چهارشنبه ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٧
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
نگاهى عميق به عيد نوروز - قسمت سوم

 منبع : شارح

 نويسنده : علی نجفی    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1392/12/13  

به چگونگى تفسير احاديث مربوط به نوروز پرداختيم و ثابت نموديم كه
اولا: امام(ع) در مقام برشمردن وقوع روزى در روزى نيستند و دليلى هم بر اين مدعا نيست. 
ثانيا: اثبات نموديم كه امام در مقام برشمردن علل وضع نوروز هستند و علت اصلى را هم غدير خم اعلام نموديم اينك ادامه بحث:

نوروز هم همانند ساير پديده هاى تاريخى و اجتماعى كه زائيده چند عامل و از دست به دست نهادن چندين علت به وجود مىآيند, مستثنى نيست.
چنانكه گذشت, امام صادق(ع) براى نوروز 11 الى 13 علت (بنابراختلاف نسخ احاديث) ذكر نموده اند كه در اين شماره و شماره هاى بعد به اهم علل حدوث نوروز از ديدگاه احاديث مى پردازيم:

نوروز روز ميثاق بر يگانگى خدا
امام صادق(ع) فرمود: ((اى معلى نوروز همان روزى است كه خداوند در آن از بندگانش عهد و پيمان گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيز را شريك او نگردانند, و به پيامبران و حجتهاى او بر خلق, و نيز به ائمه اطهار(عليهم السلام) ايمان بياورند))(2).
آيا به راستى تاريخ حيات بشرى چنين روزى را شاهد بوده است؟

عالم ميثاق از ديدگاه احاديث
احاديث وارده از پيامبر(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام) اين قضيه را چنين شرح داده اند:
((خداوند تمام افراد بشر را پيش از خلقت آدم به صورت ذره و مورچه آفريد(3). و به آنها شعور و ادراكى در خور آن عالم و متناسب شإن آنها عطا فرمود تا بتوانند آفريننده خود را بشناسند و اگر از آنها سوال شود, پاسخ گويند(4).
به اين نحو كه چون خداوند تبارك و تعالى خواست مخلوق را بيافريند نخست آبى گوارا و آبى شور و تلخ آفريد و آن دو آب را به هم آميخت سپس خاكى از صفحه زمين برگرفت و آن را به شدت مالش داد, آنگاه آدميان مانند نور از راست و چپش به جنبش درآمدند, به همگى دستور فرمود به آتش درآيند, اصحاب يمين داخل شدند و آتش بر آنها سرد و سلامت گشت و اصحاب شمال از داخل شدن سرپيچى كردند(5).
سپس فرمود: مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا گواهى دهيم. خداوند تبارك و تعالى گفت: ((تا در روز قيامت نگوييد ما از اين بى خبر بوديم))(6).
سپس از پيامبران پيمان گرفت و فرمود: ((مگر من پروردگار شما نيستم؟ و اين محمد(ص) رسول من نيست و اين اميرمومنان على(ع) نمى باشد؟ گفتند: چرا. پس نبوت آنها پابرجا شد و از پيغمبران اولوالعزم پيمان گرفت كه من پروردگار شمايم و محمد رسولم و على امير مومنان و اوصيا بعد از او واليان امر من و خزانه داران علم من هستند و اين كه مهدى كسى است كه به وسيله او دينم را نصرت دهم و دولتم را آشكار كنم و از دشمنانم انتقام گيرم و به وسيله او خواهى نخواهى عبادت شوم. گفتند: پروردگارا اقرار كرديم و گواهى داديم(7).
پس مقام اولوالعزمى براى آن پنج تن (نوح, ابراهيم, موسى, عيسى و محمد(ص)) از جهت مهدى(ع) ثابت شد. در حديث است كه اول كسى كه به آتش درآمد و بله گفت, محمد(ص) بود. سپس پيغمبران اولوالعزم و اوصيإ و پيروانشان از پى او درآمدند و گويند همين سبب برترى محمد(ص) بر ساير پيامبران است(8).

عالم ميثاق(9) يا ذر يك حقيقت قرآنى است
همان طور كه مى دانيم و چنانكه در تاريخ واحاديث به آن اشاره شده است, اصل قضيه(عالم ميثاق) در قرآن آمده است. لذا نمى توان در وقوع آن ترديد نمود.
ولى بين دانشمندان در دلالت و تفسير آن اتفاق نظرى ديده نمى شود و لذا برخى در تفسير آيه و بلكه اخبار عالم ذر گفته اند:
خداى تعالى در خلقت انسان دلائلى براى ربوبيت خود قرار داده و عقول ايشان را چنان رهبرى فرموده كه اگر به طبع و فطرت خود بينديشند, به ربوبيت خداوند اقرار كنند. دسته اى ديگر گفته اند:
اين اقرار و اعتراف به زبان; قابليت و استعداد جواهر و ذوات آنهاست مانند آيه شريفه : ((...فقال لها الارض ائتيا طوعا و كرها قالتا إتينا طائعين))(10).((... به آن و زمين دستور داد به وجود آييد(شكل بگيريد) خواه از روى اطاعت و خواه اكراه)), آنها گفتند: ما از روى طاعت شكل مى گيريم)).
دسته اى ديگر گفته اند:
اين اقرار به زبان ملكوتى بوده مانند: ((يسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض))(11).((آنچه در آسمانها و زمين است, همواره تسبيح خدا مى گويند...)).
دسته اى ديگر به اين حقيقت به همان نحو كه در احاديث آمده, اعتقاد دارند(12).

