دوشنبه ٢٩ مرداد ١٣٩٧
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
اثبات وجود روح با براهين حسى - هيپنوتيزم يا خواب مغناطيسى

 منبع : شارح

 نويسنده : حسين حقانى زنجانى    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1392/12/13  

مسائل و مطالبى كه تاكنون طى چند مقاله درباره اثبات وجود روح از ديدگاه فلاسفه و متكلمين بيان كرديم, همه مبتنى بر اثبات وجود روح از طريق عقل و ديدگاه عقلا بود و چه بسا اين مطالب در قرن حاضر كه بيشتر علوم, براساس تجربه و حس گرائى و علوم تجربى و طبيعى مورد تحقيق و بررسى قرار مى گيرد, چندان مورد قبول نباشد. از اين رو در اينجا لازم است مقدارى نيز اثبات وجود روح يعنى مبدإ غير مادى و مجرد روح براساس براهين حسى, مورد بحث و مداقه قرار بگيرد تا مسإله وجود روح از جنبه هاى مختلف حسى و غير حسى, مورد بحث قرار گرفته باشد. و اگر برخى از ماديها مثل ماركسيست ها در دلائل فلسفى و علمى و... خدشه كنند, در دلائل حسى و تجربى خدشه اى نبايد بشود; مثلا دانشمندى مثل ((بروسه)) مى گويد:
((به وجود روح مومن نخواهم بود مگر آن كه آن را زير چاقوى تشريح خود كشف كرده, ببينيم))(1).
به علاوه انسان, چون موجودى مادى است و با حس و تجربه بيشتر سروكار دارد و مى خواهد تمام موجودات را تنها از همين راه, تجزيه و تحليل كند, بحث از دلائل حسى, ايمان او را به روح مجرد, زيادتر خواهد كرد.
محمد فريد وجدى در ((دائره المعارف قرن بيستم)) در اين باره چنين مى نويسد:
((....ما ذكرناه من البراهين لا ينفع للعقل العصرى غله و لا يبل له صدى فانه بما ظهر له من فساد إكثر المسلمات المنطقيه التى كان يحنى إسلافنا لها إصبح لا يعير تلك المسلمات التفاتا الا اذا عضدها شاهد, من الحس فلا غروان سقطت الفلسفه العقليه القديمه التى كانت موضوع المفكرين و الحكمإ الاقدمين و صارت الفلسفه الحسيه هى صاحب الدوله اليوم...))(2).
((براهين عقلى كه براى اثبات روح سابقا اقامه كرديم, نزد دانشمندان و عقلاى عصر جديد مفيد نبوده و دردى از جامعه ها را برطرف نمى كند زيرا اكثر مسائل مسلم منطقى كه گذشتگان بر آنها اعتماد داشتند و تسليم اين روشها بودند, برهم ريخته و علماى حسى امروز اگر شاهدى از حس براى اثبات مسائل عقلى نداشته باشند, آنها را به آسانى نمى پذيرند, امروز فلسفه حسى صاحب قدرت بوده, كارساز مى باشد)).
از اين رو اثبات وجود روح از طرق براهين حسى چه بسا مى تواند مفيد باشد, حتى بالاتر اين كه محمد فريد وجدى با اين كه در دائره المعارف خود دفاع از حقايق دينى كرده, آنها را بحق و مسلم و ثابت مى داند, در عين حال معتقد است كه ((مسلمات كهن علم منطق چه بسا مى تواند ما را به طرف باطل نيز سوق دهد زيرا چه بسا برخى از طرفداران طرق باطل; از قبيل ((وثنيون)) و مشركين از بزرگان علم منطق بوده و در عين حال راه اشتباه رفته اند و در نتيجه با ايجاد فرقه هاى گوناگون و مذاهب مختلف اسلامى بعد از ظهور فلسفه يونانى در ميان مسلمين چه بسا راه خطائى پيموده و حق و باطل را با يكديگر مخلوط نموده اند زيرا عقل نيز چه بسا دچار اشتباه و خطا مى گردد))(3).

