دوشنبه ٢٨ مرداد ١٣٩٨
معاونت تهذیب
معاونت تهذیب حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت پژوهش
معاونت تبلیغ
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
معاونت امور طلاب
خبرگزاری رسمی حوزه های علمیه ، حوزه نیوز ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه
عباد الرحمن - توحید خالص

 منبع : قلم

 نويسنده : سید مهدی موسوی چتابی    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1393/09/19  

توحيد خالص

وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ).ششمين ويژگى توحيد خالص است و ظلمت شرك از آسمان فكر و روح آنها به كلى كنار و رخت بر بسته است.

الامام علي «ع»: أمّا بعد! فإنّ اللَّه تعالى بعث محمّدا «ص» بالحق، ليخرج عباده من عبادة عباده إلى عبادته، و من عهود عباده الى عهوده، و من طاعة عباده الى طاعته، و من ولاية عباده الى ولايته. «3»

شرك

 بيان بعضى كلمات كه دال بر شرك بخداوند

آيه 106 سوره يوسف وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ.

عدّة الدّاعى نقل شده از ابى عبد اللَّه عليه السّلام كه مردم بعضى‏ها ميگويند اگر فلان نميبود من هلاك ميشدم و يا اگر فلان نميبود بلا بمن ميرسيد، و اگر فلان نميبود ضايع ميشد كار من گفتن اين عبارات در واقع يك نوع شرك است. پيام پيامبر    ترجمه‏فارسى    551    

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «اى معاذ، آيا مى‏دانى خداوند چه حقّى بر بندگان دارد؟».عرض كرد: خدا و رسولش بهتر مى‏دانند.

فرمود: «آنكه او را بپرستند و چيزى را با او شريك نسازند، آيا مى‏دانى آنان چه حقّى بر خداوند دارند؟» عرض كرد: خدا و رسولش بهتر مى‏دانند.فرمود: «اينكه عذابشان نكند».

عن رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله انّه سئل فيما النّجاة غدا فقال: انّما النّجاة في أن لا تخادعوا اللَّه فيخدعكم فانّه من يخادع اللَّه يخدعه و يخلع منه الايمان و نفسه يخدع لو يشعر فقيل له و كيف يخادع اللَّه قال يعمل بما امر اللَّه به ثمّ يريد به غيره فاتّقوا اللَّه و اجتنبوا الرّئاء فانّه شرك باللَّه انّ المرائى يدعى يوم القيمة باربعة اسماء: يا كافر يا فاجر يا غادر يا خاسر حبط عملك و بطل اجرك. «2»

عن ابى عبد اللَّه امام صادق عليه السّلام قال: الرّجل يعمل شيئا من الثّواب لا يطلب به وجه اللَّه انّما يطلب تزكية النّاس يشتهى ان يسمّع به النّاس فهذا الّذى اشرك بعبادة ربّه. «1»

قال علىّ عليه السّلام: تصفية العمل اشدّ من العمل. «2» مراقبت در پاك واقع شدن عمل دشوارتر از خود عمل است. الحديت-روايات تربيتى، ج‏2، ص:

عن ابى محمّد (امام عسكرى) عليه السّلام قال الاشراك في النّاس اخفى من دبيب النّمل على المسح الاسود في اللّيلة المظلمة «1».

شرك و ريا

     قرآن‏

1 قُلْ: هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ* «1» (1) * 2 قُلْ: يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ، أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ، وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً، وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ .. «2» (2)... 3 حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ، وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ* «3»

                        الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 396

 (1) پاك و خالص، بى‏هيچ شائبه شرك، خداى را بپرستيد (و حج گزاريد!)؛ و هر كه به خدا مشرك شود (و ديگرى را بپرستد)، همچون كسى است كه از آسمان فرو افتد و پرنده او را دريابد (و پاره پاره كرده نابود سازد)، يا كسى كه باد او را به جايى دور بيفكند (كه نشانى از وى بر جاى نماند)* 4 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً، يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ، وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ .. «1» (2) پاره‏اى از مردم براى خدا شريكانى همتا مى‏گيرند و آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند، ليكن كسانى كه ايمان آورده‏اند خدا را از جان و دل دوست مى‏دارند ... 5 وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِهِ، قُلْ: تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ* «2» (3) براى خدا همتايانى قرار دادند تا (مردمان) را از راه خدا گمراه كنند؛ بگو:

