شود، از غلّ و غشّ خالص باشد... چرا كه بهترين عبادتها، عبادتى است كه به امن نزديك‏تر و از غشّ و اختلاط خالى‏تر باشد. و نيز بهترين عبادتها، عبادتى است كه دائمى باشد، هر چند كم باشد."21
2. معرفت؛ در متون دینی تاکید بسیاری بر تفقه، آگاهی و معرفت حضرت حق در عبادت رفته است. از امام رضا(ع) نقل است: "أَوَّلُ‏ عِبَادَةِ اللَّهِ‏ مَعْرِفَتُهُ".22و از امیر‌مؤمنان(ع) است‌ كه: "لَا‌خَيْرَ فِي‏ عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَقُّهٌ".23
3. رعایت حدود و ارکان عمل؛ آنسان که در شرع انور آمده است امام صادق(ع) مى‏فرمايند: "سعى كن هميشه و جَهد نِما كه عمل‌هاى واجب و سنّتى كه از تو صادر مى‏شود ... اركان و حدود آنها، بدون قصور و فتور از تو صادر شود. به راستى هر كه فرايض و سنن را آن چنان كه بايد به‌جا آورد، گويا همه عبادت‌ها را به‌جا آورده است.24
4. یقین؛ رسول‌خدا(ص) فرمودند: "لَا عِبَادَةَ إِلَّا بِيَقِينٍ".25
5. حضور قلب؛ از مهمترین آداب عبادت حضور قلب است. رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند:"عبادت كن خداى تعالى را چنانچه گويا او را مى‏بينى، و اگر تو او را نمى‏بينى او تو را مى‏بيند." 26
6. نشاط؛ از آداب عبادت آن است كه بنده آن را از روى نشاط و انبساط خاطر به‌جا آورد و از كسالت و ادبار نفس در وقت عبادت بپرهیزد. از این رو لازم است وقتى را براى عبادت انتخاب ‏كند كه نفس به عبادت اقبال داشته و داراى نشاط و تازگى است. در غیر این صورت چه بسا از عبادت منزجر شود و نورانيت قلبي از آن حاصل نگردد. امیر‌مؤمنان(ع) به حارث همدانی فرمودند: " در كار عبادت نفست را فريب ده و با آن مدارا كن و گذشت و نشاط آن‌را فرا‌گير (يعنى همواره آن را شاداب و سر خوش دار و از عبادت خسته‌اش مكن) مگر آنچه را كه از آن واجب است و بر تو نوشته شده و از به‌جاى آوردن آن ناگزير و ناچارى."27
7. زينت؛ زينت واقعى آراستن روح به كمالات و فضايل معنوى است ولى زينت‌هاى ظاهرى و جسمانى را نيز در بر مى‏گيرد. امام حسن مجتبى(ع) در موقع نماز بهترين لباسهاى خود را مى‏پوشيد و می‌فرمود: "خداى تعالى زيباست و زيبايى را دوست مى‏دارد، به همين جهت من براى پروردگارم خود را می آرايم كه فرموده است: "زينتهايتان را هنگام عبادت در بر گيريد.28پس خداوند دوست مى‏دارد كه من بهترين لباسم را بپوشم."29
8. استمرار؛ از امام صادق(ع) است: "بهترين عبادتها، عبادتى است كه دائمى باشد، هر چند كم باشد."30
9. طهارت باطن؛31پیراستن نفس از قساوت و چرك عصيان32و محافظت عبادت از تصرّفات شيطان و نفس اماره لازمة عبادت است و بدون آن نفس راه به خود پرستی می‌برد.33
10. اعتراف به قصور و تقصير؛ حق تعالى را احدى از مخلوقات آنسان که سزاوار است نتواند عبادت كند. امام‌(ع) فرمودند: "بر تو باد به کوشش، مباد که خود را از حد تقصیر در عبادت و اطاعت خدای عزوجل خارج انگاری، چرا که خدا هرگز آنسان که سزد عبادت نشود.34
11. خشوع و فروتنی؛ در جميع عبادات خشوع لازم است. امام صادق(ع) فرمودند: "حذر كن از اينكه پا گذارى به بساط پادشاه مالك‌الملوك كه مسجد باشد، يا همه روى زمين، مگر از روى ذلّت و فروتنى و عجز و انكسار و از روى تعظيم و خوف."35
آفات عبادت
آفاتی كه مانع عبادت و یا موجب بطلان و آسیب‌مندی آن مى‏شود بسيار است. برخی از آنها به اختصار عبارتند از:
1. کفر؛ قرآن در این باره می‌فرماید: "... وَمَنْ يَكْفُرْ بِالإيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِين؛36و هر كس به ايمان (دين اسلام) كافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زيانكاران خواهد بود."
