يکشنبه ٠٦ خرداد ١٣٩٧
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
فضيلت تخيل

 منبع : شارح

 نويسنده : دکتر احمد بهشتی    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1392/12/13  

همان طورى كه قوه عاقله انسان, به خاطر اتصال به عقل فعال يا مبادى عاليه, به ادراكات عقلى نائل مىآيد و معقولات را بدون استمداد از تفكر و تعقل دريافت مى كند, قوه خيال نيز بى كار نمى ماند و در حوزه كار خود به فعاليت مى پردازد.
كار عقل, ادراك كليات و كار خيال و وهم, ادراك جزئيات است. اكثر انسانها در عالم رويا از طريق فعاليتهاى قوه وهم و خيال, چيزهايى را ادراك مى كنند. ولى در بيدارى از چنين ادراكاتى محرومند; چرا كه دو عامل, آنها را از فعاليتهايى كه در خواب دارند, باز مى دارد: يكى حس و ديگرى عقل. به همين جهت است كه در بيدارى, وهم و خيال تحت سيطره و سلطه عقل و حس مى باشند. نه حواس اجازه مى دهند كه وهم و خيال به كارهاى مخصوص خود بپردازند و نه عقل, دست و بال آنها را در اين راه باز مى گذارد.
در عين حال, برخى از انسانها به گونه اى هستند كه قوه وهم و خيال آنها در بيدارى هم فعاليت دارند و جزئياتى را ادراك مى كنند. اين ادراك, مستقل از فعاليتهاى عقلى و حسى است. ولى چندان هم بى ارتباط نيست. در هنگام خواب, حواس پنجگانه از كار مى افتند و به همين جهت است كه قوه خيال, مجال فعاليت پيدا مى كند. عقل نيز در اين حال, فعاليتى ندارد. اينجاست كه صورتهايى در نزد نفس انسان حاضر مى شود كه گويى برگرفته از ادراكات حسى است, بلكه مى توان گفت: از مدركات حسى هم قوىتر است. آنچه را كه انسان در موقع خواب, مى بيند و مى شنود و لمس مى كند و مى بويد و مى چشد, همه ساخته و پرداخته قوه خيال است. اين صور خيالى از لحاظ شفافيت و روشنى و ظهور و حضور, هيچ فرقى با آنچه انسان در بيدارى به چشم مى بيند و به گوش مى شنود و به لامسه, لمس مى كند و به شامه مى بويد و به ذائقه مى چشد, ندارد. همان طورى كه بروز و ظهور محسوسات براى حواس, شدت و ضعف دارد, بروز و ظهور صور خيالى هم براى قوه خيال شدت و ضعف دارد. در عين حال, بايد اذعان كرد كه در مجموع, صور خيالى در مقايسه با صور حسى, از كيفيت برترى برخوردارند.
نمى توان واقعيت همه صورى را كه انسان در عالم رويا از طريق فعاليتهاى وهم و خيال ادراك مى كند, منكر شد. تعبير خواب, از كارهاى بسيار مهمى است كه پيامبران و امامان و صالحان, انجام داده اند. در قرآن كريم, چند نمونه روشن ذكر شده كه همه آنها نشان فعاليت صحيح و درست قوه خيال و ادراكاتى است كه قبل از وقوع, صورت گرفته است. نفس انسان در بيدارى اشتغال به ظواهر حسى و مادى دارد; ولى در عالم خواب, فرصت پيدا مى كند كه به امور باطن و موجودات مجرد و مبادى عاليه, نزديك و متصل گردد و از اين طريق, قوه خيال به ادراك حقايقى توفيق يابد و آنها را در نزد خود متمثل گرداند. در اينجا به ذكر چند نمونه قرآنى مى پردازيم:

