چهارشنبه ٠٤ بهمن ١٣٩٦
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
طليعه سور در كلام وحى

 منبع : شارح

 نويسنده : اسماعيل نساجى زواره    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1393/01/15  
 


يكى از جامع ترين و با فضيلت ترين آيات در كلام وحى كه ((سيد آيات قرآن)) به شمار مى رود, آيه كريمه ((بسم الله الرحمن الرحيم)) است. خداوند سبحان كلام خود را با اين كلمه طيبه كه حاوى اسم ذات و برخى صفات الهى است, آغاز مى كند تا ادب شروع كارها را با نام نامى خود به سالكان كويش بياموزد. اين آيه شريفه به تعداد سوره هاى قرآن 114 بار آمده است كه 113 بار سرفصل سوره ها است (آغاز سوره برائت فاقد اين آيه است) و در سوره مباركه ((نمل)) افزون بر آغاز سوره, در طليعه نامه حضرت سليمان بن داود(ع) به ملكه ((سبا)) نيز آمده است(1). تعداد دفعات نزول آن 114 بار است نه اين كه يك بار نازل شده و به دستور پيامبر اكرم(ص) سرفصل سوره هاى قرآنى قرار گرفته باشد. در عصر نزول وحى, فرودآمدن اين آيه كريمه به عنوان اولين آيه سوره جديد, نشانه پايان پذيرفتن سوره پيشين و آغاز نزول سوره پس از آن بوده است(2). 
اما ديرزمانى است كه در ميان فقهاى شيعه و سنى بر سر اين كه آيا اين آيه جز هر سوره است يا نه؟ اختلاف عظيمى وجود دارد, شيعيان در اين مساله اتفاق نظر دارند و آن را جز سور قرآن دانسته اند ولى ميان اهل تسنن اختلاف نظر هست; بعضى با نظر شيعه موافق اند و بعضى سخت مخالف. عده اى از آن ها عقيده دارند كه جز هيچ سوره اى نيست و تنها اوائل سوره ها تيمنا خوانده مى شود; بعضى از پيروان مسلك شافعى و حمزه معتقدند كه تنها در سوره حمد جز سوره است ولى در سوره هاى ديگر جز آيات نيست و در عمل گاهى سوره ها را بدون اين آيه تلاوت مى كنند; مخصوصا در نماز بعد از حمد, سوره را بدون ((بسم الله الرحمن الرحيم)) آغاز مى كنند(3); ولى شيعه به پيروى از ائمه اطهار(عليهم السلام) به شدت با اين مساله مخالفت دارند(4) تا آنجا كه فرموده اند: ((خدا بكشد كسانى را كه بزرگترين آيه از آيات قرآن را از قرآن حذف كرده اند))(5). حضرت على(ع) مى فرمايند: ((رسول خدا بسم الله را مى خواند و آيه اى از سوره به حساب مىآورد))(6).
همچنين از ابن عباس روايت شده كه فرمود: (رسول خدا(ص) غالبا اول و آخر سوره ها را نمى فهميد تا آنكه آيه ((بسم الله)) نازل مى شد و بين دو سوره قرار مى گرفت)(7).
به استناد احاديث فوق مى توان نتيجه گرفت كه اولين آيه هر سوره, اين كلام تكريمآميز است.