2. شرک؛ در قرآن است: "ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُون؛37مشركان را نرسد كه مساجد خدا را تعمير كنند در صورتى كه بر كفر خود گواهند. اينانند كه اعمالشان نابود خواهد شد و در آتش دوزخ جاويد معذّب خواهند بود."
3. کبر؛ قرآن با بیان کبر ورزی شیطان و سرپیچی از سجده بر آدم او را کافر و مطرود از درگاه رحمت الهی می‌خواند.38 امیرمؤمنان(ع) به این مسئله اشاره کرده و می‌فرمایند: "مردم از كار خدا در باره ابليس عبرت گيريد ... شيطان شش هزار سال عبادت خدا كرده بود ... از بين بردن چنان عبادتی تنها براى تكبّر و سركشى يك آن بود."39
4. تکذیب آخرت؛ "وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُون؛40و آنان كه آيات (آسمانى) ما و لقاء عالم آخرت را تكذيب كردند اعمالشان تباه و باطل شود، آيا جز آنچه مى‏كردند كيفر می‌بينند؟"
5. عجب؛ عجب عبارت است از بزرگ دانستن نعمت و تكيه بر آن و فراموش كردن نسبت نعمت با نعمت دهنده.41 از امام صادق(ع) نقل شده است كه "هر کس آلوده به عجب گردد هلاک شود."42
6. منت گذاری؛43 "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين؛44اى اهل ايمان، صدقات خود را به سبب منّت و آزار تباه نسازيد مانند آن كه مال خود را از روى ريا انفاق كند و ايمان به خدا و روز قيامت ندارد. مَثَل اين رياكاران بدان ماند كه دانه را (به جاى آنكه در زمين قابلى افشانند) بر روى سنگ صاف غبار گرفته‏اى ريزند و تند بارانى غبار آن بشويد و آن سنگ را صاف و بى‏گياه به جاى گذارد، كه نتوانند هيچ حاصلى از آن به دست آورند. و خداوند گروه كافران را راه ننمايد."
