شنبه ٠٥ خرداد ١٣٩٧


  چاپ        ارسال به دوست

آیت الله بروجردی
عظمت حضرت معصومه سلام الله علیها نزد آیت الله بروجردی

به گزارش قلم ... پایگاه اطلاع رسانی معاونت آموزش حوزه علمیه البرز ... ، آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی در آستانه میلاد حضرت معصومه سلام الله‌ علیها در جمع طلاب و فضلای حوزه، خاطراتی را از جدّ خود، حضرت آیت الله بروجردی نقل کرد.

امتناع آیت الله بروجردی از پذیرش پسر عبدالعزیز

در زمان مرحوم آيت الله العظمي بروجردی، سعود بن عبدالعزیز به ایران آمد (سعود بن عبد العزیز پسر اول عبدالعزیز است و عبدالعزیز هم همان فردی بود که مذهب عربستان را به سمت وهابی سوق داد) و فرستاده وزیر خارجه عربستان، به همراه وزیر خارجه ایران، سفیر ایران و وزیر دربار، خدمت آيت الله العظمي بروجردی آمدند و اظهار داشتند که آقای ملک سعود می‌خواهد خدمت شما برسد؛ اما مرحوم آيت الله العظمي بروجردی در همان بدو امر امتناع کردند.

خیلی از بزرگان تلاش کردند و حتی برخی از مراجع با ایشان صحبت کردند که شما مدافع تقریب بین مذاهب هستید و اگر آنها به قم بیایند و  با شما ملاقات کنند، برای شیعه مایه اعتبار است. ایشان در پاسخ فرمودند: اگر پادشاه سعودی، به قم بیاید، به دیدن من می‌آید، ولی به زیارت  فاطمه معصومه (سلام الله عليها) نمی‌رود و اینکه یک پادشاه، به عنوان من، به قم وارد بشود و نسبت به خانم فاطمه معصومه(سلام الله عليها) بی‌احترامی کند، هتک اهل بیت است و من به عنوان مرجع این مذهب، نمی‌توانم تحمل کنم که مذهب، این گونه مورد هتک قرار بگیرد.بنابراین، ایشان به خاطر مقام خانم حضرت معصومه(سلام الله عليها) ملاقات با پادشاه عربستان را نپذیرفتند.

 

توجّه کریمه اهل بیت علیها السلام به طلاب

یک طلبه آذری به قم آمده بود و تنها در مدرسه حجتیه زندگی می‌کرد که مریض می‌شود. بیماری و گرسنگی او در حدی بود که بیش از 24 ساعت هیچ چیزی نخورده بود. او در این وضعیت، لنگان لنگان خودش را به حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) می‌رساند. داخل حرم که می‌شود به خانم سلام می‌دهد و زیارت می‌کند و به ایشان می‌گوید: خانم، شما وقتی نمی‌توانید اطرافتان را اداره کنید، این قدر آدم جمع نکنید!! من به قم آمده‌ام و 24 ساعت است که گرسنه هستم و سپس از حرم بیرون می‌رود.

ایشان نقل می کرد که با حال خرابی به مدرسه برگشتم و قصد داشتم که ترک تحصیل کنم و با خودم گفتم که این طلبگی چیزی برای ما نداشت و ما هم به جایی نمی‌رسیم؛ پس به دنبال کسب و کار برویم.  وقتی وارد مدرسه شدم خادم مدرسه حجتیه به من گفت که از بیت آيت الله العظمي بروجردی آمده بودند و تو را می‌خواستند. من در ذهن خودم گفتم که آيت الله العظمي بروجردی با ما چه کار دارد! من یک طلبه گمنام هستم و حتما اشتباه شده است. اعتنایی نکردم و رفتم داخل حجره که دوباره خادم آمد و گفت: مگر من نگفتم که آيت الله العظمي بروجردی با شما کار دارد؟! خادم آيت الله العظمي بروجردی در مدرسه ایستاده و می‌خواهد شما را ببیند.

 

من هم پیش خادم رفتم که ایشان به من گفت: آقای فلانی شما هستید؟ آيت الله العظمي بروجردی می خواهد شما را ببیند!! من به همراه ایشان، به خانه آيت الله العظمي بروجردی رفتم و در حالی که خیلی خوشحال شده بودم، نشستم و دست ایشان را بوسیدم، وایشان با من، حال و احوالی کردند و گفتند، چه می خوانی؟ مدرسه در چه حالی است؟ و در همین زمان پاکتی را به من دادند. پاکت را گرفتم و دست آيت الله بروجردی را بوسیدم؛ ولی زمانی که داشتم از اتاق خارج می‌شدم آيت الله العظمي بروجردی گفت: آقای فلانی، وقتی که حرم  مشرف شدید با خانم مودب رفتار کنید!!

برداشت از: حوزه نیوز


٠١:٢٥ - يکشنبه ٢٥ مرداد ١٣٩٤    /    شماره : ٣٦٤٤٧٤    /    تعداد نمایش : ٧٠٦٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 417382 | کل بازدید : 6255668 
اخبار