دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
مبارزه با توطئه گران - ابو ایوب انصاری

 منبع : شارح

 نويسنده : مهدی پیشوایی    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1393/02/14  

ابو ايوب در خط مبارزه با توطئه گران بر ضد حكومت علوى, از هيچ كوششى فروگذار نمى كرد و پيشگويى پيامبر را در مورد توطئه هاى ناكثين و قاسطين و مارقين را براى مردم بازگو مى كرد.

ابوايوب پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) آرزوى حكومت على(ع) را كه دنباله حكومت الهى پيامبر بود, در دل داشت و همواره براى رسيدن به اين آرزو تلاش مى كرد. پس از قتل عثمان كه مسلمانان جهت بحث و گفتگو پيرامون انتخاب خليفه, در مسجد پيامبر(ص) گردآمده بودند, گروهى از شخصيت هاى بزرگ و چهره هاى درخشان بپا خاستند و فضايل و سوابق درخشان و مبارزات على(ع) را در راه اسلام برشمردند و او را شايسته ترين فرد براى رهبرى امت معرفى كردند. يكى از اين شخصيت ها ((ابوايوب انصارى)) بود كه با سخنان خود كوشيد زمينه را براى رسيدن على(ع) به حكومت, هموار سازد(1).
چنانكه اشاره شد, كسانى كه از حكومت عثمان حمايت مى كردند, به خاطر پست و مقام و منافع خودشان بود, آنان مى دانستند كه اگر حكومت عدل اسلامى به رهبرى على(ع) روى كار بيايد, دست آنان از بيت المال مسلمانان كوتاه خواهد شد, به همين دليل بود كه اين گروه, پس از پيروزى انقلاب و كشته شدن عثمان كه على(ع) بر اثر استقبال شديد و بى سابقه انقلابيون, به خلافت رسيد, از همان روزهاى نخست, در برابر حكومت عدل او به توطئه گرى و دسيسه بازى پرداختند و به بهانه هاى گوناگون, سعى در تضعيف حكومت اميرمومنان(ع) نمودند.
ابوايوب كه به خوبى از انگيزه هاى آنان آگاه بود, نمى توانست در برابر تحريكات آنان بى تفاوت باشد. از اينرو براى خنثى كردن كارشكنى هاى مغرضانه آنان, تلاش مى كرد. 
روزى طلحه, زبير, مروان, سعيد بن عاص, عبدالله بن زبير, و وليد بن عقبه كه عموما از عناصر فاسد و مخالف على(ع) بودند, در مسجد گرد آمدند و مدتى آهسته با هم گفتگو كردند و آنگاه وليد به نمايندگى از طرف آنان, نزد اميرمومنان(ع) آمد و خواسته هاى آنان را كه غيرقانونى بود, مطرح كرد, و وقتى كه پاسخ منفى و دندان شكن از آن حضرت شنيد, برگشت و سخنان امام را براى آنان بازگو كرد و چون از سازشكارى امام نااميد بودند, متفرق شدند, اما پيدا بود كه آرام نخواهند نشست و به اظهار عداوت و گسترش دامنه اختلاف خواهند پرداخت.
ابوايوب و عمار ياسر و تنى چند از شخصيت هاى شيعه كه شاهد فعاليت هاى مغرضانه آنان بودند, به پيشنهاد عمار, به حضور اميرمومنان رسيدند و جريان را گزارش كرده چنين گفتند:
((...اين گروه از قريش نقض بيعت كرده, وعده هاى خود را زير پا گذاشته اند, و ما را مخفيانه دعوت به جدايى از تو مى كنند, آنان از پيروى تو كراهت دارند و راه ثروت اندوزى نامشروع را به روى خود بسته ديده اند, و چون شما در تقسيم بيت المال, بين عرب و عجم فرق نمى گذاريد, به مخالفت با تو برخاسته اند...)).
اميرمومنان(ع) مردم را در مسجد گردآورد و سخنرانى تند و مستدلى ايراد كرد و اين گروه را مورد انتقاد قرار داده آنان را دعوت به تحمل عدل و پيروى از حق نمود...(2).
گرچه آن گروه توطئه گر, همچنان به اعمال نارواى خود ادامه دادند, اما در هر حال ابو ايوب و ديگر ياران صميمى و وفادار او مراقب توطئه دشمنان داخلى اسلام بودند و در برابر تحريكات مخالفان به منظور تضعيف حكومت على(ع) آرام نمى نشستند. 