7. ریا؛ عمل برای نشان دادن به دیگران موجب تباهی آن است. آیه پیشین به خوبی بر این مطلب گواهی می‌دهد و نصوص متعدد دیگری نیز بر آن تاکید دارند، از جمله در روایتي از امیرمؤمنان(ع) است: "ریا آفت عبادت است."45
8. فترت؛ خودداری از استمرار اعمال عبادی و انقطاع آن یکی از آفات بزرگ است. پیامبرگرامی(ص) فرمودند: "آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَة"46
حکمت عبادت
در بارة اينکه اساساً فلسفة عبادت چيست و چرا در اسلام چنين منزلت رفيعي يافته است، پاسخ‌هاي متعددي وجود دارد؛ از جمله:
1. عبادت نياز ذاتي
تقديس و پرستش امري غريزي و از نيازهاي فطري بشر است و انسان هرگز نمي‌تواند بدون معبود و رابطة پرستشگرانه با او زندگي کند.47به قول ويليام جيمز: "در ما غرايزي هست که ما را به دنياي ديگر پيوند مي‌دهد، همان‌طوري که غرايزي به اين جهان پيوند مي‌دهد." به عبارت ديگر، عبادت حالتي روحاني و معنوي است که مبدأ و مقصد مادي ندارد. نتيجه اينکه:
1. انسان با عبادت به يک احساس معنوي و فرا مادي خود پاسخ مي‌دهد؛
2. لازمة هر احساس طبيعي اين است که پاسخ دادن به آن موجب لذت و ابتهاج است و پايه‌اي از پايه‌هاي سعادت بشر را تشکيل مي‌دهد؛
3. هر چيزي که پاسخگوي يک احساس طبيعي باشد، في‌حدذاته مطلوب است و لازم نيست اثري ماوراي خود داشته باشد؛
4. حکما به دلايلي اثبات کرده‌اند که لذات معنوي از لذات حسي نيرومندترند.48 اميرمؤمنان(ع) در لذت حاصل از عبادت پروردگار مي‌فرمايد: "پروردگارا تو از هر انيسي براي دوستانت انيس‌تري و از همة آنها براي کساني‌که به تو اعتماد کنند براي کارگزاري آماده‌تري، آنان را در باطن دلشان مشاهده مي‌کني و در اعماق ضميرشان بر حال آنان آگاهي و ميزان بصيرت آنها را مي‌داني، رازهاي آنان نزد تو آشکار است و دل‌هاي آنان در فراق تو بي‌تاب. اگر تنهايي سبب وحشت آنان گردد ياد تو مونسشان است و اگر سختي‌ها بر آنان فروريزد به تو پناه مي‌برند."49
2. خوديابي
عبادت و نيايش خلوتي براي باز يافتن خود واقعي و فرو نهادن از خود بیگانگي است. از نطر قرآن خودیابی تنها در پرتو ارتباط با خدا و یاد او فراهم شدنی است و خدا گریزی سرانجامی جز از خود بیگانگی ندارد: "وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُم...؛50 از کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا ایشان را به خود فراموشی دچار کرد." از نظر اقبال لاهوري "نيايش به عنوان وسيلة اشراق نفساني عمل حياتي و متعارفي است که به وسيلة آن جزيرة کوچک شخصيت ما وضع خود را در کل بزرگ‌تري از حيات اکتشاف مي‌کند."51
3. پرواز روح به ساحت فرا مادي
عبادت، پرواز روح به افق‌هايي وراي افق‌هاي مادي و تنگناي حيات محدود حيواني است. در اين سير روحاني انسان مي‌يابد که نيازي فراتر از حاجات جسماني، لذتي فراتر از لذات بدني و وجودي برين و جاويد، وراي کالبد محدود فاني دارد.52 آلکسيس کارل مي‌گويد: "نيايش اصولاً کشش روح است به سوي کانون غيرمادي جهان؛ به عبارت ديگر، پرواز روح است به سوي خدا و يا حالت پرستش عاشقانه‌اي است نسبت به مبدئي که معجزه حيات از او سرزده است. کوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود غير مرئي، آفريدگار همة هستي، حکمت مطلق، قدرت‌ مطلق، خير مطلق. فرد انسان در برابر خداوندگار هستي نشان مي‌دهد که او را دوست دارد، نعمت‌هاي او را سپاس مي‌گزارد و آماده است تا خواست او را، هر چه هست، انجام دهد."53
4. رهايي از پوچي
نيايشگر زندگي و هستي را پوچ نمي‌انگارد و درمي‌يابد که از تيمار مهر و مشيتي حکيم و عادل برخوردار است و عبادت نشانة آن است، اما آن‌که هستي را پوچ مي‌داند نخستين اثرش آن است که خود پوچ مي‌شود.54
5. کسب يقين
انسان به وسيلة عبادت در عقايدش به مرحلة يقين مي‌رسد و با يقين به اينکه خداوند همه جا حاضر و بر اعمال او ناظر است و جهنم و بهشتي وجود دارد، آمادة همه‌گونه فداکاري و چشم‌پوشي از لذت و تحمل هرگونه شدت و سختي مي‌گردد و کسب فضايل و اجتناب از رذايل برايش آسان مي‌شود.55
6. نيروبخشي
عبادت، نيروبخش و قدرت آفرین است. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: "وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاة؛56و از شکيبايي و نماز مدد جوييد." به تعبیر شهید مطهری کلمه "الله بزرگ‌تر است" به انسان نيرو و شخصيت اخلاقي مي‌بخشد.57
7. سلامت و آرامش روان
عبادت و نيايش، آرامش روحي و سلامت رواني مي‌بخشد. قرآن در اين ‌باره مي‌فرمايد: "أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب؛58تنها به ياد خدا بودن و غير خدا را فراموش کردن آرامش دل‌هاست‌."
