چهارشنبه ٠٤ بهمن ١٣٩٦
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
فن ترجمه و نقش مترجمان

 منبع : شارح

 نويسنده : دکتر سید محمد ثقفی    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1393/01/15  

شيوه هاى فنى و دشوارى كه پيشگامان ترجمه در جهان اسلام, در قرن سوم, با رعايت آنها توانستند گام هاى برجسته اى در انتقال علوم بردارند.


ترجمه چيست و مترجم كيست؟
از ديرزمان, ترجمه, در فرهنگ بشرى, حتى در فرهنگ ايرانى وجود داشته است. كتابهاى بسيارى از زبان سنسكريت و زبانهاى ديگر, به ويژه در دوره ساسانيان ترجمه شده كه نمونه بارز آن ((كليله و دمنه)) و ((الف ليله و ليله)) (هزار و يك شب) است. بعدها نيز در دوره اسلامى متون زيادى از فارسى و هندى و يونانى به زبان عربى ترجمه شده است و اين رسم ترجمه تا قرنهاى بعدى ادامه داشت. بنابراين در سنت فرهنگى ما, ترجمه سهم فراوانى داشته و نقش مهمى در انتقال تمدن ايفا نموده است.
اما ظاهرا چندان تحقيق معتبر و مدونى درباره اصول و روشهاى ترجمه صورت نگرفته كه آدمى بتواند, قواعد فن ترجمه را از آن ياد بگيرد.
قطعا ترجمه خود فنى از فنون است, بيشتر از آن كه ((علم)) باشد. گرچه در دوره اخير عده اى از دانشمندان درباره علم بودن ترجمه سخن گفته اند(1).
زيرا مترجم در اين كار, خود هنرى مىآفريند و ابداع به وجود مىآورد و از اين لحاظ است كه مى گويند: تاليف و تصنيف كردن آسانتر از ((ترجمه)) است زيرا در نوشتن همواره دست نويسنده باز است و انديشه خود را آزادانه مى تواند با قلم سحار خود به هر طرف كه بخواهد, برگرداند. اما در باب ((ترجمه)) او ناچار است هدف و مقصود نويسنده را بازگو كند و محتواى مبدا ترجمه را به شنونده و خواننده خود با امانت انتقال دهد. و اين هنر بيشترى مى خواهد كه به اين كار دست بزند.
از اين جهت مى گويند كه بر مترجم لازم است كه با سه چيز به طور اساسى آشنا شود:
1 . تسلط بر زبانى كه از آن ترجمه مى كند. (زبان مبدا).
2 . تسلط بر زبانى كه به آن ترجمه مى كند. (زبان مقصد).
3 . تسلط بر موضوع مورد ترجمه.
زيرا در عمل ثابت شده است كه اگر مترجم به هر اندازه هم كه به زبان مسلط باشد, اگر در موضوع مورد ترجمه تبحر نداشته باشد, قطعا از عهده ترجمه آن برنخواهد آمد.
با اين كه اين سه شرط در ترجمه لازم است, اما كافى نيست, زيرا مترجم علاوه بر شروط سه گانه, ضرورت دارد رعايت امانت نيز بنمايد كه به آن ((حفظ سبك)) گويند. زيرا مسلما كافى نيست كه خواننده فقط بداند, نويسنده چه گفته است, بلكه به همان اندازه نيز مهم است كه بداند چگونه گفته است؟ ولى آيا درجه اهميت آن در ترجمه هر اثرى يكسان است؟
پاسخ به اين سوال آسان نيست. آثارى هست كه مى توان آنها را ((آزادانه)) ترجمه كرد به اصطلاح ((نقل به معنى)). و كتابهائى هست كه مترجم بايد سعى كند تا عين عبارت آنها را به زبان ديگر برگرداند. (ترجمه لفظ به لفظ). و ميان اين دو, تفاوت بسيار است. آنچه مهم است, اين است كه مترجم با مهارت خاص خود, بتواند فرهنگى را از راه ترجمه به فرهنگ ديگر انتقال دهد و از عهده چنين امرى به خوبى برآيد.