ادب الهى در شروع كار
بين مردم جهان رسم است كه هر عمل مهم و پرارزشى را به نام يكى از بزرگان شروع مى كنند و كلنگ هر موسسه ارزنده اى را به نام فردى كه مورد علاقه آنهاست, مى زنند و آن را با اين شخصيت مهم ارتباط مى دهند; ولى براى بقا و پاينده بودن هر تشكيلات و جاويد ماندن نام هر فردى لازم است, آن را به موجود پايدار و جاويدى ارتباط داد, زيرا موجودات اين جهان همه به سوى كهنگى و فنا و زوال مى روند و تنها تشكيلات, موسسات و افرادى جاويد مانده اند كه با ((فناناپذيرى)) بستگى دارند.
اگر نامى از پيامبران و انبيا باقى است, به علت بستگى و ارتباط آنها با خداى جهان و عدالت و حقيقت است كه كهنگى در آنها راه ندارد. آن وجودى كه ازلى است و ابدا فنا در او راه ندارد, ذات پاك خداوند جهان است و آنكه قدرت و صفات كمال او بى نهايت است, ذات پروردگار بزرگ مى باشد. بنابراين براى پاينده و جاويد ماندن و مواجه نشدن با شكست و نافرجامى هر چيز و هر عمل لازم است آن را با آفريدگار جهان ارتباط دهيم و آن را با نام او شروع كنيم; زيرا ارتباط با او آن را پربركت و جاويد نگاه مى دارد(8) و به همين مناسبت است كه خداوند بزرگ به بندگانش در اين آيه شريفه ادب دينى و ورود به كار و شروع عمل را مىآموزد(9). پيامبر اكرم(ص) نيز در مقام تبيين همين ادب دينى فرموده اند: ((هر كارى كه با بسم الله آغاز نگردد, ابتر و بى فرجام است)).(10).
چنانكه آغاز هرچيز, خداوندى است كه (هو الاول) است, ثمردادن هر كارى نيز مرهون آغاز كردن آن با نام خدا است وگرنه آن كار با واقعيت خاص خود هماهنگ نخواهد شد و به ثمر نمى رسد. آغاز كردن با نام خدا و ابتدا به اسم ((الله)) اشاره اى دارد به لزوم حق بودن فعل و پاك بودن فاعل; يعنى جمع بين ((حسن فعلى)) و ((حسن فاعلى)) بنابراين, كارى را مى توان با نام خدا آغاز كرد كه هم حسن فعلى داشته باشد و هم حسن فاعلى; يعنى هم حق باشد و هم از قلب پاك و نيت خالص فاعل برخاسته باشد و اگر عملى فاقد هر دو حسن يا يكى از آن دو باشد, قابل شروع با نام خدا نيست و به مقصد نمى رسد; زيرا كار باطل به باطل ختم مى شود. پس براى منتهى شدن كار به مقصد اصيل خود كه حق است و مصونيت از نافرجامى كه آفت فعل است, بايد كار را با نام خدا و به حق آغاز كرد و از اين روى خداى سبحان, مساله ورود صادقانه به كار و خروج صادقانه از آن را به پيامبراكرم(ص) مىآموزد(11) : ((و قل رب ادخلنى أ مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق...))(12). انسانى كه با نام خدا وارد كارى شود و در حدوث و بقا, آن نام را حفظ كند, هرگز در بين راه نمى ماند و حاصل آن كه, خداى سبحان با آغاز كردن كتاب وحى و ساير سوره ها به نام خود, ادب دينى را به ما مىآموزد تا كارها رنگ الهى به خود گيرد.
ادامه دارد

1. نمل: 30.
2. تفسير تسنيم: آيه الله جوادى آملى, ج1, ص289.
3. البته قرائت سوره كامل بعد از حمد را واجب نمى دانند, چنانكه گفته شد, گاهى در عمل, يكى از سوره هاى كوتاه را مى خوانند.
4. آشنايى با قرآن: سوره حمد و بقره, شهيد مطهرى, ص10 - 11.
5. تفسيرالميزان: ج1, ص41.
6. ((كان رسول الله يقر (بسم الله الرحمن الرحيم) و يعددها آيه منها...)). (نورالثقلين: ج1, ص9).
7. ماخذ قبل: ص42.
8. تفسيرنمونه: ج1, ص5 - 6.
9. تسنيم: ج1, ص296.
10. ((كلد امر ذى بال لم يذكر فيه بسم الله الرحمن الرحيم فهو ابتر)). (بحارالانوار: ج89,ص242).
11. ماخذ قبل: ص297.
12. اسرا: 80.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 7  مهر  1380