8. تجديد ميثاق با خدا
يکي از فلسفه‌هاي عبادت اين است که انسان همواره در يادش باشد که بنده است و مکلف، و چشم بينايي بر او ناظر است. از اين نظر عبادت تجديد پيمان با خدا و مقام ربوبيت او و يادآور بندگي و تکليف انسان در برابر خالق است. امام رضا(ع) در بیان علت عبادت می‌فرمایند: "(عبادت) برای آن است که بندگان، خدا را از یاد نبرند و ادب او را ترک نگویند و امر و نهی او را سبک نشمرند..."59
مونتسكيو مي‌نويسد: "انسان چون موجود حساسي است و دچار هراس مي‌گردد و چنين مخلوقي که گرفتار هوس خود باشد، هر لحظه ممکن است خالق خود را فراموش کند چه رسد به فراموش كردن خودش بلکه هر آن ممکن است ديگران را هم فراموش کند. به همين جهت است که خداوند عالم به وسيلة قوانين مذهبي او را به طرف خود مي‌خواند تا از ياد خدا و خالق خود غافل نگردد..."60
9. فنا در اراده حق
امام خمینی(ره) درتأثیر عبادت می‌نویسند:
يكى از اسرار عبادات و فوائد مهمّه، كه همة مقدّمه آن است، اين است كه جميع مملكت باطن و ظاهر مسخّر در تحت اراده اللّه و متحرّك به‌ تحريك اللّه شود و قواى ملكوتيّه و ملكيّه نفس از جنود اللّه شوند و همگى نسبت به حق تعالى سمت ملائكة‌اللّه را پيدا كنند. و اين خود يكى از مراتب نازله فناى قوا و ارادات است در اراده حق و كم‌كم نتايج بزرگ بر اين مترتّب شود و انسان طبيعى الهى گردد و نفس ارتياض به عبادت اللّه پيدا كند و جنود ابليس يكسره شكست خورده منقرض شوند و قلب و قواى آن تسليم حق شوند و اسلام به بعض مراتب باطنه در آن بروز كند و نتيجه اين تسليم اراده به حق در دار آخرت آن شود كه حق تعالى اراده او را در عوالم غيب نافذ فرمايد و او را مثل اعلاى خود قرار دهد، و چنانچه خود ذات مقدّس هر چه را بخواهد به مجرّد اراده موجود ايجاد كند.61
10. ولايت و ربوبيت
در حديث از امام صادق(ع) است: "بندگي گوهري است که کنه آن خداوندگاري(پرورش‌گري) است."62 مراد از اين سخن کمال و قدرتي است که در پرتو عبوديت و اخلاص و پرستش واقعي نصيب بشر مي‌شود. اين مسئله به تناسب درجات عبوديت مراحل و منازلي دارد:
الف. روشن‌بيني؛‌ کمترين نشانة قبولي عمل انسان نزد پروردگار اين است که در بينش خود روشني‌اي يافته و بينا مي‌گردد. قرآن کريم مي‌فرمايد: "اگر تقواي خدا داشته باشيد، خداوند قدرت تشخيصي براي شما قرار مي‌دهد."63
ب. تسلط بر شیطان و هواي نفس؛ در پرتو عبوديت ارادة انسان در برابر خواهش‌هاي نفساني و حيواني و وسوسه‌های شیطانی نيرومند و غالب مي‌شود و انسان مدير لايق دايرة وجود خود خواهد شد. خداوند خطاب به شیطان می‌فرماید: "إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوين؛64و هرگز تو را بر بندگان من تسلط و غلبه نخواهد بود ، سلطه تو تنها بر گمراهانى است كه پيروی تو کردند." شیطان نیز بر این حقیقت اعتراف نموده و اظهار می‌دارد همه را به گمراهی می‌کشاند جز بندگان خالص خدا را. "قالَ رَبّ‏ِ بمَِا أَغْوَيْتَنىِ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنهَُّمْ أَجْمَعِينَ؛ إِلَّا عِبَادَكَ مِنهُْمُ الْمُخْلَصِينَ"65
