سه شنبه ٠٣ مهر ١٣٩٧


  چاپ        ارسال به دوست

حجت الاسلام حسن جواهری
سخنان حجت الاسلام حسن جواهری نوه صاحب جواهر

حسن جواهری از نوادگان محمدحسن نجفی معروف به صاحب جواهر به بررسی زندگی این فقیه بزرگوار پرداخت. متن زیر بخشی از سخنان وی است:

جد سوم محمدحسن از اصفهان به نجف رفت و در نجف اقامت کرد و به‌این‌ترتیب نجفی نام گرفتند، پس‌ازآن به‌این‌علت که علت شیخ محمدحسن کتاب بسیار با عظمت و مهمی در فقه به نام جواهرالکلام نوشت، به صاحب جواهر لقب گرفت و پس‌ازآن به نوادگان ایشان هم جواهری می‌گویند.

می‌گویند شیخ محمدحسن 14 سال در نزد وحید بهبهانی درس می‌خوانده و پس‌ازآن نزد سید بحرالعلوم تلمذ کرده است، در بین این دو قول برخی می‌گویند که در نزد وحید بهبهانی تحصیل نکرده اما خود شیخ محمدحسن در نوشته‌اش از وحید بهبهانی به عنوان استادالاکبر یاد می‌کند. سید علی طباطبایی نیز از دیگر استادان ایشان است.

صاحب جواهر راه استاد خود، وحید بهبهانی را ادامه داد

قبل از وحید بهبهانی مسلک اخباریه بر حوزه‌های علمیه مسلط بود و این مسلک در اصول فقه و در فقه علوم انحراف داشت، بنابراین این عصر زمان خوبی نبود. وحید بهبهانی توانست با این مسلک مبارزه کند، و بعد از وحید بهبهانی، صاحب جواهر راه او را ادامه داد و با مسلک اخباری مخالفت کرد.

بهائیت در نجف منتشر نشد زیرا علما حکم به کفر آن‌ها دادند

پس از مسلک اخباریه، مسلک شیخیه هم در همان زمان بود که این‌ها نیز انحرافات شدید عقایدی داشتند، صاحب جواهر به تکفیر این فرقه‌های شیخیه پرداخت و آن‌ها را نیز منحل کرد. بنابراین این گونه بود که صاحب جواهر راه وحید بهبهانی را ادامه داد و برای همین تألیف جواهر الکلام به دور از هرگونه انحراف است و همین است که امام خمینی (ره) هم می‌فرماید معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم به این دلیل است که فقه جواهری از هرگونه انحرافی در کل به دور است.

بعد از شیخیه، بابیه و بعد از آن بهائیه‌ها آمدند، در نجف بهائیت اصلاً منتشر نشد زیرا عالمان حکم به کفر آن‌ها دادند بنابراین الان هم بهائیت در عراق اصلاً شایع نشد.

طلاب نجف برای مقابله با وهابی‌ها تعلیم نظامی دیدند

بعدها وهابیت در همان عصر آمد که آن‌ها ناصب به اهل بیت (ع) هستند که صاحب جواهر حکم به کفر آن‌ها داد و گفت زن شیعی نمی‌توان به آن‌ها داد و از ناصبی هم نمی‌توان زن داد، این وهابی‌ها اعتقاد دارند که خداوند جسم است و در کل هم سنی‌ها و هم شیعه‌ها آن‌ها را تکفیر کردند. این داعش و تکفیری‌های که در حال حاضر در حال کشتار مسلمانان هستند همان وهابی‌های زمان صاحب جواهرند که از همان قدیم هم به غارت نجف و کربلا دست می‌زدند. تا این که استاد صاحب جواهر شیخ جعفر کشف الغطا حکم به مسلح شدن طلاب و اهل نجف داد، تا بروند به مسجد سهله و مسلح شوند که برادر بزرگ‌تر صاحب جواهر، شیخ محمد حسین در همان جریانات تعلیم نظامی کشته شد، شیخ محمد حسین هم بسیار نابغه و باهوش بود.

صاحب جواهر از سجایای اخلاقی زیادی برخوردار بود، تقوای زیاد و قناعت، اخلاص در عمل از جمله این سجایا است. خودش در رابطه با کتابش می‌گوید همت من بالاتر از عیوق (ستاره‌ای در آسمان) است و در برابر مشکلات و سختی‌ها بازوی من هرگز خم نمی‌شود.

آن چنان به تدریس پای بند بود که هرگز و در هیچ شرایطی آن را تعطیل نمی‌کرد، کلاس‌های درسش نیز نیم ساعت یا یک ساعت نبود، بلکه گفته می‌شود 2 یا 3 ساعت طول می‌کشید به طوری که با خود بقچه‌ای را می‌برد و وقتی که درس طول می‌کشید و عرق می‌کرد لباس را از بقچه در می‌آورد و عوض می‌کرد.

محمد فرزند صاحب جواهر در زمان خود او فوت می‌کند، جنازه این فرزند را شب در خانه می‌گذارند تا فردا تشییع شود، اما حتی در همان شب نیز دست از نوشتن و تألیف خود نمی‌کشد.

شیخ انصاری صاحب جواهر را کریم شریعت می‌خواند

در قناعت و زهد نیز نمونه بود، یک روز فردی از تبریز می‌آید و وقتی می‌بیند که صاحب جواهر مرجع شده است می‌گوید عجب نیست که این فرد به این درجه رسیده است، از او می‌پرسند چرا چنین چیزی می‌گویی؟ در پاسخ می‌گوید من سی سال پیش به اینجا آمدم و به هر یک از طلاب یک تومان می‌دادیم، آن زمان این مرجع طلبه ای بود وقتی به او یک تومان دادم قبول نکرد و گفت احتیاج من تنها دو ریال است و نمی‌دانم که آیا بعد از آن زنده باشم تا از این یک تومان استفاده کنم یا خیر؟

منزل ایشان کلاً 60 متر است که الان هم با توسعه حرم امام علی (ع) در صحن امام حسین (ع) واقع شده است، ایشان تا آخر عمر در همین منزل ساده زندگی می‌کرد.

البته او برای خودش زاهد و ساده بود اما برای مهمان و طلابش بسیار بخشنده و مهمان نواز بود. به طوری که وقتی مهمان از ایران آمده بود می‌بینند که ایشان برای آن‌ها سفره ای تدارک دیده که در آن بیش از یک نوع غذا است، سفره را که متنوع می‌بینند تصمیم می‌گیرند که از آن پس پول خود را به ایشان ندهند و به نزد شیخ انصاری می‌روند، شیخ انصاری می‌گویند که چرا حقوق طلاب را به صاحب جواهر ندادید، آن‌ها می گویند ما رفتیم و سفره ایشان را دیدیم و تصمیم گرفتیم تا از این پس حقوق را به کس دیگری بدهیم، شیخ انصاری در جواب آن‌ها گفت، ایشان خودشان قانع است اما این به این معنا نیست که به مهمان و طلابش نیز سخت بگیرد، بلکه ایشان کریم شریعت است.

منبع: خبرگزاری تسنیم


٠٥:٠٦ - شنبه ٢٠ تير ١٣٩٤    /    شماره : ٣٦٣٥٥٣    /    تعداد نمایش : ٨٦٩٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 433291 | کل بازدید : 6623566 
اخبار