1- روياى يوسف
او در دوران كودكى در خواب مى بيند كه يازده ستاره و خورشيد و ماه برايش سجده مى كنند. او به پدر مى گويد:
((...يا ابت انى رإيت احد عشر كوكبا و الشمس و القمر رإيتهم لى ساجدين))(1)
((پدر, در خواب ديدم كه يازده ستاره و ماه و خورشيد برايم سجده مى كردند)).
يعقوب كه اين خواب را نشانه عظمت يوسف و آينده درخشان وى مى ديد, به او دستور داد كه خوابش را براى برادرانش نقل نكند.
يوسف سالهاى سختى پشت سر گذاشت و از مرحله قعر چاه و كاخ پرشيطنت عزيز مصر و زندان, سرانجام به مرحله تحقق روياى راستين خود رسيد و زمانى كه پدر و مادر و برادران در برابرش به سجده افتادند, گفت:
((...يا ابت هذا تإويل روياى من قبل و قد جعلها ربى حقا و قد احسن بى اذ اخرجنى من السجن و جإنى بكم من البدو من بعد ان نزغ الشيطان بينى و بين اخوتى.. .))(2)
((پدر, اين است تعبير خوابى كه از پيش ديده بودم كه خداوند آن را به حقيقت رساند و به من نيكى كرد; چرا كه مرا از زندان نجات داد و شما را بعد از آنكه شيطان ميان من و برادرانم فساد كرد و جدايى افكند, از بيابان به شهر آورد)).
آرى قوه خيال, صحنه سجده پدر و مادر و برادران را سالها قبل از وقوع, در قالب صحنه تمثيلى سجده ماه و خورشيد و ستارگان, به او نشان داد و اين نبود مگر به بركت صفاى نفس آن بزرگوار و اتصال و ارتباط او به مبادى عاليه.

2- روياى همبندهاى يوسف
زمانى كه يوسف را به خاطر جرمى كه مرتكب نشده بود, به زندان افكندند, دو متهم ديگر نيز با او به زندان افتادند. اينان از مقربان دربار بودند و اتهام آنها سوء قصد به جان پادشاه مصر بود. اين دو زندانى هر كدام خوابى ديدند و خواب خود را براى يوسف نقل كردند.
((...قال احدهما انى ارانى إعصر خمرا و قال الاخر انى ارانى احمل فوق رإسى خبزا تإكل الطير منه...))(3)
((يكى از آنها گفت: در خواب ديدم كه شراب مى فشردم و ديگرى گفت: در خواب ديدم كه بر سرم نانى حمل مى كردم و مرغها از آن مى خوردند)).
آنها تقاضا داشتند كه يوسف, خوابشان را تعبير كند; چرا كه او را فردى شايسته شناخته بودند. يوسف, به آنها قول داد كه در اولين فرصت, خوابشان را تعبير كند; چرا كه خداوند علم تعبير خواب را به او عطا كرده بود. سپس چنين گفت:
((...اما احدكما فيسقى ربه خمرا و اما الاخر فيصلب فتإكل الطير من رإسه... ))(4)
((يكى از شما بر سر كار خود برمى گردد و به ارباب خود شراب مى دهد و ديگرى به دار آويخته مى شود و مرغان بر سر او منقار مى زنند و از گوشت آن مى خورند)).
اين دو رويا نيز به حقيقت پيوست. يكى از دو متهم بى گناهيش ثابت شد و به جاى خود بازگشت و ديگرى اتهامش ثابت شد و به دارش آويختند.

3- روياى پادشاه مصر
او شبى در خواب ديد كه هفت گاو لاغر, هفت گاو فربه را خوردند و نيز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشك گندم را در عالم خواب, مجسم ديد. از اطرافيان خواست كه خوابش را تعبير كنند, ولى آنها چنين پنداشتند كه خواب او از خوابهاى پريشان است. اما آن زندانى آزاد شده, به ياد يوسف افتاد و تقاضا كرد كه او را نزد يوسف بفرستند, تا تعبير خواب را از او بپرسد. هنگامى كه وى خواب پادشاه را براى يوسف بازگو كرد, يوسف خواب را چنين تعبير كرد:
((هفت سال, فراوانى كشت و زرع است. گندمهايى كه در اين هفت سال, به دست مىآيد, بايد در خوشه ها ذخيره شود, تا در هفت سال قحطى و خشكسالى مورد استفاده قرار گيرد. با پايان گرفتن هفت سال دوم, بارندگى شروع مى شود و دوران فراوانى نعمت, مى رسد. شاه دستور داد يوسف را از زندان بيرون آوردند و او را گرامى داشت. 