ج. سلطه بر انديشه؛ قوة خيال آدمي سخت گريزپا و پراکنده و لجام‌گسيخته عمل مي‌کند و تمرکز و حضور قلب را از بين مي‌برد. رشد عبادي انسان در ولايت و تسلط بر انديشه‌هاي پراکنده و نيروي متخيله است. نتيجة اين تسلط آن است که چون روح و ضمير بر اساس ذائقة فطري خداخواهي ميل به بالا کند، قوة خيال با بازيگري‌هاي خود نمي‌تواند مزاحم آن شود.
د. غناي روح از بدن؛ روح در مراحل قوت و قدرت خود به مرحله‌اي مي‌رسد که در بسياري از فعاليت‌هاي خود از به‌کارگيري بدن بي‌نياز مي‌شود. اين بي‌نيازي گاه لحظه‌اي و گذرا و گاه دائم و پاياست.
ه. سلطة کامل بر بدن؛‌ در اين مرحله بدن از هر جهت تحت فرمان و ارادة شخص قرار مي‌گيرد و حتي اعمال خارق‌العاده از آن سر مي‌زند.
امام خمینی(ره) دراین باره می‌نویسد: از اسرار و فوائد عبادات يكى آن است كه اراده نفس قوى شود و نفس بر طبيعت چيره شود و قواى طبيعت مسخّر تحت قدرت و سلطنت نفس گردد و اراده نفس ملكوتى در ملك بدن نافذ گردد، به‌طورى كه قوا نسبت به حق تعالى چون ملائكة‌اللّه شوند كه لمحه‏اى، عصيان آن نكنند و به آنچه فرمان براى آنها صادر مى‏شود عمل كنند.66
و. تسلط بر طبيعت؛‌ در اين گام طبيعت خارجي تحت نفوذ ارادة انسان قرار مي‌گيرد و کرامات و خوارق عادات رخ مي‌نمايد.67
11. تقرب به خدا
يکي از مهم‌ترين ثمرات عبادت، بلکه اساسي‌ترين آن تقرب به ذات احديت است. تقرب به خداوند به معناي پيمودن مدارج کمال و مراتب هستي است و از نظر رتبة وجودي و کمالي به کانون لايتناهي هستي نزديک شدن. انسان در اثر طاعت و بندگي و عبادت پروردگار مي‌تواند در مراتب کمال صعود کند و از مقام فرشته بالاتر رود و يا لااقل در حد فرشته از کمالات هستي بهره‌مند گردد.68خداوند در قرآن می‌فرماید:"يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون؛69 اى اهل ايمان، از خدا بترسيد و به سوى او وسيله جوييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد."
علامه طباطبایی برآن است که حقيقت وسيله به درگاه خدا مراعات راه خداست، به اينكه اولاً به احكام او علم پيدا كنى و در ثانى به بندگى او بپردازى، و ثالثاً در جستجوى مكارم و عمل به مستحبات شريعت باشى.70
از پیامبرگرامی اسلام(ص) نقل شده است: "مَا تَقَرَّبَ‏ مُتَقَرِّبٌ‏ بِمِثْلِ عِبَادَةِ اللَّهِ؛71هیچ کس از راهی چون عبادت به خدا تقرب نیافته است."