خداوند با آغاز كتاب وحى, و ساير سوره هاى قرآن, اين ادب دينى را به بندگانش ياد داده كه هركار و عملى را با نام او آغاز و شروع كنند تا كارها رنگ الهى پيدا كند.
((بسم الله الرحمن الرحيم)) تنها رهآورد پيامبر اسلام(ص) نيست, بلكه از طليعه نامه حضرت سليمان(ع) به ملكه سبإ بر مىآيد كه قبل از اسلام نيز, ساير پيامبران كارها و مكتوبات خود را با ((بسم الله)) آغاز مى كردند. حضرت سليمان(ع) در نامه خود كه به ملكه شهر سبإ مى نويسد, آن را با نام خدا شروع مى كند و ملكه براى بزرگان سرزمينش نقل مى كند كه نامه اى از حضرت سليمان(ع) رسيده است(1). ((انه من سليمان و انه بسم الله الرحمن الرحيم))(2). و باز مى بينيم حضرت نوح(ع) در آن طوفان عجيب, هنگام سوار شدن به كشتى كه روى امواج كوه پيكر آب در حركت بود, براى رسيدن به نجات و پيروزى كامل به ياران خود دستور مى دهد: ((هنگام حركت و زمان توقف كشتى, نام خدا را بر زبان جارى سازند)). و مشاهده مى كنيم كه در پايان با موفقيت تمام پياده شدند و از خطر گذشتند(3). چنانكه قرآن مى گويد به نوح(ع) گفته شد: ((اى نوح از كشتى فرود آى كه سلام و بركات ما بر تو و همراهانت...)).
((يا نوح إهبط بسلام منا و بركات عليك و على امم ممن معك...))(4). و از روايات اهل بيت: استفاده مى شود كه همه كتب آسمانى با مضمون اين سخن آغاز شده است: ((هيچ كتابى خداوند از آسمان فرو نفرستاده است مگر اين كه اولش بسم الله باشد)). (ما انزل الله من السمإ كتابا الا و فاتحته بسم الله الرحمن الرحيم). و اين سيره مشترك همه پيامبران الهى بوده است; زيرا مهمترين خط حاكم بر رسالت همه پيامبران الهى دعوت به سوى خدا بوده است(5)

اشتراك لفظى و اختلاف معنوى
نزول مكرر آيه ((بسم الله...)) نشانه اختلاف معنا و تفسير آن در هر سوره است. اين آيه در سراسر قرآن كريم, اگر چه از نظر لفظى و ظاهرى يكسان است, اما از نظر معنوى و تفسيرى گوناگون است. اختلاف معنوى و اشتراك لفظى اين آيات از آن رو است كه بسم الله هر سوره, جزئى از آن سوره و با محتواى آن هماهنگ و به منزله عنوان و تابلوى آن سوره است و چون مضامين و معارف سوره هاى قرآن با يكديگر متفاوت است, معناى ((بسم الله...)) در سوره ها مختلف خواهد بود و در هر سوره درجه اى از درجات و شإنى از شوون الوهيت خداى سبحان و رحمانيت و رحيميت او را بازگو مى كند و از اين جهت همانند اسماى خداوند در پايان آيات است كه با محتواى آيات هماهنگ و به منزله برهانى بر محتواى آن است. بر اين اساس, اگر محتواى سوره اى به خوبى بيان و روشن شود, تفسير ((بسم الله...)) آن سوره نيز روشن خواهد شد(6). 
به همين دليل از نظر فقهى بايد در نماز ((بسم الله...)) به قصد همان سوره اى باشد كه نمازگزار قصد تلاوت آن را دارد و در صورت عدول نمازگزار از سوره اى به سوره ديگر بايد ((بسم الله...)) را به قصد سوره جديد تكرار كند و گرنه نماز اشكال پيدا مى كند(7).