علت اختلاف در عالم ميثاق
درباره عالم ميثاق چند سوال مطرح است و بسيارى از اين اختلاف ها به همين چند سوال برمى گردد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
1 - آيا اين قضيه كه در قرآن و در احاديث ذكر شده است, يك واقعه خارجى بوده كه در عالم خارج واقع شده است؟ يا اين كه كنايه از يك واقعيت فطرى و تكوينى است؟ 
2 - در صورت قبول شق اول سوال, اين بحث مطرح مى شود كه اين واقعه قبل از خلقت آدم بوده يا بعد از خلقت آدم(ع)؟

عالم ميثاق يك عالم واقعى و خارجى است
اما در جواب به سوال اولى بايد بگوييم احاديث نوروزيه شق اول را تإييد مى كنند چون احاديث در مورد وقايعى بحث مى كنند كه كلا در عالم خارج واقع شده اند مانند غديرخم و ظهور امام زمان(عج) و غيره.
پس به دليل حفظ اتحاد سياق حديث, بايد بگوئيم ((عالم ميثاق)) هم يك واقعيتى بوده كه در عالم خارج اتفاق افتاده به همان نحو كه در احاديث آمده است و تمام احاديثى كه در اين باره از پيامبر(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام) نقل شده است, ظاهر آنها همين مطلب را تإييد مى كند.
منتهى آنچه باعث شد كه علما اين احاديث شريفه را حمل بر كنايه و استعاره كنند ظهور آيه شريفه در استعاره مى باشد چون آيه شريفه فرموده است: ((هنگامى كه بگرفت پروردگار تو از فرزندان آدم از پشتهاى ايشان نژاد ايشان را)); خوب پيداست كه قرآن نگفته است ((هنگامى كه بگرفت پروردگار تو از پشت آدم نژاد او را)). بنابراين بايد آيه شريفه را حمل به كنايه كرد كه كنايه از وجود دلائل بر وجود خداوند به فطرت انسان ها است.
اما وقتى پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام) كه حاملان وحى و مفسران واقعى قرآن و آگاه به حقايق و اسرار و رموز قرآن هستند, آيه شريفه را اين چنين تفسير كرده اند, ديگر جايى براى اين احتمالات باقى نمى ماند(13).

عالم ميثاق قبل از عالم دنيا واقع شده است
اما در مورد اين كه اين واقعه قبل از خلقت آدم يا بعد از خلقت آدم واقع شده است و اگر بعد از خلقت آدم بوده, در كجا؟ روايات در اين جهت اختلاف دارند آنچه از روايات شيعى نقل شده است, اين است كه عالم ميثاق يا قبل از خلقت و يامقارن خلقت آدم اتفاق افتاده است(14).
ولى در روايات اهل سنت بعضى از آن ها عالم ميثاق را بعد از خلقت آدم مى دانند و بعضى از آنها مى گويند در بهشت اتفاق افتاده و بعضى ديگر مى گويند در زمين در سرزمين مقدس مكه و بعضى هم اين اتفاق را قبل از خلقت آدم مى دانند(15).
در هر صورت اين بحث زياد مهم نيست. مهم وقوع اين مسإله است اما در عين حال اعتماد به روايات شيعى است يعنى احاديث موثق مى رساند كه اين اتفاق در اين دنيا واقع شده است واين كه به عالم ميثاق معروف است, به دست مىآيد كه در عالمى ديگر غير از اين عالم بوده است و اگر در اين عالم واقع مى شد, صحيح نبود كه آن عالم ميثاق گفته شود.