12. پشتوانة اخلاق و ايمان
عبادت داراي نقش نيرومند تربيتي و از پشتوانه‌هاي مهم اخلاق و تربيت است. اخلاق بدون پشتوانه، سست و لرزان است. محور اصلي اخلاق از خود خارج شدن است و تنها ايمان به خدا مي‌تواند انسان را از خودي و خودگرايي خارج کند و عبادت پشتوانة ايمان است.
امام علي(ع) پس از اشاره به پاره‌اي از مفاسد اخلاقي چون سرکشي، ظلم، تکبر و... مي‌فرمايد: چون بشر در معرض اين آفات اخلاقي و بيماري‌هاي روحي است، خداوند به وسيلة نماز و زکات‌ و روزه‌ بندگان مؤمن خود را از اين آفات حراست و نگهباني کرد.72
13. پشتوانة قانون و عدالت
قانون و عدالت نيازمند پشتوانه است. به همين جهت مهم‌تر از وجود قانون عادلانه اجراي آن است. اجراي عدالت نيز مستلزم تحمل محروميت است. پس اگر اخلاق و قانون عادلانه به خدا متكي باشد مي‌تواند بر وجدان حکومت کند، و الّا نه. از طرف ديگر عبادت يادآور خدا و غفلت نکردن از بندگي است و لاجرم پشتوانة نيرومندي براي اجراي عدالت و قانون است.73
14. گناه‌زدايي و پرورش نيک‌خواهي
هر گناهي اثري تاريک‌کننده و کدورت‌آور بر دل باقي مي‌گذارد و ميل به کارهاي نيک را کاهش و رغبت به ديگر مفاسد و گناهان را افزايش مي‌دهد. در مقابل، عبادت و بندگي وجدان مذهبي انسان را پرورش مي‌دهد، گرايش به شر و فساد را زايل مي‌گرداند و ميل به خير و نيکي را جايگزين آن مي‌سازد. در خطبة 196 نهج‌البلاغه آمده است: "...اين عبادات دست‌ها و پاها را از گناه باز مي‌دارد، چشم‌ها را از خيرگي باز داشته به آنها خشوع مي‌بخشد، نفوس را رام مي‌گرداند، دل‌ها را متواضع مي‌نمايد، و باد دماغ را زايل مي‌سازد."74
زیان ترک عبادت
عبادت گریزی زیان‌های جبران ناپذیری در زندگی دنیوی و هم در سرنوشت نهایی و حیات فرجامین بشر دارد. از نظر قرآن زندگی منهای عبادت معیشتی تنگ و طاقت فرساست: "وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى؛75‏و هر كس از ياد من بگریزد همانا (در دنيا) معيشتش تنگ شود و روز قيامت نابينا محشورش كنيم." علامه طباطبایی در توضیح این مطلب می‌نویسد: كسى كه خدا را فراموش و با او قطع رابطه کند، چيزى جز دنيا متعلق دلبستگی او نخواهد بود، در نتيجه همة كوشش خود را صرف زندگى دنيا و کامیابی از آن می‌کند. اين معيشت كم باشد یا زياد او را آرام نمى‏كند، زیرا‏ هر چه به دست آورد قانع نگشته و دائما چشم به افزون‏تر از آن مى‏دوزد و دل در گرو چیزی دارد كه ندارد. ترس از نزول آفات و روى آوردن ناملايمات و فرا رسيدن مرگ و بيمارى و... نیز دائماً او را می‌آزارد و در ميان آرزوهاى بر نیامده و ترس از فراق آنچه بر آمده رها می‌سازد. اما اگر پروردگار خود را مى‏شناخت و فراموشش نمى‏كرد، يقين مى‏كرد كه نزد پروردگار خود حياتى پایا، ملكى مانا، و عزتى ذلت‌ناپذیر و سرور و كرامتى کاستی ناپذیر دارد و يقين مى‏كرد كه دنيا گذرگاه است و در برابر آخرت پشيزى بيش نيست. پس دل به تقدير خدا خوش مى‌داشت، و زندگی هر چه باشد برايش فراخ گشته، ديگر روى تنگى و ضنك را نمى‌دید. 76
در آیه‌ای که گذشت قرآن، آخرت عبادت گریزان را نیز یاد آور شده و آنان را نابینایان محشر می‌خواند. آیه دیگر نیز فرجام این گروه را جهنم و ذلت و خواری می‌داند:" وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرين؛77و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا دعايتان را اجابت كنم؛ به‌ راستی آنان كه از عبادت من روی گردانند زود باشد که با ذلت و خوارى در دوزخ شوند."