مفاهيم و محتواى آيه
سه اسم از اسماى حسناى خداوند سبحان در اين آيه كريمه آمده است كه به ترتيب عبارت است از:
الف. الله: برترين نام از نام هاى ذات مقدس است كه مستجمع صفات كماليه است. اين نام مبارك كه از آن به عنوان ((لفظ جلاله)) ياد مى شود و 2697 بار در قرآن به كار رفته است, در اصل ((الاله)) بوده و همزه دوم آن بر اثر كثرت استعمال حذف شده و به صورت ((الله)) در آمده است و تفاوت آن با ((اله)) اين است كه لفظ ((اله)) بر هر معبودى اطلاق مى شود; حق باشد يا باطل. اما لفظ ((الله)) مختص ذات مقدس خداوند است كه جامع همه صفات جلالى و جمالى است و جز بر او; بر هيچ موجود ديگرى اطلاق نمى شود و از اين رو موصوف همه اسماى حسناى خداوند قرار مى گيرد ولى خود, صفت هيچ اسمى واقع نمى شود و بر اين اساس گفته مى شود: ((الله اسم ذات و ديگر اسم هاى خداوند صفات اوست))(8).
ب. الرحمن و الرحيم: دو صفت از صفات علياى خداوند سبحان است كه از ((رحمت)) مشتق شده است. فرهنگ هاى لغت براى واژه ((رحمت)) معانى فراوانى مانند: رقت, رإفت, لطف, رفق, عطوفت, حب, شفقت و دلسوزى ذكر كرده اند; در حالى كه اولا اينها مراحل پيشين رحمت است نه خود آن; زيرا با مشاهده صحنه هاى رقتآور, ابتدا در قلب انسان رقت, لطف, عطوفت, دلسوزى, محبت و سپس رحمت پديد مىآيد, ثانيا آنچه گفته شد, ويژگى مصداقى از مصاديق رحمت است كه در آدمى حادث مى گردد; اما رحمتى كه مخصوص ذات اقدس خداوند است, اين ويژگى را ندارد; زيرا خداوند از هر گونه انفعال و تإثر منزه است(9); چنانكه اميرالمومنين(ع) مى فرمايند: ((خداوند; رحيمى است كه به رحمت موصوف نمى شود)). ((رحيم لا يوصف بالرقه))(10).
بنابراين معناى جامع رحمت همان اعطإ و افاضه براى رفع حاجت نيازمندان است.
دو واژه ((الرحمن)) و ((الرحيم)) كه در ماده مشترك است, بر اثر تفاوت در هيإت و ساختار لفظى, داراى دو معناى مختلف است(11).
كلمه ((الرحمن)) صيغه مبالغه است كه بر كثرت و بسيارى رحمت دلالت مى كند و كلمه ((الرحيم)) صفت مشبهه است كه ثبات و بقا و دوام را مى رساند; پس خداى رحمان معنايش خداى ((كثيرالرحمه)) و معناى رحيم خداى ((دائم الرحمه)) است(12) كه اولى رحمت فراگير, مطلق و بى مقابل است كه همه چيز و همه كس را شامل مى شود و چنين رحمتى در برابر غضب نيست, بلكه غضب از مصاديق آن است و در ساير آيات قرآن, به عنوان رحمت عام مطرح شده است. و دومى رحمت ويژه, متناهى و خاص الهى است كه مخصوص مومنان است و اين رحمت در برابر غضب و سخط اوست. و در ساير آيات به عنوان رحمت خاص مطرح شده است و توفيق يارى دين و فراگيرى معارف و انجام دادن عمل صالح در دنيا و رسيدن به بهشت و رضوان الهى در آخرت از مظاهر بارز آن است(13).

بركات آيه
هركار بزرگ يا كوچك كه با نام خداوند شروع شود نه تنها به ثمر مى رسد, بلكه مورد بركت نيز قرار گرفته و بيش از مقدار انتظار نتيجه مى دهد. حضرت امام محمد باقر(ع) فرموده اند: ((سزاوار است كه هركار بزرگ يا كوچك با (بسم الله الرحمن الرحيم) آغاز شود تا خير و بركت در آن پايدار بماند)).
((... و ينبغى الاتيان بها((بسم الله...)) عند افتتاح كل امر عظيم او صغير ليبارك فيه)(14). همچنين از برخى احاديث ديگر چنين بر مىآيد كه مشغول شدن به قرائت ((بسم الله...)) مايه نجات است, اگر چه به عنوان شروع در كارى نباشد; مانند آنچه از حضرت رسول اكرم(ص) روايت شده كه آن حضرت فرمودند: ((هر كسى بخواهد كه حق تعالى او را از زبانيه(15) دوزخ نجات دهد, بايد به قرائت ((بسم الله...)) مشغول شود; زيرا كه آن نوزده حرف است, تا حق تعالى هر حرف از آن را سرى قرار دهد از جهت دفع هر يك از زبانيه ها(16).