پيش گويى پيامبر(ص)
ابوايوب بر اساس شناخت عميق و علاقه صميمانه اى كه نسبت به اميرمومنان(ع) داشت, در هر سه جنگى كه در زمان خلافت آن حضرت پيش آمد(جنگ جمل, صفين, نهروان) در ركاب آن حضرت شمشير زد و با ناكثين و مارقين و قاسطين مبارزه نمود(3).
او پيشگويى پيامبر را در مورد توطئه هاى ناكثين و مارقين و قاسطين براى مردم بازگو مى كرد و حقيقت را براى كسانى كه دچار شك و ترديد بودند , روشن مى ساخت كه يك نمونه آن ذيلا نقل مى گردد:
يكى از عراقيان مى گويد: هنگامى كه ابوايوب وارد عراق شد(تا از آنجا همراه على(ع) به جنگ معاويه برود), قبيله ((ازد)) شترى توسط من به او اهدا كردند, من شتر را به وى دادم و چنين گفتم:
ابوايوب! خداوند با نعمت ميزبانى و صحابى بودن براى پيامبر, تو را عزت و شرف بخشيده است, اينك چرا هر روز به روى مردم شمشير مى كشى؟ يك روز با اين دسته و روز ديگر با آن دسته مى جنگى؟!
او پاسخ داد: پيامبر به ما توصيه كرد كه در ركاب على(ع) با ناكثين (پيمان شكنان) و قاسطين(ستمگران) و مارقين(از دين خارج شدگان)بجنگيم, ما با ناكثين (طلحه و زبير و ...) جنگيديم و در راه جنگ با قاسطين (معاويه و طرفدارانش) هستيم و هنوز با مارقين روبه رو نشده ايم!(4).
گويا با توجه به وزنه اجتماعى ابوايوب و احترامى كه مردم نسبت به رإى و نظر او قائل بودند, او غير از موقع ورود به عراق, در موارد ديگر نيز با اين پرسش و اعتراض روبه رو شده و هر بار پيشگويى پيامبر را تكرار نموده است كه يكى از آنها در بازگشت از جنگ صفين بوده(5) و ديگرى پس از خاتمه جنگ جمل در شهر بصره, و چون آنچه در بصره رخ داده با توجه به كثرت پرسش كنندگان از اهميت بيشترى برخوردار است, كه خلاصه آن را ذيلا از نظر خوانندگان مى گذرانيم:
پس از خاتمه جنگ جمل, ابوايوب به منزل يكى از بنى هاشم رفت, در اين هنگام سى نفر از بزرگان بصره نزد وى رفتند و گفتگوى زير ميان آنان صورت گرفت, بصريان به وى گفتند:
- تو در ركاب پيامبر اسلام(ص) در جنگ بدر و احد با مشركان جنگيدى, اكنون چرا با مسلمانان مى جنگى؟!.
- به خدا سوگند پيامبر به من فرمود: تو بعد از من در كنار على بن ابى طالب با ناكثين و قاسطين و مارقين خواهى جنگيد.
- تو را به خدا اين جمله را از رسول خدا شنيدى؟!.
- به خدا سوگند عين اين جمله را از زبان خود پيامبر شنيدم!
- آنچه درباره على(ع) از پيامبر شنيده اى براى ما نقل كن.
- رسول خدا مى فرمود: على با حق, و حق با على است, او امام و خليفه بعد از من است(6), من بر سر نزول قرآن با مشركان جنگيدم, على نيز بر سر تإويل آن خواهد جنگيد, دو فرزند او حسن و حسين كه دو نوه من از اين امتند, دو پيشوا و امامند, چه قيام بكنند و چه صلح, پدر آن دو, از آنان بهتر است, امامان بعد از حسين, نه نفر و از صلب او خواهند بود, و از آنان است قائمى كه در آخرالزمان قيام كرده دژهاى گمراهى را خواهد گشود همچنانكه من در آغاز اسلام قيام كردم.
- نه نفر امام كه ياد كردى چه كسانى هستند؟
- آنان امامان بعد از حسين هستند كه يكى پس از ديگرى به امامت مى رسند.
- پيامبر, تعداد امامان بعد از خود را چند نفر معرفى كرد؟
- دوازده نفر...(7).