پي‌نوشت‌ها:

. استادیار و مدیر گروه علمی منطق فهم دین، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
1. ر.ک. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ،ج 8، ص12؛ قاموس قرآن، ج 4، ص‌‌279؛ مجمع البحرین علی طریق المعاجم العصریه، الجزئان الثالث و الاخیر، ص‌105.
2. کشاف اصطلاحات الفنون، ج3، ص 947؛ المفردات في غريب القرآن، ص .542
3. محاسن التأويل، ج‏1‌، ص 239.
4. الجامع لأحكام القرآن، ج‏11، ص .130
5. في ظلال القرآن‌، ج‏4‌، 1903.
6. شرح فصوص (قيصرى) ، شرح‏ 560.
7. تفسير القرآن الكريم (الخميني)، ج‏2، ص 31.
8. من هدى القرآن، ج‏14، ص 60.
9. روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏1، ص .92
10. ذاریات/56.
11. آل عمران/51، نیزبنگرید: حجر/41، مریم/36، یس/61، زخرف61 و 64 و... .
12. یوسف/40.
13. نحل/ 48.
14. آیات متعدد دیگردبر این معنا دلالت دارند از جمله: "وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ"، نحل/49."أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ"،حج/ 18."إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً"، مریم/93. "إِنَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ"، الأعراف/ 206 و... .
15. انبیا/ 25.
16. "وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسيرُوا فِي‌الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ"‌(36).
17. حجر/99.
18. آل‌عمران/‌64.
.19 غافر/60.
.20بنگرید به: الميزان، ج‏12، ص‌.220
21. ترجمه مصباح الشريعة، ص 186.
22. بحارالانوار، ج 4، ص .227
.23 وسائل‏الشيعه، ج 6، ص .173
24 داوم تخليص المفترضات و السّنن فانّهما الأصل فمن أصابهما و ادّاهما بحقّهما فقد أصاب الكلّ.فانّ خير العبادات أقربها بالامن و أخلصها مِن الآفات. ترجمه مصباح‌الشريعه، ص 186.
.25بحارالأنوار، ج 33، ص 357 باب 23. الإمام علي(ع): نوم على يقين خير من صلاة في شك.
.26 "اعبد الله كأنك تراه فإن لم تكن تراه ، فإنه يراك". بحارالأنوار‌، ج 4‌، ص .29
.27"وَ خَادِعْ نَفْسَكَ فِي الْعِبَادَةِ وَ ارْفُقْ بِهَا وَ لَا تَقْهَرْهَا وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا إِلَّا مَا كَانَ مَكْتُوباً عَلَيْكَ مِنَ الْفَرِيضَةِ فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ تَعَاهُدِهَا". مستدرك‏الوسائل، ج 1، ص‌.145
.28كان الحسن‌بن‌ علي(ع) إذا قام إلى الصّلوة لبس أجود ثيابه فقيل له يا ابن رسول اللّه لم تلبس أجود ثيابك؟ فقال إنّ اللّه تعالى جميل يحبّ الجمال فاتجمّل لربّى و هو يقول:"خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ" (اعراف/31) فأحبّ أن ألبس أجود ثيابى، مستدرك‏الوسائل، ج 3، ص .226
.29 جهت آگاهی بیشتر بنگرید: نقطه‏هاى‏آغاز در اخلاق‏ عملى، ص 586.