سوال
اين سوال در اينجا قابل طرح است كه چگونه روح كه مادى نيست و محسوس نمى باشد, از طريق حسى و براهين حسى قابل اثبات است؟

پاسخ

در پاسخ اين سوال بايد گفت: روح با اين كه جسم نبوده و مادى نيست, اما با جسم در رابطه است و رابطه نزديكى با جسم دارد و توسط جسم مادى, اعمالى انجام مى دهد و دليل آن نيز نفس انسانى است كه از طريق بدن و استخدام قواى بدنى كار انجام مى دهد و اعمال خود را توسط اعضإ و جوارح بدن انجام مى دهد و اصولا نفس را نفس مى گويند از اين جهت كه ذاتا مستقل از جسم و ماده است, اما از لحاظ عمل نياز به جسم و ماده دارد و از اين رو ((شيخ الرئيس بوعلى سينا)) فرق بين نفس و عقل را در همين ويژگى دانسته است و فلاسفه تصريح كرده اند كه عقل مبدإ و جوهرى است كه هم ذاتا و هم عملا هيچ نيازى به ماده و جسم ندارد و مستقل از ماده و جسم كار مى كند و تعقل و تفكر مى كند اما نفس, عبارت از جوهرى و گوهرى است كه ذاتا مستقل از ماده اما از نظر عمل, نياز به ماده دارد.
آرى اين, در حقيقت يكى از نعمتهاى بزرگ الهى است كه نفس را طورى آفريده و قابليت درك حقايق را به او داده است كه اگر در مواقعى, عقول بشرها خطا كرده و يا به اشتباه, استدلال و استنباط كنند, راه ديگرى براى آنان از طريق حسى و غير آن قرار داده, آنها را راهنمائى مى كند و به اين طريق بهانه هاى مشركين و علما و فضلاى مكتب هاى فلسفى و حسى و تجربى را قطع; و راه حركت به سوى واقع و اثبات روح و ساير مجردات را فراهم مىآورد. حتى آنها را به وحشت و حيرت مى اندازد و راه شناخت حقايق روحى و نفسى را به صورتهاى گوناگون براى آنان فراهم مىآورد تا شايد از گمراهى جديد آنان جلوگيرى شود.