نقش مترجم
در واقع نقش مترجم, نقش راهگشا است.
هنگامى مترجم در مقام ((راهگشا)) است كه قوالب اساسى ترجمه را عمدتا بدون كمك ديگران به صورت ناسفته از كار درآورد. هرچند ممكن است امكانات لغوى و نحوى زبان را تماما فراچنگ خود نداشته باشد. و سپس او اين ترجمه را براى افراد مختلف مى خواند و براساس پيشنهادهاى آنان, واژه ها و ترتيب كلمات را عوض مى كند و به شيوه هاى گوناگون كار خود را صيقل مى دهد(2).
دانشمندان وظيفه و كار مهم ترجمه را پيام رسانى دو زبان در عرصه فرهنگى مى دانند و از اين لحاظ, فن ترجمه را در دو قلمرو مشخص و متمايز محصور مى دانند:

ترجمه ارتباطى و ترجمه معنائى
((ترجمه, جريانى است ميان دو زبان, و در اين جريان يك پاى مترجم در زبان مبدا و پاى ديگرش در زبان مقصد است و مترجم از اين طريق, پلى ميان دو زبان برقرار مى كند. مترجم همواره ميان دو نگرانى به سر مى برد: از يك سو نگران اين است كه خواننده, ترجمه او را در نيابد و از سوى ديگر نگران است كه پيام نويسنده را ساده و يا تحريف نكند.
بعضى از متخصصان ترجمه اين موضوع را تحت عنوان ترجمه ارتباطىCammunicative Translation و ترجمه معنائىSemantic.Translution مطرح مى كنند.
پيش از هر چيز بايد گفته شود كه هيچ ترجمه اى نمى تواند به طور مطلق ارتباطى يا معنائى باشد. اين پديده, صرفا نسبى است و بسته به نوع متن و هدف ترجمه, يكى از اين دو قطب برجسته تر مى شود.
ترجمه ارتباطى بيشتر به گيرنده پيام توجه دارد تا به فرستنده آن, برعكس ترجمه معنائى نمى خواهد از دنياى فرستنده, فاصله بگيرد.
ترجمه ارتباطى به وارد كردن ساختهاى صورى و معنائى نامالوف از زبان مبدا به زبان مقصد, تمايلى نشان نمى دهد. اما ترجمه معنائى مى كوشد تا آنجا كه امكان دارد ساختهاى مزبور را وارد زبان مقصد كند. 
ترجمه ارتباطى خواننده را مهمتر از نويسنده مى انگارد درحالى كه ترجمه معنائى اولويت را به نويسنده مى دهد.
ترجمه ارتباطى آسانتر خوانده مى شود, اما اين خطر وجود دارد كه چيزى كه مى خواهيم به طور كامل گفته نويسنده نباشد.
برعكس, در ترجمه معنائى سعى بر اين است كه تمام الگوهاى ساختى و در نتيجه معنائى زبان مبدا به زبان مقصد برگردد و گاه حتى بر آن تحميل شود و طبيعى است كه چنين ترجمه اى را به راحتى نمى توان خواند.
مترجمى كه شيوه ترجمه معنائى را به كار مى گيرد يك چشم و نيم خود را به متن و نيم چشم خود را به ترجمه اختصاص مى دهد. اگر دو قطب ترجمه را ((ترجمه آزاد)) و ((ترجمه تحت اللفظى)) بگيريم; ترجمه ارتباطى و معنائى به ترتيب در قطب اول و دوم جاى مى گيرند))(3).
امروزه هرچه درباره ترجمه و هنر بودن آن, بنويسيم يا بحث نمائيم; تقريبا آئينه وار مى خواهيم پديده اى را كه در اوائل قرن سوم هجرى صورت گرفته است, كالبدشكافى كنيم و هنرنمائى مترجمان زبردست قرن سوم را ارزيابى نمائيم.
آنچه مهم است, اين است كه در اين پديده و شكوفائى فرهنگى, دانشمندانى با توانمنديهاى خود, ابداعى را به وجود آورده اند و توانسته اند, علومى را به فرهنگ اسلامى انتقال دهند كه در بارورى و نوزائى فرهنگى مسلمانان, سهم بسزائى داشته است.
شيوه كار اين دانشمندان بسى دقيق و كار طاقت فرسا بوده است. آنان در انجام كار خود به همه سبك هاى تحقيق, نسخه نويسى, مقابله و نقد و بررسى دست يازيده اند. اينك به اختصار به هركدام از اين شيوه ها اشاره مى شود:

1 . تهيه نسخه هاى خطى
براى تهيه نسخه هاى خطى آثار يونانى, هياتهاى رسمى گسيل مى شدند يا كار تهيه كردن و آوردن آنها را دانشمندان, خود به عهده مى گرفتند.
ابن نديم, در ((الفهرست)) مى گويد: 
((مامون شبى در خواب ارسطو را ديد و همين خواب, او را به روانه كردن هيات برانگيخت. صرف نظر از صحت و سقم اين سخن, مامون هياتى مركب از ((حجاج بن مطر)) و ((ابن البطريق)) و ((سلما)), متصدى بيت الحكمه و چند نفر ديگر را براى آوردن نسخه هاى خطى به امپراطورى بيزانس اعزام كرد و فرستادگان او نسخه هائى يافتند كه از آن ميان بعضى را برگزيدند و در بازگشت به بغداد, آنها را به مامون عرضه كردند و سپس به امر مامون به ترجمه آنها پرداختند(4).
هيات ديگرى نيز از جانب بنوموسى(محمد و احمد و حسن فرزندان موسى بن شاكر) كه دانشمندان ثروتمندى بودند, روانه آن ديار شدند. اين هيات مركب بود از معروفترين مترجمان آن زمان: ((حنين بن اسحاق)) و برخى ديگر كه از نام آنها اطلاعى در دست نيست.
ابن النديم مى گويد:
((آنها كتابهائى شگفت انگيز و تصنيفات غريبى در فلسفه, هندسه, موسيقى, ارشماطيقى(حساب) و طب با خود آوردند. بنوموسى مترجمانى مانند ((حنين بن اسحاق)), ((حبيش بن حسن))(الاعسم) و ((ثابت بن قره)) و چند تن ديگر را به خدمت گرفته بودند و در ازاى ترجمه كتابها, ماهانه مبلغى در حدود 500 دينار به آنها مى پرداختند(5).