.30 "فانّ خير العبادات و أدومها و ان قلّ" ترجمه مصباح الشريعه، ص 187.
.31 الفتوحات (4-‌‌ ج)، جلد1، ص 694.
.32 و أخلص حركاتك من الرّياء، و سرّك من القساوة. فانّ النّبيّ(ص) قال: "المصلّى مناج ربّه، فاستح من المطّلع على سرّك، العالم بنجواك و ما يخفى ضميرك". ترجمة مصباح الشريعه، ص 187.
.33 بنگرید به: آداب‏الصلاة، ص 20.
.34 "عليك بالجد، لا تخرجن نفسك من حد التقصير في عبادة الله عز وجل و طاعته، فإن الله لا يعبد حق عبادته" الكافي، ج 2، ص72.
.35 ترجمة مصباح الشريعه، ص 187.
.36 مائده/.5
.37 توبه/17.
.38 "وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ؛ و چون فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنيد، همه سجده كردند مگر شيطان كه ابا و تكبّر ورزيد و او از كافران بود."بقره/34.
39. بحارالأنوار، ج14، ص 465، باب 31.
40. اعراف/.147
41. ترجمة اخلاق، ج 1، ص .275
42. "مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَكَ"، الکافی، ج 2، ص 313، باب العجب.
.43 قَالَ أَبي عَبْدِاللَّه(ع): "الْمَنُّ يَهْدِمُ الصَّنِيعَةَ"، الكافي ج 4، ص 22.
.44 بقره/264.
.45 " آفَةُ الْعِبَادَةِ الرياء"، غررالحكم ص 311، ش 7191.
.46 من‏لايحضره‏الفقيه، ج 4، 371، باب النوادر.
.47 يادداشت‌ها، ج 6، ص 156و 157.
.48 يادداشت‌ها، ج6، ص 162.
.49 نهج البلاغه، خطبه 225.
.50 حشر/19.
.51 احيای فکر ديني در اسلام، ص 105.
52. يادداشت‌ها، ج 6، ص 193و 194.
53. همان، ص 193.
54. همان، ص 196.
55. همان.
56. بقره/45؛ نيز: "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرين"، بقره/153.
57. يادداشت‌ها، همان.
58. رعد/ 28.
59. لئلا يكونوا ناسين لذكره، ولا تاركين لأدبه، ولا لاهين عن أمره ونهيه، إذا كان فيه صلاحهم وقوامهم، فلو تركوا بغير تعبد لطال عليهم الأمد فقست قلوبهم. بحارالأنوار، ج 6، ص 63.
60. همان، ص 185، به نقل از: منتسكيو و روح‌القوانين، ص 85.
61. آداب‏الصلاة‌، ص 32.
62. العبوديّة جوهر كنهها الرّبوبيّة، فما فقد من العبوديّة وجد في الرّبوبيّة، و ما خفى من الرّبوبيّة أصيب في العبوديّة. مصباح‏الشريعه، ص 7. در شرح این حدیث بنگرید به: آداب‏الصلاة‌، ص: 8-10 .
63. انفال/ 29.
64. حجر/ .42
65. حجر/ 39 و .40
66. آداب‏الصلاة، ص 32.
67. مجموعه آثار. ج 3، ص 296- 307.
68. مجموعه آثار ج3، ص 290- 292.
69. مائده/.35
70. الميزان ج‏5، ص .328
71. غررالحكم، ص 199، ش 3942.
72. نهج‌البلاغه، خطبة192 و مجموعه آثار ج 16، ص 425.
73. يادداشت‌ها، ج 6، ص 176.
74. مجموعه آثار، ج 16، ص424.
75. طه/124.
76. الميزان، ج‏14، ص 225.
77. غافر/60.

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1048 | کل بازدید : 6436551 
اخبار