خواب مصنوعى
راه هاى اثبات روح مجرد از طرق مختلف حسى به قرار زير است:
هيپنوتيزم(خواب مصنوعى); مانيسم (نيروى مغناطيسى); اسپريتيسم(احضار ارواح); رويا (روشن بينى و رويت از راه دور) است.
ما در اين مقاله به مسائل مربوط به ((هيپنوتيزم)) يعنى خواب مصنوعى و مغناطيسى مى پردازيم:
محمد فريد وجدى در دائره المعارف قرن بيستم(4) از يك نويسنده غربى به نام ((جول بوا)) در روزنامه خود به سال 1904 م چنين مى نويسد:
((ان ما حدث من إنواع الشفا بالتنويم مما يكاد معجزه و ماحصل من الفوائد من فن التلقين بالاستهوإ و ما يشاهد من مزايا الاعتقاد و ثبات الاراده و المحاورات الموحشه.... و ما يراه الانسان من الغيوب فى النوم و الانبإ بالامور المستقبله و الخوارق الحاصله...الخ)).
((آنچه از انواع شفا براى مريض ها از طريق خواب مصنوعى و مغناطيسى حاصل مى شود, از جمله موارد اعجازآميز به شمار مى رود و از فن تلقين, فوايد بى شمارى عايد بيماران مى گردد و مسائل مربوط به اطلاع از آينده و خواندن افكار و ظهور شبح انسانى و آنچه از غيوب در عالم خواب كشف مى گردد و از اخبار آينده خبر مى دهد; همه اينها موارد بيشمارى است كه به دست دانشمندان غربى در قاره اروپا انجام مى گيرد)).
((شاركو)) يكى از بزرگترين پزشكان معروف در جهان; عقيده دارد كه خواب مصنوعى عالمى است عجيب كه مشاهدات محسوس مادى در آن ديده مى شود كه منطبق بر مسائل مسلم فيزيولوژى(وظائف الاعضإ) مى گردد. و در آن, اشيائى وجود دارد كه فوق ماده و طبيعت بوده, هيچ فردى تاكنون نتوانسته آنها را توجيه و تعليل كند و با هيچ قانون علمى امروز مطابقت ندارد(5).
عالم و دانشمند ديگر غربى به نام ((بيو)) در كتاب خود ((گفتگوهائى بر حيات مغناطيسى)) چنين مى نويسد:
((التنويم المغناطيسى يثبت وجود الروح و خلودها و يبرهن على امكان اختلاط إرواح متجرده باخرى لم تزل مكتسبه بالماده)).
((خواب مغناطيسى وجود روح و جاودانگى آن را ثابت مى كند و ضمنا امكان اختلاط ارواح مجرد با ارواحى كه لباس ماده را پوشيده, مادى هستند, همچنان مبرهن مى سازد)).
خواب مغناطيسى, قدر و ارزش آن, در اروپا تا سال 1840 ميلادى بر دانشمندان مخفى بود تا اين كه پزشك معالج انگليسى به نام ((جمس بريد)) اين علم را بروز داد و سير عملى آن را در علم پزشكى آشكار ساخت.
از اينجا خواب مصنوعى در عالم پزشكى در مواردى كه حل مشكلات معالجه اى به بن بست مى رسيد, حلال مشكلات بوده, كمك شايانى به معالجات بيماران مى نمود چنان كه استاد ((بلز)) در كتاب طبى خود در جلد اول صفحه 2 چنين مى نويسد:
((هنگامى كه جمس بريد كتاب خود را درباره خواب مغناطيسى به رشته تحرير درآورد, طب رسمى اروپا آن را نپذيرفت و اعتنائى به آن ننمود و متوجه مزاياى آن علم نشد جز دو پزشك فرانسوى به نام ((ازام)) و ((لييبوات)) كه از اين علم در معالجه بيماران خود استفاده فراوان نمودند و با براهين علمى ثابت كردند كه معالجه بيماران از طريق خواب مغناطيسى تإثير فراوانى دارد و ايجاد آثار بزرگ ضد بيمارى كرده, نتايج و آثار مهم و با ارزش خود را ثابت كرد و لكن اين اعمال غير عادى علمى, باعث استهزإ مردم آن زمان گرديد و اين علم نوظهور (اثبات روح مجرد) با تعصب نكوهيده, مواجه گرديد و لكن كار بزرگ و با ارزش انجام گرفته و بر مسائل مربوط به روح مجرد, نورانيت شديدى بخشيد(6).