كامرانى كنيد كه بازگشت شما به آتش است!* 6 أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً، إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ عُجابٌ؟!* «3» (4) (كافران گفتند:) آيا اين پيامبر، خدايان همه را (نفى كرده و به جاى آنها تنها) يك خدا قرار داده و پذيرفته است؟ اين، چيزى مايه شگفتى است* 7 فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ*  مُنِيبِينَ إِلَيْهِ، وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ، وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ*  مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ، وَ كانُوا

                        الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 397

شِيَعاً، كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ* «1» (1) به دين پاك و يكتاپرست رو كن، كه اين فطرت و نهادى است كه خدا مردمان را بر آن نهاد؛ خلقت خدا را دگرشدنى نيست؛ همين است دين درست و پاينده، ولى بيشترين مردمان نمى‏دانند* به او بازگرديد، و از خشم او بپرهيزيد، و نماز را بر پاى داريد، و از مشركان نباشيد* يعنى آنان كه در دين خود تفرقه ايجاد كردند و گروه گروه شدند، و هر گروه به آنچه در دست داشت شادمانى نمود* 8 يا صاحِبَيِ السِّجْنِ، أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ؟*  ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ، ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ؟ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ، أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ* «2» (2) اى ياران زندانى من! آيا خداوندگارانى پراكنده بهتر است، يا اللَّه، خداى يگانه بر همه چيز غالب؟* آنچه جز او مى‏پرستيد چيزى نيست جز نامهايى (بى‏حقيقت) كه شما و پدرانتان ناميده‏اند، و خدا هيچ حجتى براى (حقانيت و درستى) آنها فرو نفرستاده است؛ فرمان جز خداى را نيست؛ و او فرموده است كه جز او را نپرستيد! همين است دين درست و پاينده، ولى بيشترين مردمان نمى‏دانند* 9 وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ، وَ عَصَوْا رُسُلَهُ، وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ*  وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ، أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ، أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ* «3»

                        الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 398

 (1) قوم عاد منكر آيات پروردگار خود شدند، و از فرستادگان خدا فرمان نبردند، و به فرمان هر ستمگر سركش ستيهنده گردن نهادند* و در اين دنيا و در دنياى ديگر گرفتار لعنت شدند؛ آگاه باشيد كه قوم عاد به پروردگار خود كافر شدند، و هان كه لعنت بر عاديان باد، يعنى قوم هود* 10 إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ، فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ* «1» (2) كسانى جز خدا را كه به خدايى مى‏خوانيد، بندگانى چون شمايند؛ پس بخوانيد تا اگر راست مى‏گوييد به شما پاسخ دهند!* 11 فَقالُوا: أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ؟*  فَكَذَّبُوهُما فَكانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ* «2» (3) (فرعون و فرعونيان) گفتند: آيا به دو انسان همچون خودمان (موسى و هارون) ايمان آوريم، با اينكه قوم اين دو ما را مى‏پرستند؟* اين بود كه آنان را تكذيب كردند و هلاك شدند* 12 وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها، وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ، لَهُمُ الْبُشْرى‏، فَبَشِّرْ عِبادِ* «3» (4) كسانى را كه از طاغوت و پرستيدن آن دورى كردند و به خدا بازگشتند، بشارت باد، آرى، بندگان مرا بشارت ده!*

                        الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 399

الامام علي «ع»: .. احتالتهم الشّياطين عن معرفته، و اقتطعتهم عن عبادته. «1» شياطين آنان را از شناخت خدا با حيله منصرف كردند، و از پرستش او بازداشتند. 2

السيدة فاطمة «ع»: .. ففرض اللَّه الايمان تطهيرا من الشّرك، و الصّلاة تنزيها لكم من الكبر .. «2»

الامام الصادق «ع»- في قوله تعالى: «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»، «3» فقال: أما و اللَّه ما دعوهم الى عبادة أنفسهم، و لو دعوهم الى عبادة انفسهم ما أجابوهم، و لكن أحلّوا لهم حراما، و حرّموا عليهم حلالا؛ فعبدوهم من حيث لا يشعرون. «4»