4- خواب ابراهيم خليل
ابراهيم خليل در خواب مى بيند كه فرزندش اسماعيل را در راه خدا ذبح مى كند. يعنى صحنه سر بريدن فرزند در راه خدا را در نزد خود متمثل مى بيند و مطمئن مى شود كه فرمان خدا به اين كار تعلق گرفته است. از اين رو به اسماعيل مى گويد:
((...انى ارى فى المنام انى اذبحك فانظر ماذا ترى...))(5)
((در خواب مى بينم كه تو را سر مى برم. بنگر كه در اين باره چه رإى مى دهى)).
از آنجا كه فعل ((إرى)) مضارع است و دلالت بر استمرار دارد, معلوم مى شود كه ابراهيم, چند بار صحنه دلخراش سر بريدن فرزند را در خواب ديده و مطمئن است كه آنچه را بارها در خواب ديده, بايد در بيدارى تحقق ببخشد و از آنجا كه اسماعيل نيز بايد رإى و عقيده خود را در اين باره اظهار كند, قضيه را با او در ميان مى گذارد. او نيز آمادگى خود را اعلام مى كند; چرا كه به درستى و صحت خواب پدر اعتقاد دارد. از اينرو مى گويد:
((...يا ابت افعل ما تومر ستجدنى ان شإ الله من الصابرين))(6)
((پدر, آنچه را به انجام آن فرمان داده مى شوى, انجام ده كه اگر خدا بخواهد, مرا از شكيبايان مى يابى)).
سرانجام, پدر و پسر تسليم فرمان خدا شدند و بندگى و اطاعت محض خود را در برابر حق به معرض نمايش گذاشتند. از اين جهت است كه قرآن كريم مى فرمايد:
((فلما اسلما و تله للجبين و ناديناه ان يا ابراهيم قد صدقت الرويا انا كذلك نجزى المحسنين))(7)
((همين كه در برابر امر خدا تسليم شدند و ابراهيم, اسماعيل را براى ذبح بر زمين افكند, از آنها پذيرفتيم و ندا كرديم كه اى ابراهيم: خواب را تحقق بخشيدى و از عهده امتحان برآمدى و ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى دهيم)).

5. خوابهاى پيامبر گرامى اسلام(ص)
در بررسى هاى اوليه قرآنى, معلوم مى شود كه پيامبر گرامى اسلام نيز حقايقى را در خواب, ديده و قرآن آنها را نيز تصديق كرده است.

الف. در سوره اسرإ
پيامبر گرامى اسلام در خواب مى بيند كه فرزندان ((حكم)) يا ((عاص)) از بنى اميه همچون بوزينگان بر منبرش جست و خيز مى كنند. از اين رو بعد از اين خواب تا زنده بود, خوشحالى نكرد. قرآن كريم درباره اين خواب فرمود:
((...و ما جعلنا الرويا التى اريناك الا فتنه للناس و الشجره الملعونه فى القرآن...))(8)
((و ما آن شجره ملعونه اى را كه در خواب به تو نشان داديم, جز فتنه و آزمايشى براى مردم قرار نداديم)).
آنهايى كه در قرآن مورد لعن قرار گرفته اند, ظالمان و منافقان و مشركان و كفارند. اما كسانى بوده اند كه همچون يك شجره خبيثه, اجزا و اعضاى آنان به يكديگر وابستگى داشته و براى مردم فتنه بزرگى بوده اند. در روايات سنى و شيعى, گفته شده است كه اينها بنى اميه اند(9) در كتاب ((الدر المنثور)) نقل شده است كه عايشه به مروان گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه به پدر و جد تو مى فرمود:
((انكم الشجره الملعونه فى القرآن))(10)
((درختى كه در قرآن كريم مورد لعن واقع شده است, شماييد)).