مراتب و درجات خواب مصنوعى(تنويم الضلاعى)
خواب مصنوعى, مراتب و درجات بى شمارى داشته و براى دانمشندان غربى در اروپا مباحث گوناگون ناشناخته تا آن زمان مطرح گرديد.
در اولين مرتبه انسان به خواب رفته, اسم خود را به زبان مىآورد و بر آزادى و حريت خويش تإكيد نموده, سپس خواب مصنوعى بر او غلبه كرده و تحت اراده و اختيار انسان خواب دهنده قرار مى گيرد و سپس قيافه و وضعيت يك پادشاه بزرگ را از لحاظ تكلم و حركات و رفتار!! به خود مى گيرد.
به طور خلاصه انسان به خواب مصنوعى رفته, تحت اختيار انسان به خواب برنده قرار مى گيرد و در عالم خواب مصنوعى, اشباح و صداهائى كه جز در عالم خيال و توهم وجود ندارد, مى بيند و مى شنود و چه بسا جسد او وضعيت عجيبى پيدا مى كند كه از تإثير معمولى قوانين فيزيولوژى, جدا مى شود. و برخى از مجلات فرانسه در سال 1896م پاره اى از اين قبيل جريانات را منعكس مى كرده اند(7).
نظير اين گونه حوادث, در عالم خواب منحصر بر مشاهدات غير حسى نيست, بلكه امور ديگرى نيز از قبيل خبر از كارهاى غيبى و ديدن اشيإ بعيد و دور و نفوذ در باطن اشخاص, نزد دانشمندان غربى, وجود روح و نفس را از طريق حسى اثبات مى كند.
((اكزاكوف)) يكى از دانشمندان روسى نقل مى كند كه ((زن يك استاد انگليسى به نام ,((دومرجان)), روح زن ديگرى را از طريق خواب مصنوعى به محل معينى كه تعيين كرده بود, مى فرستاد و او, افعال بخصوصى را انجام مى داد)).
دانشمند نامبرده از اين گونه حادثه و حوادث ديگر شبيه آنها نتيجه علمى گرفته مى نويسد:
((اين حادثه و امثال آن به طور قطع ثابت مى كند كه براى روح, وجود متميز از ماده بوده و قدرت انجام اعمالى به ذات خود دارد)).
از مجموع اين حوادث روحى در عالم خواب مصنوعى و غير آن, به طور وضوح استفاده مى شود كه انسان, منحصر در ماده نبوده و در باطن او, راز روحانى متميز از ماده و يك حقيقت شريف و بزرگوارى به نام روح و نفس وجود دارد و گرنه امكان نداشت در حالت خواب مغناطيسى به هنگام عدم كارائى حواس ظاهرى و مشاعر او, اين گونه جريانات عجيب و واقعى تعجبآور رخ بدهد.
آرى اگر انسان, ماده محض و خالص بود, امكان نداشت كه از او امثال حوادث بالا و غير آن پديد آيد. به طورى كه دانشمندان بزرگى از قبيل ((كونونيل دوروشاس)) كه فوق تخصص در علم طب و فيزيولوژى داشته, به صراحت اعلام مى دارد كه توجيه اين اعمال شگفت انگيز جز با اثبات روح مجرد امكان پذير نيست!
مولف دائره المعارف قرن بيستم بعد از نقل مقدارى از حوادث شگفت انگيز روحى از طريق خواب مغناطيسى چنين مى نويسد:
((يرى القارى من مجموع ما مر ان الانسان ليس بماده صرفه بل ان فيه سرا روحانيا متميزا عن مادته و هو حقيقته الكريمه و لولا ذلك لما استوهدت منه و هو فى حاله النوم المغناطيسى عند تعطيل حواسه و مشاعره تلك الحوادث الروحيه)).
((خواننده از مجموع آنچه از حوادث روحى حيرت انگيز گذشت, اين نتيجه را مى گيرد كه حقيقت انسان, ماده صرف نبوده, بلكه در باطن اين انسان, راز روحانى متميز از ماده بوده; و آن, حقيقت قابل كرامت روح و نفس انسان مى باشد. و اگر چنين مبدإ روحانى مجرد از ماده نبود, هرگز چنين حوادث تعجب انگيز در حالت خواب مغناطيسى يعنى در حالى كه انسان به خواب مصنوعى رفته و كاملا حواس و مشاعر ظاهرى و جسمى او راكد مانده و قابل استفاده نمى باشد, پيدا نمى شد)).

1ـ متافيزيك: تإليف فيليسين شاله, ص 48.
2ـ ج4, ص 364, ذيل ماده روح.
3ـ دائره المعارف قرن بيستم: ج4, ص 365.
4ـ جلد 4, ص 366.
5ـ كتاب ((المذهب الروحى)) تإليف جبرئيل دولان به نقل از دائره المعارف: ج4, ص 367.
6ـ دائره المعارف قرن بيستم: ص 368.
7ـ همان: ص 368.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 3 خرداد 1380

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1624 | کل بازدید : 6531950 
اخبار