 (3) امام صادق «ع»- در تفسير اين آيه: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ دانايان و راهبان خود را، به جاى خدا، ارباب خود گرفتند»، گفت: به خدا كه عالمان يهود آن مردم را به پرستش خود نخواندند، و اگر به پرستش خود مى‏خواندند مردم پذيرا نمى‏شدند، بلكه آنان حرام را برايشان حلال و حلال را حرام كردند؛ اين بود كه آن مردم نادانسته‏حبران و راهبان را پرستيدند (و حكم غير خدا را اطاعت كردند). بنگريد! در اين حديث سازنده حرّيت آموز، ياد شده است كه تبعيت و پيروى از هر قانونى، به منزله پرستش آن است. بنا بر اين هر كس از قوانين غير الهى پيروى كند، چنان است كه غير خدا را پرستيده و در برابر غير خدا سر فرود آورده است. و اين شرك است، حتى پيروى از عالمان دينى- اگر حكمى غير از حكم خدا را بگويند- داخل در همين مقوله است؛ چنان كه آيه و توضيح حضرت امام جعفر صادق «ع»، در همين باره است.

4

الامام الصادق «ع»: إنّ اللَّه- تبارك و تعالى- أعطى محمدا «ص» شرائع نوح و ابراهيم و موسى و عيسى «ع»: التوحيد و الاخلاص، و خلع الأنداد، و الفطرة الحنيفيّة السّمحة، و لا رهبانيّة و لا سياحة، أحلّ فيها الطّيّبات، و حرّم فيها الخبائث، و وضع عنهم إصرهم و الأغلال التي كانت عليهم .. «1»

 (1) امام صادق «ع»: خداى متعال به محمد «ص» شريعتهاى نوح و ابراهيم و موسى و عيسى «ع» را بخشيد، يعنى توحيد، و اخلاص، و فرو افكندن همتايان (و ترك شرك و انبازگيرى براى خدا)، و پيروى از دين فطرى يكتاپرست آسانگير، بدون رهبانيت و دوره گردى (و گدايى براى كشتن نفس)؛ و در اين شريعت، پاكيزه‏ها را حلال و پليدها را حرام كرد، و بندها و زنجيرهايى را كه (جباران و طاغوتان گوناگون) بر مردمان نهاده بودند بگشود. 5 الامام الرضا «ع»-

فيما نقله فضل بن شاذان: ... فإن قال: أخبرني عن الأذان‏

                        الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 401

لم أمروا به؟ قيل: لعلل كثيرة .. فإن قال قائل: فلم لم يجعل بدل التهليل التسبيح او التحميد و اسم اللَّه في آخرهما؟ قيل: لانّ التّهليل هو إقرار للَّه تعالى بالتّوحيد، و خلع الأنداد من دون اللَّه. و هو أوّل الايمان و أعظم من التّسبيح و التّحميد. «1»

 (1) امام رضا «ع»- به روايت فضل بن شاذان: اگر پرسنده گويد: در باره اذان بگو كه چرا گفتن آن لازم گشت؟ گفته مى‏شود: براى علتهاى فراوان ...

پس اگر گوينده‏اى بگويد: چرا در پايان آن «2» به جاى «لا اله الّا اللَّه»، «سبحان اللَّه» يا «الحمد للَّه» يا «اللَّه اكبر» نيامده است؟ در جواب گفته مى‏شود: از آن جهت كه «لا اله الّا اللَّه» اعتراف به يگانگى خدا و زدودن شرك و نفى همتا و انباز است براى خداى متعال، و اين نخستين شعار ايمان است، و از تسبيح گفتن و حمد كردن مهمتر است. 6

(2) امام على «ع»: خداى متعال، محمد- صلّى اللَّه عليه و آله- را به دين حق مبعوث كرد، تا بندگان او را از پرستش بندگان به پرستش او، و از نگاهداشت پيمانهاى بندگان به نگاهداشت پيمانهاى او، و از فرمانبردارى بندگان به فرمانبردارى او، و از سرپرستى بندگان به سرپرستى او برآورد. 7

الامام الباقر «ع»- كتب في رسالة الى بعض خلفاء بني أمية: .. و من ذلك ما ضيّع الجهاد الّذي فضّله اللَّه تعالى على الأعمال ... و أوّل ذلك الدّعاء الى‏