.1 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد, ج7, ص36.
.2 مدرك قبل, ص39.
.3 الدرجات الرفيعه, ص315 - الاستيعاب, ج1, ص404 و ج4, ص6 - اسدالغابه, ج2, ص81 و ج5, ص143 - الكامل, ج3, ص459 - 495. برخى از مورخان و محدثان, تنها شركت او را در جنگ نهروان نقل نموده و يا شركت او را در جنگ صفين انكار كرده اند(البدايه و النهايه, ج8, ص58 - الطبقات الكبرى, ج3, ص143 - الاستيعاب, ج4, ص24 و ج4, ص6 - اسدالغابه, ج5, ص143 - الاصابه, ج1, ص405 - مستدرك حاكم, ج3, ص458 - تهذيب تاريخ ابن عساكر, ج5, ص44) ولى در صفحات آينده خواهيم ديد كه او در هر سه جنگ شركت داشته است, و در اينجا تنها اعتراف ((ابن حجر عسقلانى)) را يادآور مى شويم كه مى نويسد, واقدى و ابوالقاسم بغوى و ديگران گفته اند كه, ابوايوب در صفين در سپاه على(ع) شركت داشته است.
.4 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد, ج3, ص207 - الدرجات الرفيعه, ص316 - رجال كشى, ص37 - تاريخ ابن عساكر, ج3, ص172. مرحوم سيد عليخان مدنى مشابه اين قضيه را در صفحات 316 و 317 الدرجات نيز نقل كرده است.
.5 او در بازگشت از صفين وقتى كه با چنين اعتراضى روبه رو گرديد, پس از نقل گفتار پيامبر, چنين گفت,
((... با ناكثين يعنى طلحه و زبير و اهل جمل جنگيديم, و اينك از جنگ با قاسطين يعنى معاويه و عمروعاص بر مى گرديم, ولى نمى دانم مارقين در كجا هستند لكن بخواست خدا با آنان نيز حتما خواهيم جنگيد...)).
سپس افزود, ((شنيدم پيامبر به عمار مى فرمود, تو را گروه ستمگر مى كشند, و تو در آن هنگام بر حق بوده و حق با تو خواهد بود, عمار! اگر ديدى على از راهى رفت و تمام مردم از راه ديگر, همراه على برو; زيرا او تو را گرفتار هلاكت نمى كند و از راه هدايت بيرون نمى رود...))(بحارالانوار, ج38, ص38 - الدرجات الرفيعه, ص317 - تاريخ بغداد, ج13, ص186 - تاريخ ابن عساكر, ج3, ص170) ابن عساكر علاوه بر اين روايت, پيشگويى پيامبر(ص) را از دو طريق ديگر نيز از قول ابوايوب نقل كرده است(ج3, ص169 - 170).
.6 على مع الحق و الحق معه, و هو الامام و الخليفه بعدى.
.7 بحارالانوار, ج36, ص325 - 326. ذيل اين حديث حاكى است كه پيامبر اسلام(ص) اسامى دوازده امام را ذكر نموده و فرموده است, ((در شب معراج ديدم اين اسامى در ساق عرش نوشته شده است)) و چون دنباله حديث, شامل مطالب ديگرى است و از بحث ما بيرون است, از نقل آن خوددارى شد.

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام شماره 8  آبان  1380

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 764 | کل بازدید : 6436605 
اخبار