دوشنبه ٠٢ بهمن ١٣٩٦
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
حلقه ارتباط فرهنگ يونانى

 منبع : شارح

 نويسنده : دکتر سید محمد ثقفی    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1393/01/15  

مراكز فرهنگى و مدارسى همچون مدرسه نصيبين, مركز علمى جنديشاپور و حران, در بارورى فرهنگ و تمدن اسلامى نقش مهمى داشتند و دانشمندان اين مراكز, بيشترين كتب يونانى را براى مسلمانان ترجمه كردند.

مراكز فرهنگى باستانى
تمدن اسلامى اگرچه شكل و قالب خود را از فرهنگ اسلامى داشته است اما در بدنه آن عناصر مختلفى از فرهنگهاى ملل مجاور نيز وجود داشت و ديگر ملتها كه به نحوى با جامعه مسلمانان ارتباط داشتند و به عنوان اقليتهاى دينى, حيات فكرى و دينى و اجتماعى خود را تداوم مى دادند; در تركيب فرهنگ و تمدن اسلامى سهيم هستند.
مهمترين اين اقليتها سريانيها, نسطوريها, يعقوبيها از فرق مسيحيان و صابئان و ديگر فرق و مذاهب بوده اند. اما سريانيها در اين ميان نقش مهمى را ايفا كرده اند و مى توان آنها را حلقه اتصال فرهنگ يونانى و اسلامى دانست, زيرا مسلمانان, هرگز قادر نبودند فلسفه و علوم يونانى را از منابع اصلى آنها بفهمند و ترجمه نمايند. طبيعى بود كه در اين ميان به بعضى متخصصان و زبان دانان كه با فرهنگ و زبان يونانى آشنائى داشتند, نيازمندند بشاند. اين زبان دانان سريانيها بودند. اينها قومى از مسيحيان بودند كه به زبان سريانى حرف ميزدند. زبان سريانى يكى از شاخه هاى زبان آرامى است كه در مابين النهرين و مناطق مجاور آن گسترش داشت. مهمترين مدارس نسطوريها در شهرهاى رها و نصيبين بوده است. شهر ((رها)) و يا ((ادساEdessa) (() امروزه يكى از شهرهاى كشور تركيه است ((ادسا)) در عهد دولت عباسى شهرى از شمال عراق بحساب مىآمد. نفوذ علم يونانى به شهر رها بيشتر از طريق انطاكيه صورت گرفت. ليكن آغاز دوره تعليم در ((رها)) از وقتى است كه آئين مسيح در اين شهر رسميت يافت. در سال 363 ميلادى ايرانيان در رها مدرسه اى ساختند كه در اين مدرسه از استادان فارغ التحصيل اسكندريه استفاده مى شد كه به زبان يونانى تدريس مى كردند. در اين مدرسه نسطوريان تربيت يافتند كه در راس آنها سرجيوس راس عينى قرار داشت. اين گروه علوم يونانى را تحصيل ميكردند و بعدها اكثر كتابهاى فلسفى يونانى را به زبان خود (سريانى) ترجمه كردند اين متون تا دوره امپراطورى عباسى وجود داشت. در اين دوره نسطوريها آنها را به زبان عربى ترجمه كردند(1).

1. مدرسه نصيبين
مدرسه نصيبين نيز از حيث تشكيلات و نظامات كاملا از روى حوزه علمى رها ترتيب يافته بود. اين مدرسه بار دوم بدست بارسوماBarsauma , يكى از اسقفان ايرانى نژاد در اواسط قرن پنجم پديد آمد. وى در حدود 449-450 مطران نصيبين بود, تشكيل مدرسه نصيبين باعث قوت مذهب نسطورى و اشاعه آن در ايران گرديد. مدرسه نصيبين از مدارس معتبر قديمى شمرده مى شد چنانكه تعداد شاگردان آنرا گاه تا 800 تن ذكر كرده اند(2).

2. جنديشاپور
از مهمترين مراكز فرهنگى كه در تمدن اسلامى نقش بارزى دارد جنديشاپور است. جنديشاپور شهرى در خوزستان, از آثار شاپور اول است و به او منسوب مى باشد. شاپور اين شهر را محل استقرار ايران رومى قرار داد و شايد بهمين سبب فرهنگ يونانى در آنجا انتشار يافت.
نوشيروان در جنديشاپور بيمارستانى ساخت كه علوم يونانى به زبان آرامى (سريانى) در آن جا تدريس مى شد. مسلمانان اين شهر را فتح كردند و تا زمان عباسيان باقى بود. امروز شاهآباد غرب بر ويرانه هاى جنديشاپور بنا گرديده است(3).
قفطى در ((اخبار الحكما)) مى گويد: 
((اين شهر به سبك قسنطنطيه ساخته شده است, اولين كسانى كه در بيمارستان اين ششهر پزشكى ياد مى دادند, اطباى رومى بودند. اين گروه جوانان شهر را طب تعليم مى كردند و رشد علم پزشكى رو به افزايش بود و همواره علم پزشكى رونق داشت تا اينكه اين اطبا معروفان زمان شدند. در بيستمين سال سلطنت نوشيروان همه اطبا بدستور پادشاه گرد آمدند و مسائلى در مورد پزشكى ميان آنها مطرح بود. اگر كسى درباره اين مسائل قدرى فكر كند به فضيلت اين پزشكان و تخصص آنها پى مى برد))(4).
در جنديشاپور در كنار تدريس علم طب, علوم يونانى, فرهنگى و هنرى نيز تدريس مى كردند.
مدرسه جنديشاپور تا زمان عباسيان باقى بود و بسيارى از پزشكان ايرانى اين بيمارستان, علم خود را به تمدن اسلامى انتقال دادند. گويند منصور دوانيقى هنگام ساختن بغداد به مرضى در معده خود گرفتار آمد. پزشكان نتوانستند او را معالجه نمايند. از اين جهت او را به بزرگ طبيبان جنديشاپور, جورجيس پسر بختيشوع راهنمائى كردند(5).
از اين زمان جنديشاپور به تمدن اسلامى پيوست حتى اينكه هارون الرشيد جبرئيل بختيشوع را دستور داد كه بيمارستانى به سبك جنديشاپور در بغداد بنا كند. اين بيمارستان را اطبا جنديشاپور اداره ميكردند(6).
از پزشكان معروف جنديشاپور در عصر عباسى, جورجيس پسر بختيشوع پزشك خصوصى منصور و پزشك هارون و جبرئيل نواده او پزشك مامون بوده است. همه اين پزشكان به مذهب نسطورى و مسيحى بوده اند.