                        الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 402

طاعة اللَّه تعالى من طاعة العباد، و الى عبادة اللَّه من عبادة العباد، و الى ولاية اللَّه من ولاية العباد .. و ليس الدّعاء من طاعة عبد الى طاعة عبد مثله .. «1»

 (1) امام باقر «ع»: در نامه‏اى به يكى از خلفاى بنى اميه: و از جمله چيزهايى كه خليفه ضايع گذارده جهاد است، كه خداى متعال آن را بر اعمال فضيلت داده است ... و اول آن خواندن مردمان است از طاعت بندگان به طاعت خدا، و از پرستش بتان به پرستش خدا، و از دوستى بندگان به دوستى خدا ... نه خواندن از طاعت بنده‏اى به طاعت بنده‏اى ديگر همانند خود او. 8

الامام السجاد «ع»: اللّهمّ و قوّ بذلك محال اهل الاسلام، و حصّن به ديارهم! ... حتى لا يعبد في بقاع الأرض غيرك، و لا تعفّر لاحد منهم جبهة دونك. «2»

 (2) امام سجاد «ع»: خدايا! تو خود (با تأييد گسترى و كمك‏بخشى به نيروهاى مؤمن، و با فروگذارى و خذلان رسانى به نيروهاى كفر و شرك و تجاوز)، قدرت اهل اسلام را افزون كن، و شهرهاى مسلمانان را مستحكم ساز ... تا در همه جاى زمين جز تو كسى پرستيده نشود، و براى كسى جز تو هيچ پيشانيى به خاك نرسد.

                        الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 403

گزيده كافى    ج‏1    273    (3) شرك در قانون .....  ص : 271

 (3) شرك در قانون‏

 (4) (408) 6- ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: اگر مردمى باشند كه خدا را به يكتائى بپرستند و نماز بخوانند، زكاة بدهند، به حج خانه خدا بروند و روزه بگيرند، اما به يكى از دستورات خدا و يا سنتهاى رسول خدا خرده بگيرند يا اين‏                  

كه در دل خود اشكال و ايرادى احساس كنند، (1) در سلك مشركان قرار مى‏گيرند. سپس ابو عبد اللَّه صادق اين آيه را تلاوت كرد: «نه بخدايت سوگند كه اين مردم ايمان نمى‏آورند جز در موقعى كه در منازعات حقوقى خود تو را حكم و داور بسازند، و آن گاه از داورى تو- هر چه باشد- تنگدل نشوند و به داورى تو گردن بگذارند». بعد از تلاوت آيه، ابو عبد اللَّه گفت: بنا بر اين از حد تسليم و تن دادن به فرمان خدا و رسول خارج نشويد. توجه: اين حديث با سند صحيح طى شماره 138 گذشت.

 (2) (409) 7- از ابو عبد اللَّه صادق (ع) پرسيدم: تفسير كلام خدا چيست كه مى‏گويد: «جهودان و ترسايان، عبادت خدا را وانهادند و به عبادت دانشمندان خود خاخامها و كشيشها پرداختند». ابو عبد اللَّه صادق گفت: بخدا سوگند كه خاخامها و كشيشها مردم را به پرستش خود دعوت نكردند، و اگر دعوت مى‏كردند، هيچ كس پذيرا نمى‏گشت. ولى عبادت به اين گونه بود كه خاخامها و كشيشها حرام خدا را حلال كردند و حلال خدا را حرام كردند و

                        گزيده كافى، ج‏1، ص: 273

مردم به فتواى آنان عمل كردند و ندانسته به عبادت آنان پرداختند. شرح- اين حديث طى شماره 23 گذشت و توضيح مختصرى به آن اضافه گرديد. و در اينجا به همين تذكر اكتفا مى‏شود كه اين گونه آيات و احاديث هشدارى است كه به امت اسلامى داده‏اند تا مانند امتهاى پيشين به شرك و ضلالت مبتلا نشوند.

اصول كافى-ترجمه مصطفوى    ج‏4    116    شرح .....  ص : 116

باب شرك

شرح‏

- فيض عليه الرحمة گويد: يعنى بقلب خود اعتقاد بآن پيدا كند و آن را دين خود قرار دهد و سر اينكه شرك است آنست كه به پيروى هواى نفس برگردد، و صاحب اين عقيده اگر چه خدا را عبادت كند ولى هواى نفس را هم اطاعت كند و در اطاعت براى خدا شريك قرار داده است.