احكام تلاوت ((بسم الله...)) در قرائت قرآن
خواندن ((بسم الله الرحمن الرحيم)) در آغاز سوره هاى قرآن واجب و هنگام ابتدا به آيات ميان سوره ها, مستحب است; به ويژه هنگامى كه آيه با نام پروردگار آغاز گردد و يا آيه در شرح نعمات الهى, اوصاف مومنين, پاداش, بهشت و... باشد. و چنانچه آيه با نام شيطان, كفار, منافقين, مشركين, كيفر, جهنم و... باشد, بهتر است خواندن آن ترك شود. همچنين تلاوت آن در آغاز سوره ((توبه)) ممنوع است; زيرا اين سوره با برائت از كفار و مشركين شروع شده است و اين موضوع با رحمت خداوند سازگارى ندارد; اما در ابتدا به آيات ميانى اين سوره بلامانع است هرچند كه بهتر است در ميان آيات اين سوره هم ترك گردد.
هرگاه بخوانيم هنگام تلاوت آياتى از قرآن, جاى ديگرى از كلام الله مجيد را بخوانيم, بدين صورت عمل مى كنيم:
1. در صورتى كه قسمت دوم, آياتى از بقيه همان سوره و يا اواسط سوره هاى بعد از آن باشد, خواندن ((بسم الله...)) مستحب است; مگر اينكه قسمت بعدى, ابتداى يك سوره باشد كه در اين صورت ذكر آن در آغاز هر سوره واجب است.
2. اگر قسمت دوم تلاوت ما, از آيات قبلى همان سوره باشد كه تا آن لحظه نخوانده ايم و يا از سوره هاى قبل از آن باشد, قسمت دوم را نيز بايد با ((بسم الله...)) شروع كنيم و خواندن آن امرى است واجب(17).

دافع شيطان
امام صادق(ع) از قول پيامبر اكرم(ص) نقل مى كند كه فرمودند:
((هنگامى كه مردم سفره غذا را مى گسترانند, چهار هزار فرشته به دور آن جمع مى شوند; اگر بنده (بسم الله الرحمن الرحيم) گفت, فرشتگان مى گويند: خدا بر شما و بر غذايتان بركت فرستد و به شيطان خطاب مى كنند كه اى فاسق بيرون رو, و اگر (بسم الله...) نگفتند, فرشتگان به شيطان مى گويند: بيا اى فاسق و با اين ها غذا بخور. و چون بعد از غذا سفره جمع شد و يادى از خدا نشد, فرشتگان مى گويند: مردى كه خدا به ايشان نعمت ارزانى داشته, پروردگارشان را فراموش كرده اند))(18).
يكى از عواملى كه مى تواند هم در جهت پيش گيرى و هم براى درمان جان آدمى بسيار مفيد و موثر باشد, اين است كه انسان خود را به گفتن ذكر ((بسم الله...)) مشغول كند; زيرا اين جمله شريفه يكى از بزرگترين مصاديق ذكر خداست و درصورتى كه بر آن مداومت شود و هيچ گاه فراموش نگردد, اين پند و درس عميق را به انسان آگاه مى دهد كه كارى كه با نام خدا, آن ذات پاك و مقدس آغاز شود, نبايد با آلودگى و وساوس شيطانى و خواطر نفسانى همراه باشد و نيز به او القا مى شود كه استعانت فقط به درگاه خداوند متعال شايسته است و در هيچ امرى غير حق را دخيل نمى كند و طبيعى است كه وقتى انسان اين چنين عمل كند, ديگر جايى براى وسوسه هاى شيطان لعين باقى نمى ماند مگر اينكه ((بسم الله...)) لقلقه زبانى بوده باشد.

1. تفسيرنمونه: ج1, ص7.
2. نمل: 30.
3. مإخذ قبل: ص6 - 7.
4. هود: 48.
5. جوادى آملى, تسنيم, ج1, ص298.
6. همان: ص289 - 291.
7. همان: ص292.
8. همان: ص279 - 280.
9. همان: ص280.
10. نهج البلاغه: صبحى صالح, خطبه 179.
11. تسنيم: ج1, ص281.
12. الميزان: ج1, ص33.
13. مإخذ قبل: ص292 - 293.
14. تفسير صافى: ج1, ص70.
15. مراد از زبانيه مإموران آتش جهنم است و شايد از اين جهت زبانيه گفته شده كه انسان ها را به آتش پرتاب مى كند اين لفظ يك بار در قرآن (سوره علق, آيه 18) آمده است: (قاموس قرآن, ج3, ص156.
16. تسنيم: ج1, ص319.
17. حليه القرآن(2), سيد محسن موسوى, ص142 - 143.
18. فروع كافى: ج6, ص292.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 8  آبان  1380

 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 601 | کل بازدید : 5827416 
اخبار