ب. در سوره انفال
در جنگ بدر, شمار لشگر اسلام از سيصد و سيزده تن تجاوز نمى كرد. آنهم با ساز و برگ جنگى بسيار اندك و ناچيز; در حالى كه شمار لشگر دشمن به هزار تن مى رسيد. آنهم با سازوبرگ جنگى بسيار چشمگير و پيش رفته .
طبيعى است كه در چنين شرايطى دشمن از روحيه بسيار بالا و نيرومندى برخوردار باشد و سپاه اسلام, دچار دلهره و اضطراب گردد. مگر اينكه خداوند اسبابى را فراهم كند كه معادلات اسباب ظاهرى تغيير كند و اسباب باطنى و غيبى بر اسباب ظاهرى فائق آيد. در اين وقت, پيامبر گرامى اسلام, خواب جالب و اميدوار كننده اى مى بيند كه در آيه زير به آن اشاره شده است:
((اذ يريكهم الله فى منامك قليلا و لو اريناكهم كثيرا لفشلتم و تنازعتم فى الامر و لكن الله سلم انه عليم بذات الصدور))(11).
((به يادآور هنگامى را كه خداوند سپاه دشمن را در خواب تو اندك نشان داد و اگر بسيار نشان مى داد, سست مى شديد و اختلاف مى كرديد. ولى خداوند شما را نجات داد. او به اسرار دلها داناست)).
اين خواب از روياهاى صادقه بود. هرچند لشگر هزار نفرى دشمن از نظر كميت قابل توجه بود, ولى از نظر كيفيت, قابل توجه نبود. اين حقيقت, در عالم خواب, براى پيامبر اكرم تمثل يافت و او خواب خود را براى همراهان نقل كرد و مايه دلگرمى آنها شد و اگر در عالم خواب, طور ديگرى آنها را مشاهده مى كرد و خواب خود را براى ياران بيان مى داشت, سبب سستى و تنازع همراهان مى شد. اين رويا به سپاه اندك اسلام نيرو و قوت قلب بخشيد و آنها را بر دشمن غالب ساخت.

ج- در سوره فتح
پيامبر گرامى اسلام در خواب ديده بود كه به همراه مسلمانان, عمره مفرده به جاى آورده و در حالى كه سر تراشيده و تقصير كرده اند, پيروزمندانه وارد مسجدالحرام شده اند.
مسلمانان مدينه با خوشحالى و اميدوارى در ركاب پيامبر, رهسپار مكه شدند, تا براى نخستين بار پس از هجرت, به زيارت بيت الله الحرام نائل گردند و آرزوى ديرينه خود را تحقق بخشند.
اما هنگامى كه به سرزمين حديبيه رسيدند, مشركين مكه به مقاومت و ممانعت پرداختند و در نهايت, قرارداد صلحى منعقد گرديد و قرار بر اين شد كه انجام عمره مفرده را به سال بعد موكول كنند. اين پيشآمد, بعضى را دچار شك و ترديد كرد; چرا كه گمان مى كردند همان سال وارد مسجدالحرام مى شوند. از اين جهت, خداوند متعال فرمود:
((لقد صدق الله رسوله الرويا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شإ الله آمنين محلقين رووسكم و مقصرين لا تخافون فعلم ما لم تعلموا و جعل من دون ذلك فتحا قريبا))(12).
((سوگند كه خداوند در مورد خواب, به پيامبر راست گفت و شما اگر خدا بخواهد, با ايمنى در حالى كه تراشنده سر و تقصير كننده ايد, داخل مسجدالحرام مى شويد, بدون اينكه بترسيد. خداوند دانست آنچه را شما ندانستيد و قبل از آن, فتحى نزديك براى شما قرارداد)).
صلح حديبيه در سال ششم هجرى واقع شد. اگر صلح حديبيه واقع نمى شد, ممكن نبود كه مسلمانان بتوانند بدون جنگ و خونريزى وارد مسجدالحرام شوند. ولى صلح حديبيه براى مسلمانان فتح بزرگى بود و در نتيجه توانستند در سال هفتم هجرى با آرامش خاطر, عمره مفرده به جاى آورند و وارد مسجدالحرام شوند.
مرحوم طبرسى مى گويد: خداوند قبل از خروج مسلمانان به سوى حديبيه, در خواب به پيامبر نشان داد كه مسلمانان داخل مسجدالحرام شده اند. او خواب خود را براى اصحاب, تعريف كرد و همه خوشحال شدند و گمان كردند كه همان سال وارد مكه مى شوند. از اين جهت, هنگامى كه پس از انعقاد قرارداد صلح حديبيه, به مدينه بازگشتند و داخل مكه نشدند, منافقان گفتند: نه سر تراشيديم و نه تقصير كرديم(13) و نه داخل مسجدالحرام شديم. از اينرو آيه نازل شد و ورود به مكه ,به سال بعد موكول گرديد(14)
تا اين جا معلوم شد كه قوه خيال در هنگام خواب, كاملا فعال مى شود و انسان در آن حالت, صورتهايى مشاهده مى كند كه در عالم بيدارى آنها را مشاهده نمى كند. البته تحليل و تبيين خوابها هميشه كار آسانى نيست. چنانكه برخى از خوابها نيز حكايت از واقعيت ندارند و به آنها خوابهاى پريشان گفته مى شود. اما خوابهاى انبيا و اوصيا و اولياى حق, از واقعيت و دقت كامل برخوردار است.