2-                        اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏4، ص: 114

 

 (4) ابو العباس گويد: از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم: از كمترين چيزى كه انسان بدان مشرك شود؟

گويد: فرمود: هر كه رأيى را بدعت گذارد چه بواسطه آن محبوب گردد. و چه بدان واسطه مبغوض شود.

- مجلسى (ره) گويد: رأى مبتدع آنست كه مستند شرعى نداشته باشد چه اينكه آن رأى در اصول باشد و چه در فروع، و اما آن كس كه در فهم كتاب و سنت با كوشش فراوانى كه كرده خطا كند ظاهر اينست كه داخل در بدعت گذار نباشد.

3-

 (1) حضرت صادق عليه السّلام در گفتار خداى عز و جل: «و ايمان نياورند بيشتر آنان بخدا جز اينكه ايشانند مشركان» (سوره يوسف آيه 106) فرمود: شيطان را ندانسته پيروى كند پس مشرك گردد.

4-

 (2) ضريس از آن حضرت عليه السّلام حديث كند كه در گفتار خداى عز و جل (در همين آيه) فرمود: شرك در طاعت است نه شرك در عبادت، و از گفتار خداى عز و جل «و برخى از مردمند كه خدا را بر حرف پرستش كنند» (سوره حج آيه 11 پرسيدم؟) فرمود: آيه در باره مردى نازل شده و سپس در باره پيروان او هم باشد، پس من عرضكردم: هر كه در برابر شما چيزى برپا دارد او از كسانى است كه خدا را بر حرف پرستيده؟ فرمود: آرى و گاهى مشرك محض باشد.

شرح‏

- مجلسى (ره) گويد: يعنى مقصود: شرك از نظر اطاعت و پيروى كردن غير از خداوند است و گر چه عبادت و پرستش و سجده بر او نكند، مانند كسى كه پيروى شيطان يا هواى نفس يا انسان گمراه يا گمراه‏كننده را بكند كه او با خدا شريك قرار داده، تا آنكه در تفسير آيه دوم گويد و حاصل اينست كه پرسش‏كننده از حال مخالفين پرسش كرده كه آيا ايشان اهل اين آيه هستند؟ فرمود: برخى اهل آن هستند و برخى مشرك محض ميباشند، محتمل است تتمه كلام سابق امام عليه السّلام باشد يعنى گاهى در باره مردى بتنهائى باشد و گاهى در باره پيروانش، و در بعضى نسخه‏ها «مختصا» بجاى «محضا» ضبط شده كه او صريح در همين معناى اخير است.

5- اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏4، ص: 115

 (3) عميره گويد: از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود: مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم             

شدن براى ما مأمورند، سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست؛ ولى پيش خود بنا گذارند كه بما مراجعه نكنند بهمان سبب مشرك گردند.

6-

 (1) عبد اللَّه بن يحيى كاهلى گويد: حضرت صادق عليه السّلام فرمود: اگر چنانچه مردمى خداى يگانه و بى‏شريك را پرستش كنند، و نماز را برپا دارند، و زكاة را بدهند، و حج خانه خدا را بجا آورند، و ماه رمضان را روزه دارند، سپس بچيزى كه خدا كرده يا پيغمبر (ص) ساخته اعتراض كنند و بگويند: كه چرا بر خلاف آن نساخته؟ يا در دل خود چنين اعتراضى كنند (گر چه بزبان نياورند) بهمين اعتراض مشرك شوند، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «نه چنين است بپروردگار تو سوگند ايمان نياورند تا بداورى بگزينند تو را در آنچه سر زده است بين ايشان و سپس نيابند در دلهاى خويش چاره‏اى از آنچه تو قضاوت كرده‏اى و تسليم شوند تسليم تسليم‏شدنى» (سوره نساء آيه 65) سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود: بر شما است كه تسليم باشيد.

7-

 (2) ابو بصير گويد: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: از گفتار خداى عز و جل: «كشيشان و ديرنشينان خود را خدايانى در برابر خدا گرفتند» (سوره توبه آيه 31) فرمود: هر آينه بخدا سوگند آنها ايشان را بپرستش خودشان نخواندند، و اگر بپرستش خود خوانده بودند ايشان نميپذيرفتند ولى حرامى را بر ايشان حلال كردند، و حلالى را بر ايشان حرام كردند، پس آنها را ندانسته از همين راه پرستش كردند.