خلاصه
علامه طباطبائى(ره) فرموده اند: ((مسإله پيمان گرفتن از بنى نوع بشر بر ربوبيت پروردگار; خود از دقيق ترين آيات قرآنى از حيث معنا و از زيباترين آيات از نظر نظم و اسلوب است))(16).
و اخبار وارده در اين باب هم به قول علامه مجلسى ((از رموز و اسرار اخبار ائمه اطهار(عليهم السلام) است))(17).
علامه مجلسى بعد از تقبيح قول كسائى كه احاديث را به تمثيل و استعاره حمل كرده, مى فرمايند: در بستن چنين احتمالاتى به خدا و رسول, جرئت بر خدا و رسول مى باشد و راه نجات به احتمال سخن گفتن است(18).
بديهى است كه ما در اين مسإله, اخذ به ظاهر و آنچه در نظر اولى و ثانوى از احاديث به ذهن متبادر مى شود, كرده ايم. چون شكى نيست كه بسيارى از احاديث مانند احاديث نوروزيه و حديث باب ((چگونه جواب دادند و حال آن كه ذره بودند)), و ساير احاديث ميثاق, همان معنا را مى رساند كه ما انتخاب كرديم.
ولى در عين حال نمى خواهيم آيه شريفه ميثاق و احاديث وارده در اين باب را منحصر در همان معنا كنيم و بگوييم: معنى آيه و احاديث همين است و بس; چون همان طور كه خود ائمه اطهار(عليهم السلام) بيان فرموده اند, قرآن داراى معانى مختلفى است(19) و براى هر كلمه از كلمات احاديث شريفه رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام) معانى مختلفى است(20).
اما به طور قطع يكى از معانى احاديث اين است كه در عالمى قبل از اين عالم نبوت انبيا و ايمان آنها و پيروانشان با اقرار و اعتراف بر ربوبيت خداوند يكتا و نبوت محمد مصطفى(ص) و امامت ائمه(عليهم السلام) ثابت و مستقر شده است.

نوروز روز تجلى فطرت الهى و دولت حق
به حق هم نوروز همان روزى است كه به تصريح احاديث متواتره اولين بار انسانها به امر خداوند متعال وجود پيدا كردند! و زمينه سرنوشت خود را رقم زدند كه پيرو خدا و انبيا و ائمه اطهار(عليهم السلام) باشند و بهشت را نصيب خود سازند, يا پيرو هوا و هوس خويش باشند و خود را در مهلكه و جهنم بيندازند. پس حق و سزاوار است براى مومنين روزى را كه سرنوشت خود را در آن رقم زده اند و به ربوبيت و نبوت و امامت اعتراف كرده اند براى هميشه عيد و جشن بگيرند.
اگر عالم ميثاق را يكى از علل نوروز معرفى كنيم چون در آن روز همه به يگانگى خدا اعتراف كردند و در آن روز خدا بشارت نصرت دين خود و آشكار شدن دولت خود را به وسيله مهدى(ع) داد, بيراهه نرفته ايم.
دنباله دارد

1ـ اگر خوانندگان گرامى در محتواى مقاله نظرى داشته باشند, براى ما ارسال بدارند تا در مجله منعكس شود.
2ـ بحارالانوار: ج56, ص 91.
3ـ اصول كافى: ج3, ص 19 شرح و ترجمه سيد جواد مصطفوى, باب ((كيف اجابوا و هم ذر؟)). 
4ـ مدرك قبل.
5ـ اصول كافى: ج3, ص 11, چ1350.
6ـ اشاره به آيه شريفه 172 سوره اعراف.
7ـ اصول كافى: ج2, ص 12.
8ـ همان: ص 11 و 16.
9ـ از اين عالمى كه در احاديث آمده به چند اسم تعبير مىآورند, آن رااز جهت اين كه از انسانها پيمان و عهد گرفتند ((عالم ميثاق)) مى گويند و از آن جهت كه انسانها به صورت ذره و مورچه بودند, ((عالم ذر)) مى گويند و از آن جهت كه پروردگار به همه انسانها فرمود: ((الست بربكم)) روز الست)) مى گويند.
10ـ فصلت: 11.
11ـ جمعه: 1.
12ـ اصول كافى: ج2, ص 11 شرح و ترجمه مصطفوى - مرآه العقول: ج7, ص 19 تا 20.
13ـ براى توضيح بيشتر به كتاب مرآه العقول علامه مجلسى: ج7, ص رجوع كنيد.
14ـ اصول كافى: ج3, ص 19 - 10.
15ـ تفسير طبرى: ذيل آيه 172 سوره اعراف.
16ـ تفسير الميزان: ج8, ص 400 ذيل آيه 172 سوره اعراف ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى.
17ـ مرآه العقول: ج7, ص
18ـ تفسير صافى: ج1, ص 9 مقدمه اول ((عليكم بالقرآن ... له ظهر و بطن فظاهره حكم و باطنه علم, ظاهره انيق و باطنه عميق, له تخوم و على تخومه تخوم...)).
19ـ معانى الاخبار: ((ان الكلمه من كلامنا لتنصرف على سبعين وجها)).
20ـ مدرك قبل.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 3 خرداد 1380

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 509 | کل بازدید : 6164751 
اخبار