آن خيالاتى كه دام اولياست
عكس مه رويان بستان خداست


فعاليت خيال در بيدارى
ما نمونه هاى متعددى از فعاليت قوه خيال در بيدارى داريم كه در اينجا به چند نمونه اشاره مى كنيم:

الف. تخيلات شاعران و هنرمندان
به بركت قوه خيال است كه شاعران و هنرمندان مى توانند آثارى بديع و شگفت انگيز به وجود آورند. يك غزل زيبا يا يك قصيده بكر, از فعاليت قوه خيال پديد مىآيد و اگر فعاليت اين قوه نبود, چگونه شاعر به خودش اجازه مى داد كه بگويد: نگويمت كه گلى بر 
فراز سرو روان
كه آفتاب جهانتاب بر سر علمى

يا اينكه:
دلم از دست او درياى خون شد
سرشك ديده ام طوفان نوح است

تابلوهاى گران قيمت نقاشان نيز نتيجه فعاليت قوه خيال است. اگر شاعر و نقاش و هر هنرمند ديگرى بر بال خيال ننشيند, نمى تواند آثارى بديع, پديد آورد.

ب. تخيلات افراد ديوانه يا خيالاتى
شخصى همواره از شعله ور شدن تنور شكم خود شكايت مى كند; ديگرى هنگامى كه تنها نشسته است, با مخاطبى گفتگو مى كند; طفلى در تاريكى شب, از صورتهايى مخوف مى ترسد و جيغ مى كشد. اينها همه معلول فعاليت قوه خيال در بيدارى است.
ج. تخيلات انبيا و اوصيا
اينان نيز در حالت بيدارى تخيلاتى دارند و اين در زمانى است كه نفس شريف آنان اتصال به مبادى عاليه پيدا كرده و قوه خيال نيز به موازات آن فعال شده است.
(توضيح اين مطلب را در شماره بعد مطالعه كنيد.)


1ـ يوسف3/.
2ـ يوسف100/.
3ـ يوسف36/.
4ـ يوسف41/.
5ـ الصافات102/.
6ـ الصافات102/.
e 7ـ الصافات103/تا105.
8ـ الاسرإ60/.
9ـ الميزان148/13.
1ـ0 همان, ص 158.
1ـ1 انفال43/.
1ـ2 فتح27/.
1ـ3 در عمره مفرده, شخص معتمر, مخير است كه سر بتراشند يا تقصير كند. 1ـ4 تفسير مجمع البيان جلد 9 و 10 صفحه 126.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 3 خرداد 1380

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 931 | کل بازدید : 6258525 
اخبار