2. فراهمآورى متون انتقادى
از نكات بارز فن ترجمه كه مترجمان آن را در نظر داشتند, اين است كه گاهى از يك اثر, چندين نسخه فراهم مىآوردند زيرا ترجمه ها از جهت متن اصلى آنها نيز باهم متفاوت بودند.
يحيى بن عدى در تنقيح نسخه خطى خود گويد: ((بايد بدانى كه اين فصل(فصل آخر مقاله آلفاى كوچك از الهيات ارسطو) را تنها در ترجمه حنين بن اسحاق مى توان يافت. من آن را در ترجمه هاى سريانى و ترجمه هاى عربى سواى ترجمه اسحاق نيافتم. اين فصل آن چيزى نيست كه در خور نتيجه اين مقاله باشد, بلكه بيشتر در خور آغاز مقاله آلفاى بزرگ است و درست مفهوم آن را بيان مى كند)).
سخن يحيى بن عدى مبنى بر اين كه اين فصل را جز در ترجمه اسحاق در ديگر ترجمه هاى عربى نديده و آن را در ترجمه هاى سريانى نيافته است, دليل بر وجود نسخه هاى متعددى است كه پيش يحيى وجود داشته است. اين, نمونه اى از انتقاد متون است كه معمول مترجمان و دانشمندان بوده است(6).
از آن گوياتر سخن حنين بن اسحاق است كه درباره شيوه ترجمه خود بيان مى كند. او مى گويد:
((در بيست سالگى كتاب ((فى التشريحDESECTIS(( جالينوس را از روى يك نسخه يونانى پرغلط ترجمه كردم. بعدها, وقتى كه تقريبا چهل ساله بودم, شاگردم حبيش از من خواست كه كتاب را با استفاده از نسخه هاى خطى يونانى كه با خود آورده بودم, اصلاح كنم. من تمام اين نسخه ها را باهم مقابله كردم و توانستم نسخه منقح يگانه اى فراهم آورم. سپس اين متن منقح يونانى را با ترجمه سريانى سابق خود مقابله و آن را اصلاح كردم. شيوه معمول من در تمام كوششهائى كه براى ترجمه متنى آغاز مى كنم, اين است. چند سال بعد اين ترجمه سريانى را به عربى ترجمه كردم))(7).
شيوه كار حنين بن اسحاق اين بود كه تنها وقتى دست به ترجمه كار متنى مى برد, كه نخست متن يونانى منقحى از آن, از طريق مقابله نسخه هاى خطى موجود, فراهم آورده باشد. اگر از اثرى تنها يك نسخه خطى داشت, ترجمه آن را به وقتى موكول مى كرد كه به نسخه هاى ديگرى از آن دست يابد.

3. ترجمه و تجديد نظر
بيشتر مترجمان به دليل اين كه سريانى زبان بودند, و احيانا در زبان عربى مهارتى نداشتند, ترجمه هاى بدى به زبان عربى ارائه مى دادند, به همين جهت نياز بود كه در اين ترجمه ها, تجديد نظر شود.
ابن نديم در الفهرست مى نويسد:
((ميرلاحى كه در زمان ما (نيمه دوم قرن چهارم) حيات دارد, سريانى را به خوبى مى داند, ولى در عربى الفاظ زشتى(ناهنجارى) به كار مى برد. نزد على بن ابراهيم دهكى به كار ترجمه از سريانى به عربى مشغول بوده و اين دهكى ترجمه هايش را اصلاح مى كرد.
گاهى خود حنين بن اسحاق ترجمه ديگران را اصلاح مى كرد(8).
گاهى مترجمان كه مى توانستند متون فلسفى يا علمى را دريابند, از اينرو قادر بودند كتابهاى مترجمانى را كه از يونانى و سريانى به عربى ترجمه مى شد, اصلاح كنند. مثلا ابن ناعمه كه در عربى توانا نبود, به همين سبب ديگران ترجمه هايش را اصلاح مى كردند(9).
كندى نيز ترجمه ديگران را تصحيح كرده است.