                        اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏4، ص: 116

8-

 (1) حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هر كه مردى را در گناهى پيروى كند بتحقيق كه او را پرستش كرده است.

شرح‏

- مجلسى (ره) گويد: و سر اين مطلب آنست كه پرستش جز خضوع و تذلل و اطاعت و انقياد نيست، و روى همين حساب خداى سبحان پيروى هواى نفس و اطاعت شيطان را پرستش آن دو ناميده در آنجا كه فرمايد: «آيا ديدى آن كس را كه برگرفت خداى خويش را هوس خويش» (سوره جاثيه آيه 23) و نيز فرمايد: «آيا بشما سفارش نكرديم اى بنى آدم كه نپرستيد شيطان را كه او شما را دشمنى است آشكار» (سوره يس آيه 60).

اصول كافى-ترجمه كمره‏اى    ج‏5    431    باب شك .....  ص : 431

 (1) 4- از ضريس، از امام صادق (ع) در قول خدا عز و جل:«ايمان نياورد بيشتر آنان به خدا جز اينكه هم آنها مشرك باشند» فرمود:شرك در اطاعت است نه شرك در عبادت، و از قول خدا عزّ و جلّ (11 سوره حج): «و برخى مردمند كه خدا بر حرف مى‏پرستند» (پرسش شد) و فرمود: راستى آيه‏اى در باره مردى نازل شود و سپس در باره پيروان او هم باشد، سپس من گفتم: هر كه در برابر شما چيزى بر پا دارد، او از كسانى است كه خدا بر حرف مى‏پرستد؟ در پاسخ فرمود: آرى، و بسا كه شرك محض باشد. (2) 5- از عميره، گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مى‏فرمود:مردم مأمورند ما را بشناسند و به ما مراجعه كنند و تسليم به ما باشند، سپس فرمود: و اگر چه روزه دارند و نماز گزارند و شهادت دهند كه جز خدا معبود شايسته‏اى نيست و در دل گيرند كه به ما مراجعه نكنند، بدين سبب مشرك باشند. (3) 6- از عبد اللَّه بن يحيى كاهلى، گويد: امام صادق (ع) فرمود: اگر چنانچه مردمى خداى يگانه و بى‏شريك را بپرستند و نماز را بر پا دارند و زكاة را بپردازند و خانه خدا را حج كنند و ماه رمضان را روزه دارند و سپس بدان چيزى كه خدا ساخته و پيغمبر ساخته‏اعتراض كنند و بگويند: چرا بر خلاف آن نساخته‏ايد؟ يا در دل خود چنين تصوّرى بكنند (گرچه به زبان نياورند)، به همين اعتراض خود، مشرك گردند، سپس اين آيه را خواند (64 سوره نساء):                        اصول كافى-ترجمه كمره‏اى، ج‏5، ص: 429

 

 12- سؤال حضرت باقر از حال جابر و جواب اوروى انّ جابر بن عبد اللَّه الانصارى رضى اللَّه تعالى عنه ابتلى في آخر عمره بضعف الهرم گرفتار ضعف و پيرى و ناتوانى و العجز فزاره محمّد بن علىّ الباقر (عليه السّلام) فسأله عن حاله فقال انا في حالة احبّ فيها الشّيخوخة على الشّباب و المرض على الصّحة و الموت على الحيوة فقال الباقر (عليه السّلام) امّا انا يا جابر فان‏جعلنى اللَّه شيخا احبّ الشّيخوخة و ان جعلنى شابّا احبّ الشيبوبة و ان امرضنى احبّ المرض و ان شفانى احبّ الشّفاء و الصّحّة و ان اماتنى احبّ الموت و ان ابقانى احبّ البقاء فلمّا سمع جابر هذا الكلام منه قبل وجهه- و قال صدق رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه و آله) فانّه قال ستدرك لى ولدا اسمه اسمى يبقر العلم بقرا كما يبقر الثّور الارض فلذلك سمّى باقر علم الأوّلين و الآخرين.

 

 



دانلود فايل : عباد_الرحمن_-_توحید_خالص.docx ( 50KB )

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 344 | کل بازدید : 7553058 
اخبار