3. حران
حران يكى از مراكز مهمى بود كه نقش بارزى در پيوند فرهنگ يونانى و اسلامى ايفا كرده است. اين شهر در شمال جزيره در عراق ميان رها و راس العين, واقع مى باشد. شهرى است قديمى, كه با يونان و روم و همينطور با اسلام و مسيحيت, سالها زندگى مسالمتآميز داشته و از فرهنگ هر يك اقتباس نموده است. در زمان اسكندر بسيارى از مقدونيان ساكن اين بخش عراق بوده اند و در اثر آن خدايان معبود حران نامهاى يونانى بخود گرفته است. در اوايل عهد مسيحيان كلا ساكنان اصلى منطقه شمال عراق از جمله حران, سريانيون بوده اند و بسيارى از مقدونيان, يونانيان, ارمنيها و عربها نيز در آنجا سكنى داشته اند. وقتى كه مسيحيت شيوع يافته و دين رسمى روميان آسياى صغير شده, آنها فشار آورده كه حرانيان را به آئين خود درآورند. اما هرگز حرانيان زير بار نرفته و در آئين خود باقى ماندند. از اين جهت حرانيان در نظر مسيحيان همچنان بت پرست بوده و مشرك بوده اند. رجال كليسا حرانيان را هيلينوپوليسHellenopolis) ) مى ناميدند(7).
از اين جهت حران تبعيدگاه كسانى بود كه در آئين مسيحيت ترديد كرده بودند. به نظر مى رسد كه دين حرانى ها, التقاطى از دين باستانى بابلى و يونان قديم و نوافلاطونيان بوده است. از اينجهت تا عهد مامون آنها همچنان در ترديد مانده بودند سرانجام خودشان اسم ((صابئان)) را انتخاب كردند تا از صولت خليفه در امان بمانند. ابن نديم داستانى را در اين زمينه نقل مى كند كه مامون الرشيد آنان را در انتخاب يكى از اديان آسمانى آزاد گذاشت و ايشان به جهت فرار از كيفر خليفه, كيش صابئين را انتخاب كرده اند(8).
به هرحال حرانيان منبع بزرگى در انتقال فرهنگ يونانى بوده اند كه در دوره عباسى, بيشترين كتابهاى يونانى را به عربى ترجمه كرده اند. از مهمترين مترجمان صابئى ثابت بن قره (221-288) است كه در دوره معتضد عباسى با بنوشاكر همكارى داشته است. اين گروه در دوره ديلميان نيز شايستگى قابل تقديرى از خود نشان داده اند, و به تمدن اسلامى خدمت نموده اند. ابواسحاق صابئى معاصر با سيد رضى (مولف نهج البلاغه) از دانشمندان معروف اين گروه مى باشد.
بالاخره اين مراكز فرهنگى بزرگترين منابعى بوده اند كه در بارورى فرهنگ و تمدن اسلامى نقش مهمى داشته اند و بيشترين كتابهاى يونانى را ترجمه كرده اند.
نهضت ترجمه و نقل آثار علمى از ملل بيگانه در سه دوره باتمام رسيده است:
1. آغاز آن از دوره منصور تا آخرين ايام خلافت هارون صورت گرفته است, در اين دوره به طور عمده كتابهاى طب و نجوم و احكام نجومى ترجمه شده است.
2. دوره مامون تا انتهاى قرن 10 ميلادى, در اين دوره همه كتابهاى طب و رياضيات و فلسفه ترجمه گرديده و دارالحكمه مامون, نقش بارزى در نقل و انتقال علوم داشته است.
3. دوره سوم از اواخر قرن دهم شروع شده و تا اوايل قرن 11 ادامه داشته است(9).

1. احمد امين, ضحى الاسسلام: ج1, ص 3 - 262.
2. ذبيح اله صفا: تاريخ علوم عقلى- جلد 1 صفحه 13.
3. دائره المعارف الاسلاميه, ماده جنديشاپور.
4. قفطى: اخبار الحكما صفحه 133.
5. همان منبع صفحه 161 به بعد.
6. الفقطى- صفحه 158.
7. دائره المعارف اسلامى, ماده حران و صابئه.
8. الفهرست صفحه 385.
9. احمد امين- ضحى الاسلام جلد 1 صفحه 264-265.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 6 شهریور 1380

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 423 | کل بازدید : 5818687 
اخبار