4. شيوه هاى ترجمه
صلاح الدين صفدى مى گويد:
((مترجمان, دو شيوه در ترجمه دارند: نخست آن است كه يوحنا بن البطريق, ابن ناعمه الحمصى و ديگران به كار مى برند. در اين شيوه, مترجم هربار به يك كلمه يونانى نگاه مى كند, معنى آن را درمى يابد و سپس يك كلمه عربى كه در معنى معادل كلمه يونانى است, به ذهن مىآورد و آن را مى نويسد, پس از آن به يك كلمه ديگر نگاه مى كند و به همين ترتيب كار را ادامه مى دهد تا ترجمه كتابى كه در دست دارد, تمام شود. ولى اين شيوه به دو دليل نادرست است: يكى به اين دليل كه در زبان عربى معادلهائى براى تمام كلمات يونانى وجود ندارد و به همين سبب است كه مى بينيم در اين نوع ترجمه ها بسيارى از كلمات يونانى عينا در ترجمه آورده مى شود و ديگر به اين دليل كه نحو و ساختمان جمله در يك زبان همواره متناظر با نحو و ساختمان زبان ديگر نيست.
شيوه دوم ترجمه, شيوه ((حنين بن اسحاق)) و جريرى و ديگران است. در اين شيوه, مترجم جمله اى را مى خواند, معنى آن را درمى يابد و سپس به جمله اى معادل آن برمى گرداند. صرف نظر از اين كه كلمات دو زبان معادل يكديگر باشند يا نباشند. اين شيوه بهتر است. به همين سبب كتابهاى حنين بن اسحاق نيازى به اصلاح نداشته است, مگر آنهائى كه در زمينه علوم رياضى بود, زيرا او بر رياضيات احاطه نداشت. احاطه او بر طب و منطق و طبيعيات و الهيات بود و آنچه او در اين زمينه ها ترجمه كرده است, محتاج به تجديدنظر يا اصلاح نبود(10).
ولى اقليدس (كتاب اصول اقليدس) و كتاب ((المجسطى)) و كتابهاى ميان اين دو را ثابت بن قره حرانى اصلاح كرده است(11).
شايد رساترين راه در انتقال علوم و روش آموزش همگانى, روش ((ترجمه آزاد)) باشد كه بيشترين اهميت را به انتقال معنا و نقل محتوا مى دهد. اين راه و روشى بوده است كه حنين ابن اسحاق در انجام كار بزرگ خود به خوبى از عهده آن برآمده است.
امروزه نيز كه بعد از رنسانس, گسترش سواد و دانش در ميان اقوام بشرى, يكى از اهداف بزرگ آزادىخواهان و انسان دوستان است, آسانترين راه براى ايصال دانش به تشنگان آن, آسان سازى علم, حذف اصطلاحات پيچيده و نوشتن با قلم روان و نثرى گويا, مى باشد. اين به جز از طريق ((ترجمه آزاد)) از راه هاى ديگرى ميسور نيست.
انحصار علم در ميان گروهى انگشت شمار و معدود و يا مغلق گوئى و پيچيده كردن آن كه عمر و وقت دانش طلب را تنها در حل معضلات عبارات صرف نمايد, خيانت به علم و بشريت است. و اين نكته اى است كه ابن خلدون فيلسوف اجتماعى مسلمان هم در گسترش علم بر آن تاكيد دارد(12).

1. از يوجين نايداTaward a science of Translation. ترجمه سعيد باستانى به نقل از ((درباره ترجمه)) نشر دانشگاهى, 1365, محمدرضا حكيمى, ادربيات و تعهد در اسلام, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى - طاهره صفارزاده, اصول و مبانى ترجمه, چاپ دانشگاه ملى ايران.
2. يوجين نايدا نقش مترجم, ترجمه سعيد باستانى, ص 27, به نقل از كتاب ((درباره ترجمه)).
3. على صلح جو, بحثى در مبانى ترجمه, ص 50 - 51 به نقل از ((درباره ترجمه)), نشر دانشگاهى , تهران, 1365.
4. ابن النديم, الفهرست, صفحه 304 طبع رضا تجدد.
5. منبع قبل.
6. عبدالرحمان بدوى, انتقال فلسفه يونانى به جهان اسلام, ترجمه اسماعيل سعادت, ص 59 نشر دانشگاهى درباره ترجمه 1365.
7. همان منبع, ص 60.
8. همان منبع, ص61.
9. الفهرست, چاپ فلوگل, ص 234.
10. عبدالرحمان بدوى, فن ترجمه و انتقال فلسفه, ترجمه سعادت, ص 77.
11. شيخ بهائى, الكشكول, ج1, ص 388 چاپ ظاهرالزاوى, قاهره 1961.
12. ابن خلدون, مقدمه, ص 532 احيا التراث العربى, بيروت, بى تا.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 7  مهر  1380

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 670 | کل بازدید : 5827415 
اخبار